🔹تدارک ویژهی ایران برای امارات و بحرین
🔹یک منبع نظامی مطلع، از طرح راهبردی جدید نیروهای مسلح ایران متناسب با تحولات میدانی خبر داد و با اشاره به نقش امارات و بحرین در پشتیبانی از تهدید اخیر آمریکا مبنی بر حمله زمینی به جزایر ایران، هشدار داد:
🔹در ازای هرگونه تعرض به جزایر ایران، تدارک ویژه و بیسابقهای برای این ۲ کشور در نظر گرفته شده که بسیار زیانبار و عبرتآموز خواهد بود.
🔹براساس گزارشهای دریافتی، محافل تصمیمگیر در تهران درحال جمعبندی مستنداتی هستند که نشان میدهد امارات و بحرین در کنار میزبانی از پایگاههای آمریکا، نقش فعالی در پشتیبانی از طرحهای تهاجمی علیه تمامیت ارضی ایران داشتهاند.
🔹همکاری این کشورها در اختیار گذاشتن زیرساختهای نظامی و هوش مصنوعی به دشمنان ایران گویای آن است که پاسخ مستحکم جمهوری اسلامی ایران قطعی است./فارس
#رتوریک_جنگ
دکتر ولایتی خطاب به پادشاهیهای حوزهی خلیج فارس:
در دعوای فیلها علفها لِه میشوند!
@drAshiri
هدایت شده از تینا چهارسوقی امین
✍🏻نامِ جنگ و سیاستِ معنا
🔴 چرا تبدیل نام «جنگ رمضان» به «جنگ خلیج فارس» خطای روایی است؟
در شلوغی گروههای مختلف متنی خواندم مبنی بر پیشنهادهایی برای تغییر نام «جنگ رمضان» به «جنگ خلیج فارس» یا عباراتی از این دست... (نام نویسنده و مرجع انتشارش خاطرم نیست و متأسفانه ذخیرهاش نکردم). درست است که هنوز جایی رسماً نام جنگ رمضان ثبت نشده و به فراخور فضای رسانه ملی و آنچه در کلام مسئولین و اصحاب رسانه جاری شده است، آن را مینامند؛ اما این پیشنهاد تغییر نام را اشتباه و اتفاقاً انتخاب عنوان فعلی را گزینه درستی میدانم.
اگر از منظر تحلیل گفتمان به مسئله نگاه کنیم، نامگذاری جنگ صرفاً یک «برچسب توصیفی» نیست؛ بلکه نوعی کنش گفتمانی است که چارچوب معنایی، هویت جمعی و حافظه تاریخی یک رویداد را میسازد. به همین دلیل، بحث بر سر «جنگ رمضان» یا «جنگ خلیج فارس» در واقع بحث بر سر این است که کدام چارچوب معنایی قرار است تجربه جنگ را در حافظه جمعی تثبیت کند.
نخست، نام «جنگ رمضان» دلالتی زمانی ـ معنوی دارد که مستقیماً تجربه زیسته جامعه را بازنمایی میکند. وقوع جنگ در ماه رمضان و جنگیدن در حالی که جامعه در وضعیت روزهداری است، یک وضعیت خاص و پرمعنا میسازد: تلفیق ریاضت، صبر و مقاومت. در سنت اسلامی نیز رمضان همواره با لحظات سرنوشتساز تاریخی پیوند داشته است (مانند جنگ بدر یا فتح مکه). بنابراین این نامگذاری، جنگ را در یک افق معنوی و تاریخی بزرگتر قرار میدهد؛ افقی که مفاهیمی چون صبر، مجاهدت و استقامت را فعال میکند. در مقابل، «خلیج فارس» بیشتر یک نشانگر جغرافیایی است و از نظر بار معنایی، لزوماً تجربه وجودی و اخلاقی جنگ را بازنمایی نمیکند.
دوم، نام «جنگ خلیج فارس» ناخواسته جنگ را به سطح یک منازعه ژئوپلیتیکی تقلیل میدهد؛ یعنی نزاعی بر سر آبراهها، منابع انرژی یا کنترل تنگهها. چنین نامی چارچوب تفسیر جنگ را به منطق رقابتهای ژئواستراتژیک نزدیک میکند؛ همان چارچوبی که در ادبیات قدرتهای بزرگ رایج است. در حالی که «جنگ رمضان» به جای آنکه جنگ را در منطق رقابتهای قدرت تعریف کند، آن را در افق مقاومت و پایداری اجتماعی معنا میکند. به بیان دیگر، نام جنگ را به «جغرافیا» تقلیل میدهد، اما نام جنگ رمضان آن را به «وضعیت تاریخی ـ اخلاقی» پیوند میزند.
سوم، از منظر گفتمانشناسی سیاسی، نام «خلیج فارس» در اینجا کارکردی هویتگرایانه دارد که میتواند ناخواسته به نوعی دوگانهسازی قومی یا ملی دامن بزند. استدلالهایی مبنی بر برجستهسازی هویت فارسی در برابر اقوام غیرایرانی، در واقع جنگ را در چارچوبی قومیتی صورتبندی میکند؛ در حالی که تجربه تاریخی ایران نشان میدهد انسجام اجتماعی در لحظات بحرانی بیشتر بر پایه همبستگی مدنی و دینی شکل گرفته است تا بر اساس تمایزات قومی. «رمضان» به عنوان یک نشانه زمانی ـ دینی، ظرفیت همبستگی گستردهتری دارد و جامعه را حول یک تجربه مشترک آیینی و معنوی گرد میآورد، نه حول یک تمایز قومی.
چهارم، نامگذاری مبتنی بر جغرافیا معمولاً زمانی معنا دارد که جغرافیا خود صحنه اصلی و تعیینکننده جنگ باشد. بسیاری از جنگهایی که به نام مناطق جغرافیایی شناخته میشوند (مانند جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱) به این دلیل چنین نامی گرفتهاند که محور اصلی عملیات در همان جغرافیا بوده است. اگر چنین وضعیتی هنوز تحقق نیافته یا حتی صرفاً در حد احتمال است، نامگذاری پیشاپیش بر اساس آن، نوعی پیشفرضگذاری روایی است. «جنگ رمضان» اما بر یک واقعیت قطعی استوار است: زمان وقوع جنگ.
پنجم، از منظر حافظه جمعی، نامهایی که واجد بار نمادین و عاطفی هستند ماندگاری بیشتری دارند. نمونه تاریخی در ایران «دفاع مقدس» است که صرفاً یک توصیف زمانی یا جغرافیایی نبود، بلکه یک چارچوب معنایی بود. «رمضان» نیز از همین جنس است: نشانهای که فوراً مجموعهای از معانی فرهنگی، دینی و عاطفی را فعال میکند. در حالی که «خلیج فارس» اگرچه از نظر هویتی مهم است، اما در این زمینه بیشتر نقش یک نشانه جغرافیایی دارد تا یک استعاره فرهنگی.
در نهایت، «جنگ رمضان» یک استعاره فشرده از وضعیت تاریخی جامعه را حمل میکند: جامعهای که در شرایط ریاضت و خویشتنداری دینی (حتی اقتصادی)، پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه و بحران اغتشاشی دی ماه، ناگهان با جنگ مواجه شده و در همان وضعیت معنوی از خود دفاع میکند. این نام هم زمانمند است، هم معنامند، و هم تجربه زیسته مردم را بازنمایی میکند. در مقابل، «جنگ خلیج فارس» بیش از آنکه تجربه اجتماعی جنگ را توضیح دهد، آن را در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی بازتعریف میکند.
به همین دلیل، اگر هدف از نامگذاری تثبیت یک روایت معنادار از جنگ در حافظه تاریخی باشد، «جنگ رمضان» از نظر گفتمانی نامی غنیتر، دقیقتر و حامل بار نمادین قویتری است.
┄┄┅┅┅ ☫🇮🇷☫ ┅┅┅┄┄
@tina_ch_amin
https://zil.ink/tinachamin
#اقتصاد_جنگ
شاخص درد ترامپ
سعید اشیری
▫️ چند ماه است تحلیلگران اقتصادی در آمریکا از شاخصی به نام «شاخص درد ترامپ» (Trump Pain Index) برای ارزیابی فشار اقتصادی بر طبقهی متوسط استفاده میکنند.
▫️این شاخص، ترکیبی از ۵ مؤلفهی حیاتی است که مستقیماً با معیشت شهروندان در ارتباط است:
۱. نرخ تورم
۲. نرخ وام مسکن
۳. قیمت بنزین
۴. قیمت مواد غذایی (خواربار)
۵. نرخ بیکاری
▫️این شاخص در روزهای اخیر به علت جنگ رمضان و تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، به سطح «هشدار بالا» (High-Alert) رسیده است.
منبع:
https://globalmarketsinvestor.beehiiv.com
😊سپاسگزارم که «زندگی در فرهنگ» را به دوستانتان معرفی میکنید!
در اینجا تلاش میکنم تحلیلهای مهم اما مستند را بهطور خلاصه، منتشر کنم.
با احترام
@drAshiri
#مذاکره
▫️باورش سخت است اما هنوز در میان برخی از رجال سیاسی، هستند کسانی که میگویند: «طرح ۱۵ بندی آمریکا، قابل مذاکره است.»
▫️روز چهارشنبه، هگست (وزیر جنگ/دفاع آمریکا) پاسخ همهی علاقمندان و سینهچاکانِ مذاکره را داده است:
ما دعا میکنیم که مذاکرات به نتیجه برسد و یک توافق حاصل شود، اما تا آن زمان، وزارت جنگ با بمب، مذاکره میکند.
“We pray that the talks are successful and a deal is reached, but until then, the War Department negotiates with bombs.”
منبع:
https://newrepublic.com/post/208147/hegseth-negotiate-bombs-iran-war-trump
▫️بله، درست متوجه شدید! امریکا میگوید یا تسلیم شوید یا با بمب، مجبورتان میکنیم تا تسلیم شوید! مذاکره از نگاه آنها یعنی تسلیم شدنِ ایران! همین.
👈همراه شما با تحلیلهای خواندنی و مستند: @drAshiri
#تحلیل_جنگ
محتملترین حملهی زمینی آمریکا چیست؟
▫️گالانت (وزیر دفاع اسرائیل در ۲۰۲۲-۲۰۲۴) در این یادداشت به آمریکا توصیه کرده است روی تصرف جزیرهی «خارگ» - و نه انهدام آن - تمرکز کند؛ چرا؟
«اگر زیرساختهای نفتی خارگ را بمباران کنید، داراییای را نابود کردهاید که بازسازی آن سالها طول میکشد و یک اهرم فشار بالقوه را از بین بردهاید. اما اگر جزیره را تصرف کنید، کنترل آن در دست شماست. ایران بدون اجازه شما نمیتواند حتی یک بشکه نفت صادر کند. آنگاه میتوانید به تهران بگویید: تنگه را باز کنید تا درباره شرایط مذاکره کنیم؛ اگر بسته بماند، درآمد نفتی شما صفر خواهد شد. تصرف خارک عملیاتی دشوار اما ممکن است.»
منبع:
https://telegra.ph/How-to-Finish-the-Job-in-Iran-03-26
👈همراه با شما با تحلیلهای کوتاه و مستند: @drAshiri
#تحلیل_جنگ
🔸دنی سیترونویچ(تحلیلگر سیاسی/امنیتی اسرائیلی):
هیچ شکی ندارم که در نهایت حوثیها وارد میدان خواهند شد و دو اقدام انجام خواهند داد: اول، مسدود کردن تنگه بابالمندب، و دوم، تلاش برای جلوگیری از حضور نفتکشهای سعودی در بندر ینبع جهت بارگیری نفت.
اگر مذاکرات متوقف شود یا با شکست مواجه گردد، بستن تنگه بابالمندب یکی از قدرتمندترین اهرمهای سیاسی ایران خواهد بود که میتواند حوثیها را به جنگ بکشاند.
اگر اوضاع تشدید شود و ترامپ به تأسیسات انرژی حمله کند، ایرانیها در موقعیت بسیار سختی قرار خواهند گرفت.
بستن تنگه بابالمندب میتواند نشاندهنده سطح بعدی فشار اقتصادی ناشی از این درگیری باشد.
رژیم ایران آنقدر که به نظر میرسد ترامپ باور دارد، مستأصلِ رسیدن به یک توافق نیست.
در هفتههای اخیر، رژیم ایران آموخته است که با بستن هرمز و ایجاد فشار اقتصادی جهانی، چه میزان قدرت بینالمللی میتواند اعمال کند. اگر ترامپ با حمله به جزیره خارگ ایران — جایی که ۹۰ درصد نفت ایران از آنجا صادر میشود — یا با حمله به زیرساختهای انرژی منطقه تنش را افزایش دهد، بابالمندب به ابزار مهمی برای رژیم جهت خودنمایی و اعمال قدرت تبدیل خواهد شد.
ما در شرایطی نیستیم که ایرانیها تسلیم شوند، چرا که ترامپ نیز برای مذاکره مستأصل است.
همین چند روز پیش، او بود که اول عقبنشینی کرد (پلک زد).
🔻پیوند به مصاحبه در پولیتیکو:
https://www.politico.com/news/2026/03/26/iran-war-strait-mandeb-energy-00845751
@drAshiri
#تهدید_اتمی
ساعاتی پیش، جنگ وارد فضای روانی جدیدی شد؛ حساب کاخ سفید در توییتر (ایکس) این تصویر را بدون هیچ توضیحی منتشر کرد!
@drAshiri
زندگی در فرهنگ
#تهدید_اتمی ساعاتی پیش، جنگ وارد فضای روانی جدیدی شد؛ حساب کاخ سفید در توییتر (ایکس) این تصویر را ب
طبق برخی بررسیها، اصل تصویر (تهدید) بالا، این تصویر است!
«دکمهی قرمز: انفجار بمب هستهای!»
@drAshiri
#خبر
🔸 بیانیه هشدارآمیز و قدرشناسانهی #آیت_الله_رشاد، خطاب به مسئولان #دیپلماسی، امنیّتی و نظامی کشور در شرائط خطیر کنونی:
💢 الحذر! الحذر! الحذر!
➕ نخستین بار است که آمریکا #شکست_نظامی را در در میدان نبرد تجربه می کند؛ تا تسلیم کامل دشمن به او امان ندهید.
⚜️ به حکم «#قاعدهی_اعداد» و با توجه به تغییرات فوق العادهای که در پی جنگ جاری در زمینهی موقعیّت و منزلت جهاني ایران در سطح راهبردی رخ داده، و جمهوری اسلامی به قدرت قارهای نوظهور بدل شده است، استلزامات آن باید در زمینههای مختلف از جمله بهرهمندی از سلاح های راهبردی پذیرفته شود.
⚜️ بیشتر بخوانید:
🌐 Rashad.ir/hazar
#بیانیه #جنگ_رمضان
🆔 @Rashad_ir
38.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💐خبر آمد خبری در راه است💐
فیلم سخنان تکمیلی دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی از اعضای اصلی دفتر علامه آیت الله حسنزادهآملی و بیان خاطره ملاقات مرحوم آیت الله حسن زاده آملی با رهبرشهید آیت الله خامنه ای رضوان الله علیه
پیشگویی نحوه شهادت و ظهور امام زمان روحی فداه بعنوان خون بهای شهادت.
#امام_خامنه_ای
🇮🇷اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🇮🇷
https://eitaa.com/dr_karamollahi
🔹بازارهای اوراق قرضه آینده را پیشبینی میکنند!!!
✍نامه قبیسی
#اقتصاد_جنگ
۱. ترامپ تعرفهها را در حالی که بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله روی ۴.۶۰٪ بود، متوقف کرد.
۲. ترامپ در حالی که بازدهی اوراق ۱۰ ساله روی ۴.۳۰٪ بود، ۲۰۰ میلیارد دلار اوراق قرضه مسکن خریداری کرد.
۳. ترامپ حملات به ایران را در حالی که بازدهی اوراق ۱۰ ساله روی ۴.۴۵٪ بود، به تعویق انداخت.
۴. ترامپ بار دیگر حملات به ایران را در حالی که بازدهی اوراق ۱۰ ساله روی ۴.۴۵٪ بود، به تأخیر انداخت.
ترامپ میداند که بازار اوراق قرضه یک مسئله حیاتی و وجودی است.
https://x.com/i/status/203727573840003509