باسمه تعالی ◀️مباحث تحلیل و نقد سیاسی
✳️ گام پنجم روش تحلیل سیاسی: استدلال در تحلیل سیاسی
در تحليل سياسي، طرح مسئله براي مخاطب با كمك يك يا چند «قضيه» مطرح ميشود. درواقع تحليلگر سياسي قبل از هر چيز سعي ميكند به مخاطب بگويد مسئله اصلي چيست. به عبارت دیگر هدف، کشف مجهول به وسیله معلومات است.
در منطق بهطورکلی استدلال به سه نوع تقسیم میشود
✅1- استدلال قیاسی
قياس، مجموعهاي مركب از دو يا چند قضيه است كه اگر آنها را صادق و درست فرض كنيم؛ قضيه ديگري نتيجه میشود كه قطعاً صادق خواهد بود.
✅2- استدلال استقرایی
به استدلالي، استدلال استقرایی میگوییم كه در آن، از بررسي چندين مورد از يك مجموعه حکمی به دست بیاید و آن را به همه افراد آن مجموعه تعميم دهیم. تحليلگر سياسي يا از راه اصول شناختهشده منطقي و عقلی نتايج حاصل از چند پديده سياسي را به يك نتيجه كلي تعميم ميدهد و يا از راه مشاهده و بررسي اتفاقاتي كه درگذشته روي داده است تحليلي كلي ارائه میکند و گاهي نتايج آن تحليل را به تحولات آينده نيز تعميم ميدهد.
✅3- استدلال تمثیلی
سرایت نتایج حاصله از وقوع یک امر به امر دیگر به دلیل وجود مشابهت میا ن آن دو، را تمثیل میخوانیم.
تشخیص ضرورت استفاده از استدلال تمثیلی
همیشه و در هر شرایطی اجازه نداریم بلافاصله از این روش استفاده کنیم. در صورتیکه اشتباه کرده باشیم مخاطب اساس تحلیل ما را نمیپذیرد. تحلیلگر سیاسی تلاش میکند به ترتیب اولویت، از استدلال قیاسی و بعد در صورت وجود هر مشکلی از استدلال استقرایی و در نهایت وقتی هر دو امکانپذیر نبود از استدلال تمثیلی استفاده کند.
شناخت معیارهای تشخیص شباهت میان دو یا چند پدیده سیاسی
شامل شباهت در عناصر تشکیلدهنده، بهوجودآورنده، ساختارهای موجود، عوامل تأثیرگذار و داشتن اشتراک در زمان یا مکان.
https://eitaa.com/drbasij
882.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 تصاویری از حمله به ناو
هواپیمابر جرالد فورد عقبنشینی آن از خلیج فارس
https://eitaa.com/drbasij
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺روایت (همراه با اشک) یک خانم حاضر در تجمعات انقلابی این شبها:
خواب آقا رو دیدم، گفتن ببخشید اگر به خاطر من حرف میخوری
https://eitaa.com/drbasij
داستان ناصرالدین شاه و زغال فروش
گویند روزی ناصرالدین شاه در بازدید از شهر اصفهان با کالسکه سلطنتی از میدان کهنه اصفهان عبور می کرد که چشمش به ذغال فروشی افتاد که قیافه اش غرق در سیاهی ذغال شده بود. مرد ذغال فروش فقط یک شلوارک به پا داشت و مشغول جدا کردن ذغال از خاکه ذغال ها بود و در نتیجه گرد ذغال با بدن عرق کرده و عریان او منظره وحشتناکی را بوجود آورده بود.
ناصرالدین شاه سرش را از کالسکه بیرون آورده و ذغال فروش را صدا کرد. ذغال فروش جلو آمد و گفت: بله قربان.
ناصرالدین شاه با نگاهی به سر تا پای او گفت: جهنم بوده ای؟
ذغال فروش زرنگ گفت: بله قربان!
شاه از برخورد ذغال فروش خوشش آمده و گفت: چه کسی را در جهنم دیدی؟
ذغال فروش حاضر جواب گفت: اینهایی که در رکاب اعلیحضرت هستند، همه را در جهنم دیدم!
شاه به فکر فرو رفته و بعد از مکث کوتاهی گفت: مرا آنجا ندیدی؟
ذغال فروش فکر کرد اگر بگوید شاه را در جهنم دیده، ممکن است دستور قتلش صادر شود، اگر هم بگوید که ندیدم که حق مطلب را اداء نکرده است.
پس گفت: اعلیحضرت! حقیقش این است که من تا ته جهنم نرفتم!
https://eitaa.com/drbasij
📽 زنی حیرتانگیز
🔹️پرواز همای صحبتهای مادری از خطه زابل را منتشر کرده که میگوید؛ ما به رهبرمان افتخار میکنیم، دولت و ملت و خاک ما را نداد به دست کافر!
🔹️این مادر حیرتانگیز میگوید چرا بچه فلج دارم، اگر نان خشک هم به این بچه ها بدهم افتخار است، دم رهبر ما گرم که خون خودش را ریخت و کشور را نداد!
🔹️همای هم در وصف این زن نوشته؛ این همان نماد قشر فقیر جامعه است که بعضی با به کار بردن اسم فقط وطنفروشی میکنند..
https://eitaa.com/drbasij
باسمه تعالی ◀️مباحث تحلیل و نقد سیاسی
✳️ گام ششم روش تحلیل سیاسی: ارائه دیدگاه تحلیلگر بر اساس گامهای پیشین
در نهایت برای یک تحلیل سیاسی، تحلیلگر سیاسی باید درباره پدیده یا رویداد مورد نظر، دیدگاه تحلیلی خود را ارائه کند. تحلیلگر هرچه ذهن خلاقتر و جستجوگرتری داشته باشد، بهتر میتواند با ارائه دیدگاه جدید و راهگشا مسئله پیچیده مطرح شده را ساده کند.
✅ نقد
«نقد» واژهای عربی است که وارد زبان فارسی شده است و با همة اجزای زبانی و فرهنگی ما به خوبی گره خورده است (ر.ک؛ معین، 1386، ج 4: 3383). در زبان عربی این واژه دارای معانی گوناگونی است؛ از جمله، تشخیص بین درهمها، خیره نگریستن به چیزی و چشم برنداشتن از آن بیآنکه کسی متوجّه شود، داد و ستد درهم، جداسازی درهمها و بیرون کردن معیوبها از سالمها، حاضر و موجود در مقابل نسیه، انگشت زدن به شیء (ر.ک؛ فراهیدی، 1410ق.، ج 5: 118و 119؛ ابنمنظور، 1414ق.، ج 3: 425 و طریحی، 1375، ج 3: 152).
از تعبیرهای برخی واژهشناسان برمیآید چنانچه واژة نقد در مورد انسان به کار رود، مثلاً گفته شود «فلانی را مورد نقد قرار دادم» به این مفهوم خواهد بود که سخن و کار او را ارزیابی کردهام و با وی مناقشه نمودهام. (ر.ک؛ ابنمنظور، 1414ق.، ج3: 425 و فیروزآبادی، 1415ق.، ج 1: 643).
در فرهنگ لغت زبان فارسی نیز این معانی برای «نقد و نقد کردن» ذکر شده است: «جدا کردن دینار و درهم سره از ناسره، تمییز دادن خوب از بد، آشکار کردن معایب و محاسن سخن و تشخیص معایب از محاسن» (معین، 1386، ج 4: 3383).
واژة دیگری که ریشة مشترک با واژة «نقد» دارد و در کنار نقد و گاهی به جای آن به کار میرود، «انتقاد» است. به عملیّات نقد کردن، «انتقاد» گفته میشود (ر.ک؛ ابنمنظور، 1414ق.، ج3: 425). در زبان فارسی نیز «انتقاد» در لغت دارای معانی سره کردن، نقد گرفتن پول، خرده گرفتن، جدا کردن خوب از بد یا کاه از گندم و مانند آن، بِهگزینی، شرح معایب و محاسن شعر یا مقاله یا کتابی یا سنجش اثر ادبی یا هنری بر معیار یا عملی تثبیت شده میباشد (ر.ک؛ معین، 1386، ج1: 306). برخی از نویسندگان و اندیشمندان «نقد» را بیان عیبها و نقصها میدانند، ولی برخی دیگر آن را صرف سنجش و ارزیابی ذکر میکنند که برای این کار هم نواقص و هم نقاط قوّت بیان میشود.
نویسندة دیگری عقیده دارد که «نقد و انتقاد به معنای ارزیابی منصفانة یک چیز است و برای این ارزیابی در بسیاری از موارد لازم است در کنار بیان نقاط ضعف، نقاط قوّت را نیز یادآور شد» (شریفی، 1391: 84).
شهید مطهّری در تعریف و تفسیر نقد و انتقاد مینویسد: «قوّة نقّادی و انتقاد کردن به معنای عیب گرفتن نیست. معنای انتقاد، یک شیء را در محک قرار دادن و بهوسیلة محک زدن به آن، سالم و ناسالم را تشخیص دادن است» (مطهّری، 1362، ج 1: 285). نقد و انتقاد به یک گروه یا حوزة خاص اختصاص ندارد، بلکه گسترة آن به اندازة تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی و علوم بشری است و اندیشمندان هر حوزه نیز تعریفی برای نقد ارایه دادهاند که در ارتباط با همان مفهوم لغوی نقد، یعنی جدا کردن سره از ناسره است.
https://eitaa.com/drbasij
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نماینده ترامپ در زاهدان : تنگه هرمز را باز کنید
🔹عبدالحمید میگوید چون تاکنون تنگه هرمز باز بوده (ولو به اشتباه) ، پس کسی حق بستن آن را ندارد.
🔹گفتنی است نامبرده تاکنون درباره جنایات آمریکا در ایران نظیر ترور کودکان میناب ، سخنی نگفته است.
https://eitaa.com/drbasij
امام کاظم(ع) میفرماید: «از واجبترین حقوق برادرت این است که او را به خیر متوجّه کنی و هیچ چیزی را که برای دنیا و آخرت او مفید است، از او پنهان نداری» (مجلسی، 1403ق.، ج ۷۸: ۳۳۲). امام صادق(ع) در مقام معرّفی بهترین دوستان چنین فرموده است: «بهترین دوستان در نزد من کسانی هستند که عیوب و نواقص من را به من هدیّه دهند» (حرّ عاملی، 1401ق.، ج 8: 413). هرچند امام(ع) از مقام عصمت برخوردار است و هرگز نقص و عیبی در وجود، گفتار و کردار او راه ندارد، امّا بهترین دوستان خود را کسی معرّفی میفرماید که اگر عیب و نقصی از آن حضرت به نظرش میرسد، بدون ملاحظه آن را به او گوشزد کند، کمترین فایدة این کار آن است که سوء تفاهم پیش آمده را میتوان در فضایی صمیمی و دوستانه رفع کرد. رسول اکرم(ص) میفرماید: «مؤمن آیینة برادر خویش است و بدیها را از او دور میسازد» (همان، ج ۱۲: ۲۱۰). امام سجّاد(ع) در حدیثی زیان بیتوجّهی به انتقاد سازنده را اینگونه گوشزد میفرماید: «چه بسا اشخاصی که از بس خوبیشان را گفتند و مدح ایشان نمودند، فریب خوردند [و فاسد شدند] و چه بسا افرادی که چون از عیب ایشان چشمپوشی شد، مغرور شدند» (مجلسی، 1403ق.، ج 75: 139). کمترین نکتهای که از این روایات استنباط میشود، آن است که نقد کردن دیگران در عمل، در جامعة اسلامی ارزش محسوب میشود و نقدپذیری نیز در فرهنگ شیعی جایگاه اساسی دارد و حیطة نقّادی و نقدپذیری نیز تنها به مسایل فردی، شخصی و دینی خلاصه نمیشود و شامل حیطههای سیاسی و اجتماعی نیز میشود.
در آموزههای دینی، واژههای نصیحت، تذکّر، موعظه، استماع قول، اتّباع احسن، تواصی به حق، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر، هر یک به گونهای، اهمیّت و جایگاه انتقاد و انتقادپذیری را بیان میکنند.
https://eitaa.com/drbasij
باسمه تعالی ◀️مباحث تحلیل و نقد سیاسی ✳️ تاریخچة نقد
تاریخ نقد به اندازة عمر بشر است. هر انسانی از زمانی که به سنّ تشخیص خوب و بد میرسد، به نقد کردن اعمال، سخنان و اندیشههای خود و دیگران میپردازد. امّا علم نقد که به طور نظاممند و طبق اصول معیّن و از پیش تعیین شده کار نقد را هدایت میکند، بدان حد قدیم نیست و نتیجة کار و کوشش عمدتاً سه گروه از مردم بوده است:
نخست پیشوایان و رهبران دینی و وعّاظ و سخنرانان مذهبی که هدف آنها اصلاح اخلاق و درست گفتن و خوب عمل کردن بوده است و این کار منجر به پیدایش علم اخلاق شده است. دوم، فلاسفه و حکما و عقلای قوم که هدف آنها صیانت فکر از خطا و درست اندیشیدن بوده است و سوفسطاییان یونان قدیم باعث و بانی پیدایش منطق شدند که مؤسّس اصلی و عمدة آن ارسطو بود. سوم ادبا که هدف آنها سخن گفتن درست و طبق موازین صرفی و نحوی و لغوی بود که کوشش آنها منجر به علوم زبانی مانند دستور زبان و صرف و نحو و معانی و بیان و علوم بلاغی به طور کلّی و سرانجام نقدالشّعر و نقدالنّثر گردید.
✳️جایگاه نقد در دین اسلام
برای شناخت جایگاه نقد در دین اسلام و اثبات مشروعیّت آن به بررسی این موضوع در قرآن مجید که محکمترین منبع اسلامی است و روایات معصومین، علیهمالسّلام، میپردازیم. واژة نقد و انتقاد در قرآن مجید چه به صورت اسمی و چه به شکل فعلی نیامده است، ولی میتوان به برخی آیات ارجاع داد و استشهاد کرد که حاوی بار و مضمون نقد و انتقادند. در آیات قرآن هر جا انسانها کجروی کردهاند و از راه درست خارج شدهاند، آنها را مورد انتقاد قرار داده است. برای نمونه به چند آیه اشاره میشود: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ: اى کسانى که ایمان آوردهاید! چرا سخنى مىگویید که عمل نمىکنید؟!﴾ (الصّف/2) و ﴿فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّکَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ: پس از مشرکان جویا شو. آیا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است؟!﴾ (الصّافّات/149). همچنین آیاتی در قرآن وجود دارند که میتوانند در بحث نقد مورد توجّه قرار بگیرند، از جمله این آیة شریفه که میفرماید:﴿فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ: پس بندگان مرا بشارت ده! * همان کسانى که سخنان را مىشنوند و از نیکوترین آنها پیروى مىکنند!﴾ (الزّمر/18ـ17).
نکتة قابل تأمّل آنکه برای اینکه از بین چند سخن بهترین آنها برگزیده شود، نیاز است که سخنان موجود مورد ارزیابی قرار گیرد و صحّت و سُقم و قّوت و ضعف آنها مورد توجّه واقع گردد و در نهایت، بهترین آنها برگزیده شود. این همان تفکیک و تمییز قوّت و ضعف و سره از ناسره است که ما از آن به نقد و انتقاد یاد کردیم.
در روایات ما واژة نقد فراوان به کار رفته است، ولی عمدتاً معنای حاضر، متّضاد و مخالف با نسیه را دارند و در معنای انتقادی به صورت مطابقی بسیار اندک وارد شده است؛ مثلاً در جوامع روایی ازحضرت عیسی(ع) چنین نقل شده است: «خُذُوا الحَقَّ مِن أَهلِ البَاطِلِ وَ لاَ تَأخُذُوا البَاطِلَ مِن أَهلِ الحَقِّ، کُونُوا نَقَّادَ الکَلاَمِ: حق را از اهل باطل بپذیرید، ولی باطل را از اهل حق نگیرید (و به صورت امر، فرمان داده شده که) از نقّادان در کلام و سخن باشید» (مجلسی، 1403ق.، ج 2: 96). امّا دلالت غیرمطابقی روایات بر نقد که به گونهای اشعار به مضمون تفکیک سره از ناسره دارد، به خصوص در حیطة نقد عملی (نقد بر عملکرد) فراوان است و ائمّة معصوم، علیهمالسّلام، که انسانهایی دلسوز برای بهسازی اعتقاد، اخلاق و عمل مردم بودند و در راستای تربیت و هدایت مردم از هیچ تلاشی فروگذار نمیکردند، شیعیان خود را به نقد و نقدپذیری توصیه نمودهاند.
https://eitaa.com/drbasij