<☆مجتمعِ عجیبناک~
وایسین از بعضی دوستام واستون تعریف کنم🐥
این شکلیین که تا قبل تابستون در هر شرایطی پایه ی هرگونه فعالیت های هنری،تفریحی، ورزشیین
ولی به محض شروع تابستون غیب میش--
<☆مجتمعِ عجیبناک~
این شکلیین که تا قبل تابستون در هر شرایطی پایه ی هرگونه فعالیت های هنری،تفریحی، ورزشیین ولی به محض
یا مثلا کلا یادشون میره که چیزی وجود داره به نام رابطه ی دو طرفه توی دوستی
<☆مجتمعِ عجیبناک~
یا مثلا کلا یادشون میره که چیزی وجود داره به نام رابطه ی دو طرفه توی دوستی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
<☆مجتمعِ عجیبناک~
یلحظه یاد پاییز افتادم:(((
پاییز یه پیشیه سیاه خیلی ناز پایین ساختمونمون بودش که ما همیشه واسش غذا میذاشتیمو نازش میکردیم:(((
یه بار پایین پاش زخم شده بود بعد مامانم برده بودش پیش دامپزشک و اونموقع پاییز واسه چند روز هم اتاقیه من شده بود
بعد اولای مهر پارسال که مدرسه میرفتم میومدم جلوی در و میدیدم عههه پاییز😭😭😭😭
*با ناز کردن پاییز روزمو شروع میکردم*
تا اینکه چند ماه پیش یه روز منو مامانم داشتیم میرفتیم بیرون که یلحظه من پاییزو دیدم که گوشه ی اون درخت بزرگه افتاده زمین