eitaa logo
پزشک من 🩺
4.2هزار دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
688 ویدیو
1 فایل
﷽ هدف پزشک من افزایش آگاهی و بالا بردن اطلاعات پزشکی و سلامت به صورت هدفمند است 🩺 . مطالب از۶۰ منبع رسمی 🌐 . راز ســلامتی را با پزشک من امتحــان کنید☕️ . تبلیغات : https://eitaa.com/joinchat/148570357C8d31b2f8d4 . کانون تبلیغاتی اوج : @Ads_Oj
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبلیغات
من سلما دختری از خانواده ای فوق مذهبی با پسر حاج رحمان بزرگ بازار نامزد کردم و قرار شد تو این دوره نامزدی ما بیشتر با هم اشنا بشیم ولی امیر حافظ نامزدم اینقدر در گوش من خوند که منو راضی کرد محرم همدیگه بشیم شش ماه نامزد بودیم که داداش امیر حافظ فوت کرد و حاج رحمان تصمیم گرفت که نامزدی ما رو به هم بزنه که امیر با بیوه برادرش که باردار بود ازدواج کنه وقتی اینو فهمیدم تموم دنیا دور سرم چرخید چه خاکی برسرم شده بود اگه خانوادم میفهمیدن حتما منو میکشتن باید به کی میگفتم که منو و امیر....😢😢😭😭 برای خواندن ادامه ی داستان روی لینک زیر بزنید👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1630798236C39949ec03b
✔حیفه آب رو خالی بخوری! لیوانتو با خاصیت پر کن. 🩺 @DrHello | پزشک من
با وصل شدن نت ها تنها جایی که نمیتونم ازش دل بکنم سوتی های اینجاست😂🤣😂👇 https://eitaa.com/joinchat/1878458472C6390b39c1a
هدایت شده از تبلیغات
🤯 آخرین باری که دیدمش تولد سوسن دوست مشترکمون بود، یک لحظه چشم تو چشم شدیم، با همون لبخند همیشگی، ولی سرد و بی مهر نگام کرد، درجا زدم بیرون و شروع کردم توی خیابون قدم زدن، منو کاوه از طریق یه مهمونی خونوادگی آشنا شده بودیم و بشدت بهم علاقه مند بودیم تا اینکه بعد از چند سال دوستی تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم اما دقیق یک هفته قبل از خواستگاری پیام داد که ما به درد هم نمیخوریم و خداحافظ و گوشیشم خاموش کرد.. بدون دلیل،بدون دعوا تا اینکه.... 😔😰 ادامه داستان😢👇 https://eitaa.com/joinchat/1878458472C6390b39c1a