دکتر حامد نیکونهاد
اصل یازدهم قانون اساسی؛ به سوی امت اسلامی یکپارچه #دودقیقه_قانون_اساسی @drhamednikoonahad
.
اصل يازدهم #قانون_اساسی؛ به سوی امت سازی
«به حكم آيه كريمه إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُون همه مسلمانان يك امتاند و دولت جمهوری اسلامی ايران موظف است سياست كلی خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و كوشش پیگير بهعمل آورد تا #وحدت سياسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.»
✅اصل 11 انعکاس یکی از معیارهای اسلامی در #سیاست_خارجی است(وحدت مسلمین) و نشانگر تعهد دولت اسلامی نسبت به همه مسلمانان بر پایه #برادری_اسلامی و گامی در جهت توسعه و تحکیم برادری اسلامی میان #مسلمانان جهان است.
✅«امت»، برگرفته از ادبیات دینی، همان امت واحده و یا جامعه بزرگ مسلمانان است و هر مسلمانی در هر نقطه از جهان عضو این جامعه بزرگ سیاسی است.
✅با عنایت به واقعیت دنیای امروز که همانا پراکندگی امت اسلامی در سرزمینهای گوناگون و تحت حاکمیتهای متعدد است، به موجب اصل 11 دولت ايران تکلیف دارد راهبرد كلي خود را بر یکپارچه شدن ملتهای اسلامی قرار دهد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام محقق شود یعنی جمهوری اسلامی باید تلاش نماید که «امت بالقوه» متشکل از مسلمانان پراکنده به «امت بالفعل» بر محور حکومت واحد شکل گیرد
✅بین #منافع_ملی و #مصالح امت اسلامی تعارضی وجود ندارد. در بطن منافع ملی یک #ملت_مسلمان که اهداف و مسئولیتهای خود را با معیار اسلامی تعیین میکند، حمایت و دفاع از مسلمانان و فراتر از آن همه مظلومان و مستضعفان گنجانده شده است
✅#شهیدبهشتی در توضیح این اصل گفتند: «از نظر تعاليم مقدس اسلام، نظام اسلامى در هر گوشه از جهان تحقق پيدا كند حكومتى به وجود مىآورد كه مسؤوليتش در داخل #مرز محدودى قرار نمىگيرد و نسبت به همه انسانها و بهخصوص همه مسلمانها داراى تعهد و مسؤوليت مىشود و بر طبق تعاليم اسلام اين طبع و خصلت #حكومت_اسلامى است. ... وقتى در قسمتى از سرزمين اسلام حكومتى با هويت اسلامى به وجود مىآيد از همان آغاز تشكيل بايد خود را نگران وضع سياسى و اجتماعى و اقتصادى و اخلاقى و معنوى و روحى همه مسلمانان بداند، ولى نه بدان معنا كه اين حكومت مىخواهد قلمرو خودش را گسترش دهد و سرزمينهاى ديگر را با زور متصرف شود و به خود ملحق كند، هرگز نه، بلكه بدان معنا كه بايد به كمك اين مسلمانان بشتابد و با كمك يكديگر وضعى براى خود به وجود بياورند كه آنها نيز خود را داراى #نظام_اسلامى بيابند و وقتى اين نظامها همه اسلامى شد، آن وقت تشكيل يك #واحد_سياسى بزرگ جهانى در لواى اسلام امرى است طبيعى»
#دودقیقه_قانون_اساسی
@drhamednikoonahad
#ارتش_مکتبی؛ ارتش منحصر به فرد
در جمهوری اسلامی ایران، روح مکتبی و انقلابی در نهادهای مألوف و نامآشنا در فضای #حقوق_اساسی از جمله ارتش نیز دمیده شده است. #مقدمه_قانون_اساسی از ارتش مکتبی سخن گفته است؛ بدین ترتیب که در تشكيل و تجهيز نيروهاي دفاعي كشور توجه بر آن است كه «ايمان و مكتب»، اساس و ضابطه باشد. بدين جهت ارتش جمهوري اسلامي، در کنار #سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در انطباق با این هدف شكل ميگیرد و نهتنها حفظ و حراست از مرزها بلكه بار رسالت مكتبي يعني #جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش #حاكميت_قانون خدا در جهان را نيز عهدهدار خواهند بود.
اصل 143 #قانون_اساسی ارتش جمهوری اسلامی ايران را نه تنها متعهد به پاسداری از استقلال و تماميت ارضی، بلکه موظف به حفاظت از نظام #جمهوری_اسلامی كشور میداند.
اصل 144 نیز به صراحت مقرر نموده است که ارتش جمهوری اسلامی ايران بايد ارتشی اسلامی باشد؛ بدین معنا که ارتشی مكتبی و مردمی است و از این رو بايد افرادی شايسته را به خدمت بپذيرد كه به اهداف #انقلاب_اسلامی مومن و در راه تحقق آن فداكار باشند. پیوند میان ارتش، انقلاب اسلامی و مکتب موردقبول مردم نکته ای ظریف و چشمگشا است.
در ماده 5 قانون ارتش جمهوری اسلامی ایران مصوب 7/7/1366 مجلس شورای اسلامی نیز انعکاس اهداف و رویکرد انقلابی نیروهای نظامی، از جمله ارتش آشکارا مشاهده میشود. حفظ استقلال، تماميت ارضی و نظام جمهوری اسلامي ايران و ياري به ملل مسلمان يا مستضعفِ غيرمعارض با اسلام در جهت دفاع از سرزمينهاي مورد تهديد يا اشغال نيروهای متجاوز در این شمار است. ماده 6 قانون یادشده در مقام ترسیم اصول و ويژگيهای اساسی نيروهاي مسلح، در کنار اوصافی همچون اقتدار، خودکفایی، سادگی و انضباط، مؤلفه های بصیرت زایی را تعیین کرده است:
1- اسلامی بودن یعنی در تشكيل و تجهيز نيروهاي مسلح اساس و ضابطه مكتب اسلام است به نحوی كه بر "همه شئون و ابعاد" آن‚ ضوابط و مقررات شرع حاكميت داشتهباشد. نيروهای مسلح رسالت مكتبی جهاد در راه خدا را بر عهده داشته، پيروي از اصول اخلاقي اسلام و احترام به #شخصيت_انسانی افراد را وظيفه خود ميدانند.
2- "ولايی بودن" به این معنا که نيروهاي مسلح تحت فرمان فرماندهی كل بوده و اصل وحدت فرماندهی در تمامي ردههاي آن حاكم ميباشد و نيل به فرماندهي در تمامي ردهها بر اساس "شايستگی و كارآيی" صورت می گيرد. دستور فرمانده در صورتي كه مغاير با دستورات مسلم شرع [(«لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ» نهج البلاغه حکمت 165)]، فرمانهای فرماندهی كل و حاكميت نظام و قوانين جمهوري اسلامي ايران نباشد‚ لازمالاجرا است. پرسنل نيروهاي مسلح در خط سياسی مقام رهبری می باشند.
3- #مردمی بودن: نيروهاي مسلح همواره در كنار مردم و در جهت مصالح و آرمانهای #امت_اسلامی انجام وظيفه می نمايند و در زمان صلح نيز به درخواست دولت افراد و تجهيزات فني خود را در حدي كه به آمادگی رزمي آنها آسيبي وارد نيايد، در جهت خدمت به مردم در زمينه كارهای امدادی، آموزشی، توليدی و جهاد سازندگی به كار ميگيرند. (اصل 147 قانون اساسی)
4- تدافعی بودن: نيروهاي مسلح با بهرهگيری از تمامی توان خود دشمن را از تعرض بازداشته و در برابر هرگونه تجاوز دفاع نموده و متجاوز را تنبيه و سركوب می نمايند و در عين اعتقاد به اصل #عدم_تعرض، ملل مسلمان يا مستضعفِ غيرمعارض با اسلام را برای دفاع از خود ياری ميكنند.
#روز_ارتش
#نظام_امت_و_امامت
@drhamednikoonahad
هدایت شده از از بهشتی برای امروز
معنای #تعیین_مقدرات یک سال در #شب_قدر
آن قسمت اصلى مطلب اين است كـه
اين شب، شب پربركتى است؛ شب پرارزشـى اسـت؛ شـب
فرو آمدن قرآن بر پيغمبر است؛ شبى است كه فرشـتگان بـه
همراه روح الامين بر پيغمبر آمدندهاند شب سـلامت اسـت؛
شب رسيدن به سلامت؛ اين در حد #قـرآن.
شـب دعاسـت،
شبى است كه خـوب اسـت هـر كسـى دربـاره خـودش و
ديگران دعا كند؛ شب را به #عبادت زنـده نگـه دارد و #شـب_زندهدارى كند؛ اين در حدود رواياتى كه از پيغمبر نقل شده
است. بسيارى از روايات ائمه هم مؤيد همين است. دعاهاى
زيادى هم در اين زمينه هست.
بعد قدرى كه پايينتر مىآييم
مىرسيم به آنچه به تعيين #مقدرات يك سال مربـوط اسـت.
مطلب تا اين جمله آخر روشن است، اما درباره جمله آخـر
بايد عرض كنم كه هيچ عالم شيعى و غيرشيعى نگفته است
كه بعد از شب قدر ديگر انسان دعا نكند. پس اينكه امشـب
شب تعيين مقدرات يك سـاله اسـت بايـد معنـى و مفهـوم
ديگرى داشته باشد كه با استحباب و تأكيد به دعا در شبها و
روزها و هر ساعتى از ساعتهاى سال كاملاً سازگار باشد.
آن #تفسير و تعبيـرى كه مـا مىتوانيم بـراى ايـن مطلـب بكنـيم
اين است كه آدمى در دوره زندگى يكسالهاش خوب اسـت
يك شب، دو شب، سه شب را به جنبههاى معنوى خـودش
و به رسيدگى به خـودش اختصـاص بدهـد. نـه تنهـا يـك
مؤسسه اقتصادى در روزهاى آخر سال يا اول سال نـو بايـد
كارهاى جارىاش را كم بكند و بـه #حسـاب سـال بپـردازد،
بلكه يك انسان هم خوب است در دو ـ سه شب يا در دو ـ
سه روز از يك سال، كارهاى عادى را كم بكند و به حساب
خودش بپردازد. ببيند در گذشته چه كـرده و در آينـده چـه
مىخواهد بكند. به راستى بسيار بجاست كه هر انسانى چنين
يك يا دو يا سه روز و يا چند روزى در زنـدگىاش داشـته
باشد. شكى نيست كه وقتى انسان قرار گذاشت در يك، دو،
سه، چهار روز و شب از سال بيشتر به خودش برسـد، ايـن
رسيدگى در تعيين مقدرات او، لااقل تا يك سال ديگر، تأثير
فراوان دارد. اگر من امشب، ديشب، فردا شب، چنـد شـب،
چند روز، مدتى را اختصاص دادم به اينكه به خودم برسم و
ببينم در گذشته چه راهى را رفتهام، چه گناهى كـردهام، چـه
كار خيرى كـردهام و بعد، از گناهى كه كردهام از خدا طلـب
مغفرت و #آمرزش كنم، توبه كـنم، برگـردم و خـواه نـاخواه
تصميم بگيرم نسبت به سال آينده و نسبت به آينـدهام بهتـر
بشوم و ديگر اين گناهها را مرتكب نشوم و آنهـا را تكــرار نكنم و به درگاه خدا #دعا كنم و از خـدا مـدد بخـواهم و
توفيق بخواهم... اگر هيچ كس هيچ مطلبى هم نگفته بـود
و ما خودمان حساب مىكرديم مىگفتيم بلـه، ايـن دو ــ
سه شب در تعيين #سرنوشت و روش و رفتار و مقـدرات
يك ساله من تـأثير بسـزايى خواهـد داشـت. چـون آثـار
روحى اين بررسى و اين مطالعه، اين توجه، اين #محاسبه،
اين دعاى به درگاه خدا بدون شك تا سـال آينـدهاى كـه
باز چنين محاسبهاى تكرار خواهد شـد، در روح مـن بـه
طور خودآگاه و به طور ناخودآگاه آثار ارزندهاى خواهـد
داشت.
اين آن مفهوم معقول دلچسبى است كه من بـراى
شب قدر براى خودم دارم؛ حالا آيا برادران و خواهران ما
هم اين مفهوم #معقول را مىپذيرند و مىپسـندند يـا نـه،
نمىدانم.
✔️کتاب #شب_قدر صص ۱۸-۲۰
#شهیدبهشتی
@shahiddoctorbeheshti
هدایت شده از اســــاس
835413209762.pdf
406.7K
انتشار به مناسبت شهادت امام علی (ع)
▪️ شاخص حرکت در مدار حکومت علوی ▪️
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
همراه ما باشید...⚖📜
@asaas_discourse
19.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصل دوازدهم قانون اساسی؛ دین و مذهب رسمی
#دودقیقه_قانون_اساسی
@drhamednikoonahad
دکتر حامد نیکونهاد
اصل دوازدهم قانون اساسی؛ دین و مذهب رسمی #دودقیقه_قانون_اساسی @drhamednikoonahad
اصل دوازدهم قانون اساسی؛ دین و مذهب رسمی ایران
«دين رسمي ايران ، اسلام و مذهب جعفري اثني عشري است و اين اصل الي الابد غيرقابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلامي اعم از حنفي ، شافعي ، مالكي ، حنبلي و زيدي داراي احترام كامل ميباشند و پيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبي ، طبق فقه خودشان آزادند و در تعليم و تربيت ديني و #احوال_شخصيه ( ازدواج ، طلاق ، ارث و وصيت ) و دعاوي مربوط به آن در دادگاه ها رسميت دارند و در هر منطقه اي كه پيروان هر يك از اين مذاهب اكثريت داشته باشند ، مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود ، با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب.»
✅اصل 12 #قانون_اساسی دین رسمی در کشور ایران را دین مبین اسلام و مذهب رسمی را مذهب جعفری دوازده امامی اعلام میکند و این اصل را به نحوی «غیرقابل تغییر»، در قانون اساسی می گنجاند.
✅اعلام رسمیت دین و مذهب به معنی نفی بیطرفی دولت جمهوری اسلامی نسبت به دین است. بنابراین دولت موظف به ترویج دین و پیگیری اهداف دین و مذهب انتخابی و مقبول اکثریت قاطع مردم ایران است.
✅تغییرناپذیری این اصل که تضمینی بنیادین برای حراست از اسلامی ماندن نظام سیاسی است، بدان معنا است که هرگونه تصمیم و اقدام در راستای تضعیف دین و مذهب رسمی از سوی هر نهاد و گروه و شخصی و یا هرگونه تبلیغ بر ضد این دو، نامشروع و خلاف قانون اساسی است.
✅آثار رسمیت مذهب در ابعاد گوناگون حکومتی را می توان از جمله در حوزه وضع قاعده (اصول 72، 91، 170، 104)، حوزه سیاسی (اصول 5، 67، 115) و سطح قضایی (اصول 61، 163، 167) مشاهده کرد.
✅اصل 12 درصدد بیان همه حقوق مسلمانان غیرشیعه نیست. بلکه می خواهد برخی حمایتها و ضمانتهای قانونی را برای آنها به صراحت تاکید کند. لذا مسلمانان غیر شیعه از انواع حقوق سیاسی اقتصادی اجتماعی مقرر در قانون اساسی و سایر قوانین برای شهروندان برخوردارند.
#دودقیقه_قانون_اساسی
#دین_رسمی
#مذهب_رسمی
#مذهب_جعفری
#مذاهب_اسلامی
@drhamednikoonahad
14.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصل سیزدهم قانون اساسی؛ اقلیتهای دینی شناخته شده
#دودقیقه_قانون_اساسی
@drhamednikoonahad
دکتر حامد نیکونهاد
اصل سیزدهم قانون اساسی؛ اقلیتهای دینی شناخته شده #دودقیقه_قانون_اساسی @drhamednikoonahad
.
اصل سيزدهم؛ اقلیتهای دینی شناخته شده
ايرانيان زرتشتي، كليمي و مسيحي تنها اقليتهاي ديني شناخته ميشوند كه در حدود قانون در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات ديني بر طبق آيين خود عمل ميكنند.
✅ #ایرانیان غیرمسلمان در شمار شهروندان جامعه اسلامی محسوب میشوند و دین متفاوت آنها نسبت به اکثریتی که متدین به دین رسمی هستند باعث نمیشود از دایره اعضای جامعه اسلامی بیرون بمانند.
✅فقط متدینان به ادیان ابراهیمی یعنی مسیحیت و یهودیت و زرتشت که موحد محسوب میشوند در شمار اقلیتهای دینی هستند که #قانون_اساسی جمهوری اسلامی ایران آنها را شناسایی کرده است.
✅ اگرچه اقلیتهای غیرمسلمان یا به اصطلاح قرآنی و فقهی #اهل_کتاب به واسطه رسمیت دین اسلام، رسمیت ندارند و هیچ سطحی از قانونگذاری و سیاستگذاری بر طبق آیین آنها مجاز و معتبر نیست اما همچون سایر ایرانیان از #حقوق_شهروندی همچون حق رأی، اشتغال و آموزش و پرورش و برخورداری از مسکن و تامین اجتماعی و دادخواهی و تابعیت و مانند اینها برخوردارند.
✅ موارد مقرر در اصل ۱۳ یعنی آزادی در انجام مراسم و #تعلیمات_دینی و ازدواج و طلاق و ارث و وصیت مطابق آیین خود، تنها حقوق این دسته از ایرانیان نیست. بلکه اصل ۱۳ جنبه حمایتی نسبت به این قبیل آزادی ها دارد
✅اقلیتهای دینی آزادی تعلیمات دارند نه آزادی #تبلیغات_دینی؛ به عبارت بهتر، اقلیتهای دینی در حدود قانون حق دارند آزادانه و بدون هیچگونه تعرضی به انجام #مراسم_دینی و مذهبی خود بپردازند و مطابق با آموزههای دینی خود، قواعد و مقررات دینی را به پیروان خود تعلیم دهند ولی نمیتوانند به تبلیغ و ترویج آن بپردازند. نشر افکار غیراسلامی برخلاف رسمیت دین اسلام است که در اصل ۱۲ قانون اساسی پیشبینی شده است.
✅ منظور از مراسم و تعلیمات دینی، برگزاری شعایر مذهبی و انجام عبادات، آموزش تعالیم دینی در مدارس و یا مراکز خاص آن اقلیت است که باید در حدود قوانین جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد. اقلیتها در جریان اجرای مراسم و تعلیمات دینی خود نباید قوانین و احکام اسلامی را نقض کنند. بهعبارتدیگر، اقلیتهای دینی در انجام مراسم دینی و #احوال_شخصیه و تعلیمات دینی که باید طبق آیین خود عمل کنند آزادی مطلق ندارند و باید حدود قانونی در #جامعه_اسلامی را نیز رعایت کنند.
#مسیحیان_ایران
#یهودیان_ایران
#زرتشتیان_ایران
#اقلیتهای_دینی
#اقلیتهای_مذهبی
#دودقیقه_قانون_اساسی
@drhamednikoonahad
هدایت شده از اســــاس
🔸معلمی؛ اشتغالی کلیدی برای رسالتی اساسی🔸
همزمانی روز بزرگداشت مقام معلم با عید بازگشت به خویشتن خویش، تببین رسالت معلمی را هموارتر کرده است.
معلمی جایگاهی اجتماعی است که به صورت آگاهانه و ناخودآگاه در مقام تربیت و هدایت سرمایه های انسانی یک جامعه است.
اگر در پایان ماه مبارک رمضان، پس از یک ماه خودسازی معنوی و تربیت خویش در میدان مبارزه با هواهای نفسانی و چشمپوشی از لذایذ حلال، بازگشت (عید) به فطرت الهی خویش را جشن میگیریم، در روز معلم بر آستان کسانی سر تعظیم فرود میآوریم که رسالت زندگی و جوانی خویش را تربیت و تکامل نسلی آزاداندیش و آگاه قرار دادهاند که باید زیست خدامدارانه را بیاموزد.
خلاصه مأموریت معلمی انسانسازی است و بزرگترین ضربه به این رسالت را، نگاه و عمل کسانی بر این اشتغال مقدس وارد میکنند که این مسند تربیتی کلیدی و حساس را در سطح یک شغل برای امرار معاش تنزل دهند. خواه این افراد اکنون در قامت معلم در مدرسه و حوزه و دانشگاه حضور داشته باشند و خواه افرادی باشند که در لباس سیاستگذار و قانونگذار و برنامه ریز و حتی رسانه، فکر و ذهن معلم را مشغول اولیات معیشت کرده باشند.
تکلیف بینیاز از استدلال دستگاه حکمرانی البته، تأمین مطلوب و کریمانه زیست معلمی است چرا که مربیان اصلی مهمترین سرمایه یک جامعه، نباید درگیر دغدغه اولیات معیشتی خود باشند و لذا مواردی از قبیل تصویب قانون رتبه بندی معلمان و یا پرداخت معوقات و تضمین امنیت شغلی آنها نباید لطف و منت تلقی شود که جبران مافات است.
اما از آن سو کسی که میخواهد لباس معلمی بر تن کند باید نیک بداند که در حال کاسبی از محل انتقال آموخته ها نیست بلکه در جایگاه امامت و هدایتگری انسان قرار گرفته است؛ انسانی که دردانه خلقت است و در حال صیرورت در مسیر خداگونگی.
بر آموزگاران دلباختهی سرآمد معلمان تاریخ امیرالمومنین علی علیه السلام است که این توصیه بیتاریخانقضای ایشان را هماره پیش چشم داشته باشند:
«كسى كه خود را پیشوای مردم قرار داد، بايد پيش از آن كه به تعليم ديگران پردازد، خود را بسازد، و پيش از آن كه به گفتار تربيت كند، با كردار تعليم دهد» ( نهجالبلاغه حکمت ۷۳)
#روز_معلم
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
همراه ما باشید...⚖📜
@asaas_discourse
هدایت شده از اســــاس
♨️ جراحی اقتصادی به دست مردم؛ بازگشت به اساس بهحاشیهرفته ♨️
مردمی شدن ادارهی امور عمومی البته مبانی و مصادیق متنوع دارد. چشم انداز مشارکت عموم مردم در امور کشور و تعیین مردمی مقدرات کشور در سپهر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بنایی بس رفیع دارد. چنین مشارکتی نه موهبتی حکومتداده برای تسکین مردمان تلقی شده و نه شعاری دهانپرکن برای اسکات خصم. مولفه ای است که در تاروپود فلسفه حکمرانی اسلامی تنیده شده است به نحوی که بیآن، چنین حکومتی مبنایی برای تداوم ندارد.
به این فراز مقدمه قانون اساسی بنگرید:
« هدف از حكومت، رشد دادن انسان در حركت به سوي نظام الهي است (وَ اِلي اللّـهِ الْمَصيْر) تا زمينه بروز و شكوفايي استعدادها بهمنظور تجلي ابعاد خداگونگي انسان فراهم آيد (تَخَلَّقُوا باخلاق اللّـه) و اين جز در گرو مشاركت فعال و گسترده تمامي عناصر اجتماع در روند تحول جامعه نميتواند باشد. با توجه به اين جهت، قانون اساسي زمينه چنين مشاركتي را در تمام مراحل تصميمگيريهاي سياسي و سرنوشتساز براي همه افراد اجتماع فراهم ميسازد تا در مسير تكامل انسان هر فردي خود دست اندركار و مسؤول رشد و ارتقاء و رهبري گردد »
این گزاره روشن و روشنگر ابهامی باقی نمینهد: رشد انسانی و تأسیس و تثبیت جامعهای که بستر شکوفایی استعدادها است، جز از طریق مشارکت ملموس یکایک اعضای جامعه در تصمیمگیریهای سرنوشتساز اصلا شدنی نیست. کوتاه اینکه، طی مسیر رشد اگر بدون مشارکت میسور هم باشد، مطلوب نیست.
قانون اساسی زمینه سازی آشکاری برای رشد مشارکت محور فراهم آورده است که از جمله اصول ۶ و ۷ و ۸ و ۲۶ و ۲۷ قابل اشاره است.
هشتمین بند اصل ۳ نیز حکومت را موظف کرده همه امکانات خود را برای تحقق مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی خود بهکارگیرد.
اما ظرفیت چهاردهه مغفولماندهی همهپرسی قانونگذارانه موضوع اصل ۵۹ بسی حیرتآور است.
«در مسائل بسيار مهم اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي ممكن است اعمال قوة مقننه از راه همهپرسي و مراجعه مستقيم به آراء مردم صورت گيرد. درخواست مراجعه به آراء عمومي بايد به تصويب دو سوم مجموع نمايندگان مجلس برسد.»
«ممکن است» یعنی هیچ منعی ندارد؛ نه آنکه امتناع فلسفی ندارد که معلوم است ندارد. نیز روشن است که اصل ۵۹ طریقی استثنایی و نه عادی برای اعمال قوه مقننه است اما سخت میشود پذیرفت که در جامعهای پر از چالشهای متعدد و دغدغههای سیاسی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی در عصر پساانقلاب اسلامی، در طول ۴ دهه هیچ مسئله بسیار مهم اقتصادی رخ ننموده باشد که شایستهی تعیین تکلیف از سوی مردم به صورت مستقیم باشد. تجربه زیسته چهل ساله این نگرانی را پدید آورده که این بستر مشارکت، که البته تمهیداتی بهویژه از جهت انتخابگری آگاهانه میطلبد، به رؤیایی دستنیافتنی مبدل شود که جز نقشی نمایشی بر تارک قانون اساسی نداشته باشد و در فرض خطرناکتر نوعی بدبینی نسبت به مردمان برای تشخیص مصالح اجتماعی را القا کند.
هدفمندسازی یارانهها در سال ۱۳۸۹، افزایش قیمت بنزین در ۱۳۹۸ و حذف ارز ترجیحی در ۱۴۰۱ که همگی جراحی اقتصادی نامیده شدند، آیا هیچکدام موضوعی بسیار مهم نبودند؟ آیا مشارکت مردم در این تصمیم گیری ها زمینه ساز اجرای بهتر را فراهم نمیکرد؟
توسعه و تنوع قالبهای ابراز اراده تصمیم گیرانه مردمی، اقدامی انقلابی در راستای اجرای قانون اساسی است. اصل ۵۹ بیعیب نیست ولی اجرای آن حلال بسیاری از چالشهای حکمرانی است.
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
همراه ما باشید...⚖📜
@asaas_discourse