eitaa logo
دکتر حامد نیکونهاد
175 دنبال‌کننده
216 عکس
72 ویدیو
49 فایل
دکترای حقوق عمومی و معلم حقوق در دانشگاه شهیدبهشتی اندیشه ورز و پژوهشگر شیفته اندیشه و منش شهید آیت الله دکتر بهشتی عضو هیئت مدیره انجمن علمی حقوق عمومی اسلامی ایران ارتباط با من @hamednikoonahad
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اســــاس
لیبرالیسم پوششی؛ مداخلات دولت لیبرال در آزادی پوشش شهروندان دولت‌های لیبرال با تصویب قوانین متعدد در مورد نحوه پوشش، بر این نکته تاکید کرده‌اند که نوع پوشش در جامعه، جزء حریم خصوصی شمرده نمی‌شود و هر دولتی متناسب با مبانی پذیرفته شده خود، می‌تواند نوع پوشش را مدیریت نماید. اگرچه امروزه قداست آزادی فردی بر کسی پوشیده نیست، اما بسیاری از فیلسوفان حقوق، محدود کردن آزادی، به سبب عدالت، سعادت و امنیت را به جهت پاسداشت آزادی دیگران مشروع شمرده­‌اند تا جایی که برخی با مقدم دانستن عدالت، سعادت و امنیت بر آزادی فردی، حکومت را مجاز به مداخله در آزادی‌ها دانسته‌اند. نحوه پوشش در جامعه، از موضوعات پر چالشی است که با آزادی فردی و حریم خصوصی ارتباط مستقیمی دارد تا جایی که قوانین انتخاب پوشش جزء پر منازعه‌ترین قواعد محسوب می‌شود. به عنوان نمونه، قریب به دو دهه از قانون منع پوشش روسری دانش آموزان در فرانسه می­‌گذرد. مسلمانان بر اساس مبانی لیبرالیسم آزادی در انتخاب پوشش را "حق" تلقی می‌نمایند اما دولت فرانسه معتقد است که مردان با ابزار دین، حجاب را بر زنان تحمیل کرده‌اند و از آنجا که در قانون اساسی 1958 سکولاریسم به عنوان حکومت عنوان شده است، دولت وظیفه دارد تا در برابر اموری که دین را وارد زندگی اجتماعی می­نماید مقابله نماید. کشورهایی مانند آلمان، هلند، بلژیک، ایتالیا، انگلستان، اتریش و سویس از جمله کشورهای اروپایی‌اند که قانونگذار آن­ها به نحوی پوشش اسلامی را با ابزار قانون محدود نموده‌اند .بدیهی است که قوانین محدود‌کننده حجاب، با حق آزادی مذهب در تعارض است و جنبش‌های متعددی نیز در جهت محکوم نمودن این قوانین شکل گرفته است. به عنوان نمونه بر اساس اعلامیه حقوق و شهروند فرانسوی، هیچ کس را نمی­‌توان به سبب عقاید دینی محدود نمود و ماده 18 میثاق نیز بر حق آزادی انجام مناسک دینی تاکید می­‌نماید. نقض اعلامیه‌های حقوق بشری توسط قانونگذاران غربی بدیهی است و این برخورد دوگانه همان چیزی است که برخی از اندیشمندان حقوقی از آن به "چالش فرا روی لیبرالیسم" یاد کرده‌اند. نکته مغفول دیگر توجه به عملکرد دولت‌های لیبرال در زمینه جهت دهی به قوانین پوشش است. اگرچه صیانت از حریم خصوصی جزء بدیهی‌ترین مبانی لیبرالیسم شمرده می‌شود، اما دولت‌ها با تصویب قوانین متعدد در مورد نحوه پوشش، بر این نکته تاکید کرده‌اند که نوع پوشش در جامعه، جزء حریم خصوصی شمرده نمی‌شود و هر دولتی متناسب با مبانی پذیرفته شده خود، می‌تواند نوع پوشش را مدیریت نماید. مداخله دولت تا آنجا پیش می رود که آدام اسمیت به عنوان پدر اقتصاد لیبرال، فرهنگ را جزو خدمات عمومی تلقی می­‌نماید که دولت امکان مهندسی آن را دارد و هابز نیز از پیشگامان لیبرال، دولت را رکن اصلی و زمینه ساز فرهنگ می‌داند. اساس را دنبال بفرمایید ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ http://twitter.com/Asaas_discourse ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ http://Instagram.com/asaas_discourse ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ http://Telegram.me/Asaas_discourse ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ http://Eitaa.com/Asaas_discourse
مطالبات حقوقی جمعی از حقوقدانان و اساتید رشته حقوق دانشگاه‌ها در خصوص وقایع پس از درگذشت مرحوم http://fna.ir/1rrqz7 ۱. رسیدگی دقیق به همه ابعاد حادثه درگذشت و اطلاع رسانی عمومی و روشن و به موقع در خصوص یافته‌های تحقیق و رسیدگی و برخورد قانونی و بدون اغماض با کلیه قاصران و مقصران احتمالی در هر رده و جایگاه و اعلام عمومی مراتب ۲. طراحی سازوکار مسالمت آمیز مردمی نسبت به انواع تصمیمات و اقدامات و سیاستهای حکومتی و تضمین امنیت و تظاهرات قانونی و برخورد قاطع با برهم‌زنندگان اجتماعات اعتراضی مبتنی بر اصل ۲۷ ۳. برخورد قاطع و بدون مسامحه و به موقع با آشوبگران و برهم‌زنندگان نظم و و برخورد موثر با شایعه‌سازان و دروغ‌پراکنان و فتنه انگیزان که موجبات تشویش اذهان عمومی و تحریک عواطف و احساسات عمومی را فراهم کردند ۴. شناسایی و برخورد متناسب با محرکان و مسببان خشونت خیابانی در هر جایگاه و جبران خسارات مادی و معنوی وارده به اشخاص و اموال عمومی و خصوصی، توسط عاملان و آمران خسارات ۵. برگزاری کرسی‌های مستمر و گفتگوهای عالمانه و آزاد جهت تعاطی آرا و تضارب افکار در خصوص انواع موضوعات چالشی و محل اختلاف در چارچوب قانون اساسی توسط رسانه ملی ۶. ساماندهی هوشمندانه مبتنی بر سازوکارهای مردمی و قانونی با تضمین شفافیت حداکثری و تأمین امنیت روانی جامعه ۷. شفافیت عملکرد دستگاه‌های سیاستگذار فرهنگی و رسانه‌ای و پاسخگویی آنها نسبت به اقدامات و تصمیمات به افکار عمومی ۸. تقویت نهادهای متولی تأمین امنیت عمومی با حمایت‌های قانونی لازم ۹. پاسخگویی نهادهای متولی فرهنگ‌سازی و آموزش نسبت به خروجی بودجه های تخصیصی ۱۰. پیگیری جدی دستگاههای تارک فعل در خصوص مصوبه عفاف و حجاب و برخورد قانونی با قاصران و مقصران ۱۱. تصویب قانون اجرای به منظور تثبیت و تحکیم مسوولیت متقابل اجتماعی در ترویج معارف و خیرات و مبارزه با انواع مفاسد و منکرات ۱۲. روزامد سازی قوانین کیفری و سیاستهای اجرایی در خصوص عدم رعایت حجاب و عفاف مبتنی بر موازین اسلامی و مقتضیات زمان ۱۳. توسعه راه‌های در اداره امور عمومی مبتنی بر ظرفیت‌های قانون اساسی @drhamednikoonahad
هدایت شده از از بهشتی برای امروز
نعمتی با عنوان امام و ولایت فقیه انقلاب به ما نشان داد كه مسألۀ و مسألۀ چقدر مهم است. نشان داد وقتي جامعه يك پيدا مي‌كند، يك امام پيدا مي‌كند و در پي آن حركت مي‌كند، چه سعادتي دارد. نعمت امام چه نعمت بزرگي است و جامعه بايد هميشه در راهي برود كه امام ها در آن ساخته شوند. همۀ شما ياد گرفتيد كه يك نقطۀ مركزي براي سعادت جامعه وجود دارد و آن امامت و امام است. و اين نقطۀ مركزي، هميشه بايد پرتوان‌ترين و پاك‌ترين و صادق‌ترين و اصيل‌ترين و خداپرست‌ترين و باتقواترين نقطه باشد. اين ها را همه در طي انقلاب ياد گرفتيم. منبع: (سخنرانی تشکل، پاسدار مکتب) (1390)، ص219 @shahiddoctorbeheshti
دولت بی‌طرف؛ الگویی متناقض‌نما در اندیشه لیبرال https://snn.ir/fa/news/1035723/دولت-بی‌طرف-الگویی-متناقض‌نما-در-اندیشه-لیبرال ✍️ خانم زهرا زندیه دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه قم @qompubliclaw
هدایت شده از دکتر حامد نیکونهاد
17.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصل یازدهم قانون اساسی؛ به سوی امت اسلامی یکپارچه @drhamednikoonahad
هدایت شده از دکتر حامد نیکونهاد
. اصل يازدهم ؛ به سوی امت سازی «به حكم آيه كريمه إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُون‏ همه مسلمانان يك امت‌اند و دولت جمهوری اسلامی ايران موظف است سياست كلی خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و كوشش پیگير به‌عمل آورد تا سياسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.» ✅اصل 11 انعکاس یکی از معیارهای اسلامی در است(وحدت مسلمین) و نشانگر تعهد دولت اسلامی نسبت به همه مسلمانان بر پایه و گامی در جهت توسعه و تحکیم برادری اسلامی میان جهان است. ✅«امت»، برگرفته از ادبیات دینی، همان امت واحده و یا جامعه بزرگ مسلمانان است و هر مسلمانی در هر نقطه از جهان عضو این جامعه بزرگ سیاسی است. ✅با عنایت به واقعیت دنیای امروز که همانا پراکندگی امت اسلامی در سرزمین‏های گوناگون و تحت حاکمیت‏های متعدد است، به موجب اصل 11 دولت‏ ايران‏ تکلیف دارد راهبرد‏ كلي‏ خود را بر یکپارچه شدن ملتهای‏ اسلامی قرار دهد تا وحدت‏ سياسي‏، اقتصادي‏ و فرهنگي‏ جهان‏ اسلام‏ محقق‏ شود یعنی جمهوری اسلامی باید تلاش نماید که «امت بالقوه» متشکل از مسلمانان پراکنده به «امت بالفعل» بر محور حکومت واحد شکل گیرد ✅بین و امت اسلامی تعارضی وجود ندارد. در بطن منافع ملی یک که اهداف و مسئولیت‏های خود را با معیار اسلامی تعیین می‌کند، حمایت و دفاع از مسلمانان و فراتر از آن همه مظلومان و مستضعفان گنجانده شده است ✅ در توضیح این اصل گفتند: «از نظر تعاليم مقدس اسلام، نظام اسلامى در هر گوشه از جهان تحقق پيدا كند حكومتى به وجود مى‏آورد كه مسؤوليتش در داخل محدودى قرار نمى‏گيرد و نسبت به همه انسان‏ها و به‌خصوص همه مسلمان‏ها داراى تعهد و مسؤوليت مى‏شود و بر طبق تعاليم اسلام اين طبع و خصلت است. ... وقتى در قسمتى از سرزمين اسلام حكومتى با هويت اسلامى به وجود مى‏آيد از همان آغاز تشكيل بايد خود را نگران وضع سياسى و اجتماعى و اقتصادى و اخلاقى و معنوى و روحى همه مسلمانان بداند، ولى نه بدان معنا كه اين حكومت مى‏خواهد قلمرو خودش را گسترش دهد و سرزمين‏هاى ديگر را با زور متصرف شود و به خود ملحق كند، هرگز نه، بلكه بدان معنا كه بايد به كمك اين مسلمانان بشتابد و با كمك يكديگر وضعى براى خود به وجود بياورند كه آنها نيز خود را داراى بيابند و وقتى اين نظام‏ها همه اسلامى شد، آن وقت تشكيل يك بزرگ جهانى در لواى اسلام امرى است طبيعى» @drhamednikoonahad
هدایت شده از اســــاس
«آموزه نبوی برای حقوق عمومی بومی؛ سازمان امامت اسلامی به مثابه پدری مهربان» 📍لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ 📌 از جمله اصول بسیار مهم حاکم بر رابطه میان امت و امام در اندیشه حکمرانی ولایی اسلامی، پیوند عاطفی میان حاکم و مردم است. («وَ اخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَنَاحَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَك‏» نامه46 نهج البلاغه «وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِم‏» نهج البلاغه، نامه53). رابطه میان امام و امت جنبه حکومت‏کننده و حکومت‏شونده آنگونه که در ادبیات سیاسی و حقوق اساسی بحث می‏شود ندارد. در این منظومه فکری، پیوند گریزناپذیری میان مفهوم ولایت و امامت وجود دارد و امام برآمده از متن امت و متکفل تأمین مصالح حقیقی آنها و پیش‌قراول امت در نیل به اهداف الهی است. 📌 در حدیثی بسیار چشم‏گشا چنین نقل شده که امام باقرعلیه‏السلام از رسول خداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل کرده‏اند: امامت جز براى آن کس كه داراى سه خصلت باشد شايسته نيست: تقوا و ورعى كه او را از نافرمانى خدا بازدارد؛ خويشتندارى كه خشمش را كنترل كند؛ و نيكو حكومت كردن بر افراد زيرفرمانش(رعیت)، تا آنجا كه نسبت به ايشان مانند «پدرى مهربان» باشد. («لَا تَصْلُحُ الْإِمَامَةُ إِلَّا لِرَجُلٍ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ‏ وَ حُسْنُ الْوِلَايَةِ عَلَى مَنْ يَلِي حَتَّى يَكُونَ لَهُمْ كَالْوَالِدِ الرَّحِيمِ. - وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى‏ حَتَّى يَكُونَ لِلرَّعِيَّةِ كَالْأَبِ الرَّحِيمِ.»). نکته آنکه به مردم از آن جهت كلمه «رعيت» اطلاق شده كه حكمران، عهده‏دار حفظ و نگهبانى جان و مال و حقوق و آزادي‏هاى آنهاست. به علاوه مفهوم رعیت مشتمل بر شهروندان دولت اسلامی می‏شود و اعم از مسلمان و غیرمسلمان و هر آنکه تحت پوشش ولایت امام است. 📌 مطابق این تعبیر نگاه امام به مردمان و رعیت (یعنی آن کس که باید او را حفاظت و رعایت نمود)، نه نگاهی از بالا به پایین و تحکم‏آمیز بلکه رویکردی پدرانه، مشفقانه و خیرخواهانه است. به بیان دیگر امامی که دارای شرایط مندرج در کلام بالا یعنی تقوا، خویشتنداری و خوش‏فرمانروایی است، به‏سان پدر خانواده‏ای می‏ماند که جز به صلاح اهل خانه نمی‏اندیشد. ناگفته پیدا است که این بیان به‌هیچ‌وجه در پی درانداختن حکومت پدرسالار و قیم‏مآب آنطور که در اندیشه‏های سیاسی مغرب زمین مطرح و تجربه شده نیست. بلکه بر لزوم پیوند عاطفی و محبت‏آمیز میان امام و امت پافشاری دارد. به‌علاوه امام به مفهوم شخصیت حقوقی دولت اسلامی است و این اصل برای همه مسئولان در سراسر نظام مدیریتی مبتنی بر اندیشه امامت، شرط پذیرش سمت و بقای در آن است. اساس را دنبال بفرمایید: ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ http://twitter.com/Asaas_discourse ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ http://Instagram.com/asaas_discourse1 ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ http://Telegram.me/Asaas_discourse ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ http://Eitaa.com/Asaas_discourse
مسموکلکریم آخر هفته و خسته در شلوغی مترو، این عبارت را از جوانی خوشرو به نام ایگور اهل روسیه(شهر کازان) مشغول به تحصیل در رشته علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی شنیدم. - این ... قطار... صادکیه... می‌رود؟ سر چرخاندم و تأیید کردم. کتاب صعود چهل ساله را دستم می‌بیند و به سختی ولی خوب منظورش را به فارسی می‌رساند. - ممکنه ... کتاب... را ببینم؟ برانداز می‌کند و تورقی. برخی کلمات را از فهرست به من نشان می‌دهد و معنی اش را می‌پرسد. به انگلیسی پاسخ می‌دهم. سری تکان می‌دهد - Can you speak English? - a little از اینجا به بعد با ترکیب فارسی سخت و اندکی انگلیسی هم‌کلام می‌شویم. کتاب را ورق می‌زند و سعی می‌کند بفهمد. خنده ای تلخ و شیرین می‌زند و می‌گوید: «زبان فارسی خیلی سخت است» بر اساس سیاست همکاری علمی و تبادل دانشجو میان ایران و روسیه، برای تحصیل در ایران بورس شده و حدوداً سه ماه است به تهران آمده. می‌گوید که شاه‌نامه را دوست دارد. از طریق رایزن فرهنگی ایران و یک استاد ایرانی در دانشگاهی در روسیه با زبان و ادب فارسی آشنا شده ولی باز تکرار می کند: «زبان فارسی خیلی سخت است» می‌گویم ایران را بگرد؛ اصفهان و شیراز و مشهد را پیشنهاد میکنم. دوست دارد ولی نگران است. مشخص است از ناآرامی های اخیر، مضطرب شده و نمی‌تواند ناراحتی خود را پنهان کند. هرچند کاملاً هوشیار است که وارد مباحث سیاسی نشود ولی دانشجوی علوم سیاسی را گریزی نیست آن هم وقتی به تور کسی چون من خورده باشد! از سختی اخذ ویزای ایران برای دانشجو می‌گوید و از بروکراسی اداری دانشگاه و وزارت کلافه است. چیزی جز ابراز تأسف ندارم. «زبان فارسی خیلی سخت است» از زبانش نمی‌افتد. می‌خندم و می‌گویم زبان روسی هم برای ما سخت است. می‌پرسد که آیا دانشجو هستم و وقتی متوجه می‌شود استاد حقوق در دانشگاه هستم، ذوق می‌کند و البته سعی می کند با ادب و احترام بیشتری رفتار کند. دست بر قضا مسیرمان یکی است. مصاحبتمان یک ساعت طول می‌کشد بی‌وقفه. دوباره به مباحث علمی و اجتماعی برمی‌گردیم. می‌گوید دانشجوی ضعیفی در روسیه محسوب می‌شود چون غیر از روسی، فقط سه زبان! بلد است. متحیر می‌شوم. - در روسیه ... باید پنج زبان بلد باشی تا دانشجوی قوی شناخته شوی اندکی انگلیسی می دانست و تا حد قابل قبولی هم فارسی. زبان سوم هم لابد باید یکی از زبانهای اروپایی باشد. - مسموکلکریم؟ روسی که هیچ، در گنجینه لغات فارسی و انگلیسی می‌چرخم ولی چیزی پیدا نمی‌کنم. - کسی ... که ... بخواهد به ایران برود ... برای تحصیل، باید فارسی و عربی بداند. ما إسمک الکریم؟ بالاخره دوزاری می افتد که دارد به عربی می‌پرسد اسم شریفتان چیست؟ اندکی گیج، جواب می‌دهم: إسمی حامد به عربی فصیح می‌تواند مکالمه کند. به فکر فرومی‌روم و اصل ۱۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از ذهنم می‌گذرد: «از آنجا كه زبان قرآن و علوم و معارف اسلامي عربي است و ادبيات فارسي كاملاً با آن آميخته است اين زبان بايد پس از دو‌ره ابتدايي تا پايان دو‌رة متوسطه در همه كلاس‌ها و در همه رشته‌ها تدريس شود.» آموزش عالی روسیه، شرط بورس شدن به ایران را دانستن زبان عربی دانسته! واقعاً چرا؟ در ایران که فقط در برخی نقاط مرزی ایران با عراق، عربی محلی رایج است همین. به نتیجه ای نمی‌رسم. از اینجا سه‌زبانه به پیش می‌رویم. از عربی دانستنش ذوق می‌کنم و مقداری احساس تکلیف. نرم افزار قرآن در گوشی را باز می‌کنم تا کلام الله را به سمع و نظر اهل کتاب برسانم. فاتحه الکتاب را باز میکنم و جلوی رویش قرار می‌دهم. نمره روخوانی قابل قبولی می‌گیرد. لابد در همین چند ماه اقامت در ایران به چشم و گوشش خورده بود. ولی نه! ماتم می‌کند. - یس والقران الحکیم انک لمن المسلمین علی صراط مستقیم تنزیل العزیز الرحیم ... یخ می کنم. ادامه می‌دهد: حافظ سوره یس هستم. با پایان یافتن امر مقدس تبلیغ، گوشی را در جیبم می‌گذارم تا جریان آشنایی اش با قرآن در سفارت ایران در روسیه را درست بفهمم. در لحظات خداحافظی هم ضربت آخر را زد وقتی گفت که قاری قرآن است و من شک بردم که مسلمان باشد ولی تصریح کرد که ارتودوکس مذهب است. بعد از ۵۰ دقیقه ایستاده سخن کردن، جایی برای نشستن در قطار یافت شد. از جایگاه اجتماعی استاد دانشگاه در ایران می‌پرسد. از احترام مردم به مقام معلم می‌گویم ولی قانع نمی‌شود می‌گوید چطور احترام می‌گذارند؟ دوباره گیج می‌شوم. - در روسیه ... اساتید یونیورسیتیه ... خارج از دانشگاه لباس متمایز می‌پوشند تا مردم آنها را بشناسند. اطلاعات جالبی را خودجوش به اشتراک میگذارد. مثلاً در متون درسی دانشگاهی در روسیه درسی به عنوان سیاست امام (خمینی) وجود دارد. اضافه می‌کند که دانشجویان با Islamic Revolution thought نیز آشنا می‌شوند. دوست نداریم گفتگو تمام شود. بنای تداوم ارتباط می‌گذاریم و خداحافظی می‌کنیم. - از ... دیدارتان ... خیلی خوشحال شدم پروفسور.
‏ی پیشنهاد ساده و همگانی: هر روز با محبت به همه ‎ کنیم و لبخند بزنیم هر جایی که بودیم اثر معجزه آسایی در تکثیر آرامش و محبت در جامعه دارد @drhamednikoonahad
هدایت شده از از بهشتی برای امروز
بيانات راجع به و كاركنان آن سفارتخانه به وسيله گروهى از دانشجويان به عنوان اعتراض به دسيسه هاى دولت آمريكا در ايران و امنیت سفارتخانه امروز لابد از طريق اخبار راديو مطلع شديد كه عده اى از جوانان باايمان و برآشفته ملت كه پذيرش را از طرف آمريكا به حق توهين بزرگى به انقلاب و ما ميدانند، بيش از اين تاب نياوردند و به عنوان را تصرف كردند و چند نفر از كاركنان آنجا را به گرفتند، ما هميشه به عنوان كسانى كه احساس مسؤوليت مي كرديم به آمريكا و ساير قدرتهاى استعمارگر گفته ايم كه بدانيد با فرد طرف نيستيد با افراد هم طرف نيستيد، با هم طرف نيستيد، با علماى انقلابى و رجال انقلابى طرف نيستيد، با شوراى انقلاب و دولت موقت انقلاب طرف نيستيد بلكه با طرف هستيد. موفقيت ايران را درك كنيد و بدانيد كه «ايران» ملتى دارد كه خط انقلاب خودش را شناخته است، ... حالا هم براى شان ميگوييم كه شما انتظار نداشته باشيد كسى بتواند ملت بپاخاسته ما را در برابر همه كارهاى ناپسند و زشت شما مهار كند ملت در برابر برخى از اين توهينها مهارشدنى نيست، گويا آمريكا و قدرتهاى ديگر جهانى فقط را بلد هستند و هنوز را ياد نگرفته اند و با اين زبان آشنا نشده اند ولى مردم ما و دوستان ما به بركت اين انقلاب به خوبى با اين زبان آشنا شده اند و ميدانند كه هر كلمه اى و هر سخنى، هر نوشته اى در انقلاب چه معنى ميدهد. ما در عين اينكه ميپذيريم كه سفارت يك كشور و اتباع يك كشور بايد در يك كشور ديگر امنيت داشته باشند و در عين اينكه قانون اسلام چنين امنيتى را تأكيد و تضمين ميكند، در عين حال ميخواهيم بگوييم اين زبان انقلاب هم يك زبان راست و صريح و روشن است و چيزهايى را بيان ميكند. اگر آمريكا و كشورهاى ديگر جهان زبان انقلاب ايران را هنوز ياد نگرفته ايد و نميتوانيد درك كنيد خوب است سر عقل آييد و درك كنيد. همان وقتى كه گفتيد اين بيمار هيچ جاى دنيا جز آمريكا براى معالجه اش نبوده (آن هم اگر واقعاً بيمار باشد) وقتي كه پذيرفتيد بايد ميدانستيد كه پیامدهاى سختى به دنبال خواهد داشت. جوانهاى ما امروز به سفارت آمريكا رفته اند و گفته اند كه اين شاه خائن و دشمن ملت را بدهيد و اين كاركنان سفارت را كه به گروگان گرفته ايم از ما بگيريد، چون هر چه به زبان منطقى گفتند كه دشمن ملت را چرا در خانه خودتان پناه داديد؟ گفتند اين از لوازم اومانيسم است و يك نفر بيمار به ما پناه آورده است، انسان دوستى و اومانيسم جهانى و اخلاق انسانى ايجاب ميكند كه ما بيمار را پرستارى كنيم. آيا شما هنوز هم نفهميده ايد و نميتوانستيد بفهميد كه محمدرضا دشمن خون_آشام يك خلق است و او بايد به دست دادگاه عدل و انتقام سپرده شود؟ بسيار خوب. نتوانستيد بفهميد، جوانان انقلابى كشور ما ناچار ميشوند كه با اين زبانها به شما بفهمانند، اميد ما اين است كه درس عبرت بگيريد و با ملت انقلابى ما طورى برخورد نكنيد كه ديگر ملت ما براى گفتگو با شما ناچار به استفاده از اين زبانها بشوند و اگر شما همچنان به لجاجت خودتان ادامه بدهيد هيچكس نميتواند به شما تضمين بدهد كه مردم انقلابى ما ديگر از اين زبان استفاده نميكنند، ما هم تأكيد ميكنيم كه وظيفه انسانى و انسان‌دوستى آمريكا (اگر آمريكا به‌راستى انسان‌دوستى را ميفهمد) اين است كه اين دشمن خلق را تحويل دادگاه عدل و انتقام اسلامى ايران بدهد و بيش از اين خودش و ملت ما را به دردسر نيندازد. اين تشخيص ما است. نمىدانم نمايندگان محترم ملت هم تشخيصشان همين است يا نه (نمايندگان- همين است) منبع: صورت مشروح مذاکرات قانون اساسی؛ جلسه ۵۹؛ #۱۳_آبان ۱۳۵۸ صص ۱۶۰۹-۱۶۱۰ @shahiddoctorbeheshti
کارت دانشجویی مصونیت قضایی نمی‌آورد. دانشگاه، مثلث برمودا نیست اخبار مربوط به ، همیشه همراه با انواع تحلیل‌ها و خرده روایت‌ها با چاشنی حقوقی همراه است و از جهات گوناگون قابل‌بحث. روشن است که و بازداشت و تعلیق و اخراج دانشجو خوشحالی ندارد ولی ابراز تعجب و بیزاری از نفس و برخورد قانونی با مظنونین و متهمان بسیار نامفهوم و حیرت انگیز است. گویی برخی محیط دانشگاه را منطقه آزاد از قوانین کیفری کشور قلمداد کرده‌اند. درست است که اقتضائات و الزامات اداره دانشگاه با سایر اماکن تفاوت دارد؛ اما محیط دانشگاه هم مانند هر مکان دیگری مانند خیابان و اداره و مسجد و مدرسه و فروشگاه و کارخانه می‌تواند محل ارتکاب انواع جرائم عمومی باشد از قتل و سرقت و ایراد ضرب‌وجرح و تخریب و جعل و کلاه‌برداری تا انواع جرائم ضد امنیتی مانند جاسوسی و خیانت به کشور. خوش آنکه محیط دانشگاه از امثال این ناهنجاری‌ها به‌کل پاک باشد؛ اما نمی‌توان با ساده‌انگاری خیال‌بافانه منکر امکان ارتکاب انواع جرائم در این محیط شد. لذا طبیعی است که از نهادهای قانونی حافظ نظم و امنیت انتظار باشد که در صورت اطلاع از وقوع جرائمی در دانشگاه‌ها، همچون سایر اماکن، به وظایف قانونی خود عمل کنند. نیروهای انتظامی و امنیتی در چارچوب قانون و تحت اشراف و نظارت مقامات صالح قضایی وظایف ضابطیت مانند كشف جرم، حفظ آثار و علائم و جمع‌آوری ادله وقوع جرم، شناسايي، يافتن و جلوگيري از فرار و مخفي شدن متهم را بر عهده‌دارند (فرقی ندارد که متهم یا محل وقوع جرم چه کسی و کجا باشد) و طبیعی است مجاز نیستند از تکالیف قانونی شانه خالی کنند. افزون بر این متصف شدن به وصف دانشجویی و اخذ کارت دانشجویی و یا حضور در محوطه دانشگاه، باعث نمی‌شود قوه و ملکه‌ای در فرد ایجاد شود که خودبه‌خود از انواع جرائم و ناهنجاری‌ها پرهیز کند و یا بری باشد. ساده آنکه و دانشگاهی هم انسان است و هر احتمالی در مورد سایر انسان‌ها برود در مورد او هم می‌رود. مصونیت قائل شدن برای قشری از اقشار نسبت به تعقیب انتظامی و قضایی، چه دانشجو چه استاد چه هر قشر محترم دیگر، نه‌تنها تبعیضی ناروا و ناموجه است بلکه اجحاف در حق انواع بزه دیدگان و آسیب دیدگان ناشی از اقدامات مجرمانه و حتی ظلم به وجهه دانشگاه و دانشگاهیان قانون‌مدار است. بحث رسیدگی به تخلفات مربوط به امور آموزشی مانند عدم رعایت الزامات آموزشی و مقررات داخلی البته جداست و اصلاً محل بحث نیست. برخلاف تلقی برخی دانشگاهیان و اهالی رسانه و سیاست، مجلس شورای اسلامی هیچ‌گاه قانونی مبنی بر ممنوعیت ورود نیروهای انتظامی و امنیتی به محوطه و محیط دانشگاه‌ها یا حوزه‌های علمیه و مانند این‌ها به تصویب نرسانده است. اساساً مصوبه‌ای با چنین مضمونی آشکارا در تنافی با است. همان قانونی که در اصل 3 رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امنيت قضائي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون را بر حکومت تکلیف کرده است. همان قانونی که در اصل 20 همه آحاد ملت را بدون استثنا «یکسان» در حمایت و پناه قانون قرار داده است. همان قانونی که در اصل ۱۰۷ رهبر را در برابر قوانين با ساير افراد كشور «مساو‌ی» قرار داده است. همان قانونی که در اصل 156 به قوه قضائیه مستقل تصریح کرده و آن را مسئول رسيدگي و صدور حكم در مورد تظلمات، تعديات، شكايات، حل‌وفصل دعاوي و رفع خصومات و كشف جرم و تعقيب مجازات و تعزير مجرمين و اجراي حدود و مقررات مدون جزائي اسلام و اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم قرار داده است. همان قانونی که در اصل 159 دادگستری را مرجع رسمي تظلمات و شكايات دانسته است مطالبه صحیح و قانونی در این خصوص آن است که ترتیبات مربوط به دستگیری و بازداشت و محاکمه دانشجویان با رعایت و مبتنی بر قانون باشد؛ نه آنکه با تحلیل‌های احساسی و سوءاستفاده از احساسات جوانان عزیز دانشجو و با تلقی کردن کارت دانشجویی به‌مثابه برگ برنده و کارت طلایی، راهی به‌سوی نوعی در نظام اجتماعی باز شود. @drhamednikoonahad