<☆مجتمعِ عجیبناک~
☆~
I feel so unsure,
As I take your hand,
And lead you to the dance floor,
As the music dies,
Something in your eyes,
Calls to mind a silver screen,
And all it's sad goodbyes,
I'm never gonna dance again,
<☆مجتمعِ عجیبناک~
سمبوسه ی دیشب باعث شد من کل دیشب و امروز دچار مشکل اسهال باشم🙏🏻
<☆مجتمعِ عجیبناک~
سمبوسه ی دیشب باعث شد من کل دیشب و امروز دچار مشکل اسهال باشم🙏🏻
خدا کارو کاسبیتو ازت بگیره آقای سمبوسه فروش که منو مسموم کردی
<☆مجتمعِ عجیبناک~
خدا کارو کاسبیتو ازت بگیره آقای سمبوسه فروش که منو مسموم کردی
به هادس قسم یجورییی نفرینت میکنم که هر شب خواب اون سمبوسه های خوشمزه ی بد ترکیبو ببینی که میان دورت بندری میزنن🦭
یادش بخیر یه زمانی یه نیکولای هیدروژنی وجود داشت که🤏🏻 هنر تو انگشتاش نگه داشته بود.
<☆مجتمعِ عجیبناک~
یادش بخیر یه زمانی یه نیکولای هیدروژنی وجود داشت که🤏🏻 هنر تو انگشتاش نگه داشته بود.
الانم اون نیکولا وجود داره هااا
منتها هیدروژن های نیکولای هیدروژنی باردار شده(یون شدیم رفت😔)و همون 🤏🏻 هنرم نداره🙏🏻