روی گاری خرید ذره بین گذاشتن برای خوندن پشت بسته ها
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
ماشین یک نفره
راننده چه سکوت و ارامشی رو تو ماشینش تجربه میکنه...
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
اومدم مدرسه دنبال دخترم
میفرمایند هنوز تو کلاس یوگا هستن
دختر تو اخه مادرت یوگا کار بوده یا پدرت که رفتی یوگا؟
#مزاح
پینوشت: خودمون تو همون مدرسه دو سه تا کلاس ثبت نامش کردیم که تا من از بیمارستان میام سرش گرم باشه
کلاس های مدرسه دخترم رایگانه!
کانال دکتر موتا در بله
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://ble.ir/drmutter
انتشار فقط با لینک کانال
نشستم پای برنامه ریزی درسی بچه ها در طی هفته!
بهشون مخصوص سپرده بودم همه کتابهاشون رو بیارن خونه تا ببینم اوضاع چجوریاست
این روزها که درگیر بیمارستانم بیشتر، یه لحظه غیبت از درس بچه ها یعنی کلی عقب افتادن!
و حقیقتا شوکه ام الان!
دخترم کلاس سومه و اینقدر تو همین دوهفته ای که مدارس شروع شده درس رفته جلو که دیدنیه!
تو پرانتز بگم امروز اولین روز هفته سوم مدارس در شهر ماست در حالیکه برلین تازه روز اولشون بود!
هنوز با این هماهنگ نبودن تاریخ ها در آلمان کنار نیومدم
در درس زاخ که موضوع الانشون سیاست هست بچه ها سه مدل اداره کشور رو خوندن
شاهنشاهی
دیکتاتوری
دموکراتی!
با توضیحاتی در مورد هر کدوم!
و البته توضیحات بیشتر در مورد سیستم آلمان
خداییش به نظرم زود بود
دختر من که هنوز واژه دموکراتی و دیکتاتوری رو اولش قاطی میکرد باهم🥴
تازه معتقد بود سیستم پادشاهی خوبه
که پرنسس با کلی لباس قشنگ داره🙄
( تازه در حالیکه ما تو خونمون اصلا کارتون های پرنسسی و شاهزاده دار نمیبینیم)
ولی خب از طرفی میبینم تو فضای امروز ایران چقدر نیاز هست واقعا این اموزش ها از پایه و به روش درست داده بشه
هیچی دیگه یک ساعت نشستم با رسم شکل با هم در مورد هرم قدرت صحبت کردیم البته که مطمئن نیستم چیزی فهمیده باشه
اخه چرا اسم ساختمان مجلس المان باید روز ایالت ها باشه
این باید اسم یک مناسبت تاریخی باشه نه ساختمان
دیگه توضیح حزب و رای گیری و صدر اعظم و ... بماند
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
در مورد یوگا چون چند نفر گفتن
تو کلاس دخترم فقط چند مدل نرمش ساده انجام میدن
و یوگا اصلی و تخصصی نیست!
از کلاس های عصر مدرسه دخترم یک موردش خیلی به نظرم جذاب بود
قبلا گفته بودم هر روز بعد از پایان مدرسه تا عصری که ساعت کاری والدین تموم بشه مدرسه کلاس های متفرقه برگزار میکنه
اسمش: کشف کردن شهر
کلا ۵ بار هست البته
اما هر دفعه میرن یک بنای مهم یا ساختمان تاریخی مثل قصر و ... رو میبینم تا با شهر خودشون مثلا بیشتر اشنا بشن!
یکم ملاحظاتی داره مسلما این مدل کلاس ها اما در کل ایده خوب و مهمیه!
کانال دکتر موتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
انتشار فقط با لینک کانال
پارسال کلاس هنر هم داشتن که خیلییی جذاب بود برای بچه ها
نقاشی و کلاژ و کاردستی...
امسال ولی ندارن
گمونم خودم باید به فکرش باشم اگر برسم و البته اگر حجم سنگین درساش بگذاره !
خصوصیات بشری خانم خامنه ای از منظر همسرشون:
حدود الهی را رعایت می کرد.
اهل حلال و حرام بود.
هرگز دروغ نمی گفت.
اهل غیبت نبود.
بدگویی نمی کرد.
اگر درددلی می کرد اسم شخص رو نمی گفت.
در موازین شرعی حساسیت داشت.
به اسراف حساس بود.
ما دور ریز نداشتیم از غذا و خوراکی.
اهل عوض کردن تند تند وسایل نبود.
چند مدل غذا برای مهمان درست نمی کرد.
میوه های نوبرانه ی گران نمی خرید. صبر می کرد وقتی همه توانستند بخرند می خریدیم.
حق الناس رو مهم می دانست. تو ورقه صحیح کردن دوبار صحیح می کرد حق الناس به گردنش نباشه
از میوه درخت های داخل بیت که می آوردند نمی خورد تا وزن کنیم و پولش رو حساب کنیم.
اهل نماز شب و نمازهای مستحبی بود.
به دوستش گفته بود اگه می خوای خدا بهت نگاه کنه نماز شب بخوان.
خیلی در طول سال روزه مستحبی می گرفت.
فضای خانه را فضای مذهبی می کرد.
اعمال مناسبت ها رو بلد بود. از چند روز قبل از مناسبت ها تو خونه تذکر می داد که فلان عمل رو داره.
در شهادت ها و ولادت ها زیارت اون معصوم رو می خوند.
فضای خانه را هم تغییر می داد.
در محرم و صفر پرچم و سیاهی و کتیبه می زد به خونه.
به تربیت دینی فرزندانش بسیار حساس بود و توجه داشت.
ماه رجب و شعبان و رمضان عبادتش مضاعف می شد.
موقع تمام شدن ماه رمضان از رفتنش ناراحت می شد.
نسبت به قرآن انس خیلی زیادی داشت.
به طوری که آقا به فرزندان ما می گفتند مثل مادرتون قران بخونید.
در ماه رمضان سه دور قران رو ختم می کرد.
روز شهادتش نزدیک ختم اولش بود.
کمتر آیه ای بود که ادامه شو نتونه بده.
بعضی سوره ها رو حفظ بود.
وقتی بحث قرانی در خونه ما شکل می گرفت مخاطب آقا بشری خانم می شد.
وقت دعا و قران با حضور قلب بود.
معانی قران رو متوجه می شد.
کتابهایی که بهشون هدیه می دادند بیشتر کتابهای تفسیر بود. دوستاش علاقه به قرآنش رو می دونستند.
به صلوات خیلی علاقمند بود.
به یکی از دوستاش گفته بود من اگه نبودم روزی یه تسبیح از طرف من صلوات بفرست.
اهمیت و اولویتش خانواده بود.
بسیار باهوش و بااستعداد بود.
بهترین موقعیت رو می تونست داشته باشه ولی اکتفا کرده بود به یک تدریس مختصر در مدرسه که با وجود بچه ها کمتر شد و به خاطر زهرا قطع شده بود.
یکی از بهترین رتبه های کنکور سراسری رو آورده بود ولی به خاطر زندگی ما که توی قم بود انتخاب اولش رو نزد و دانشگاه قم رو اولویت داد.
و هیچ وقت هم غرش رو نزد.
هیچ وقت از نظر مالی روی درآمد بنده حساسیتی نداشت.
سازگار و اهل مدارا بود.
عقلانیت زیادی داشت و زوج های جوان رو به زندگی کردن و ساختن دعوت می کرد.
در خانه اهل کار و زحمت بود.
۱۱ سال آخر در منزل آقا زندگی می کردیم. از خودگذشتگی ش خیلی زیاد بود. در ۱۱ سال اخیر به خاطر آقا همه چیز رو کنار گذاشت. به ادبیات مسلط بود. تدریس رو فوق العاده دوست داشت ولی به معنای واقعی کلمه خودش رو وقف پدر و مادرش کرد.
آقا همیشه تحسینش می کرد و دلسوزی شو می کرد و می گفت چقدر تو زحمت می کشی. می گفت نه من کاری نمی کنم.
بی ادعا بود.
امکان نداشت جایی خودشو معرفی کنه.
در حرم امام رضا خادم کفشداری بود.
با اخلاص بود.
نداشتن موبایل رو آسون پذیرفت.
اینکه دیگه نمی تونست دیدار های دوستانه شو داشته باشه ناراحتش نکرد.
آقا رو تنها نمی گذاشت.
رسیدگی مادرانه داشت نسبت به اقا.
به معنای واقعی کلمه ام ابیها بود.
جز به خاطر ضرورت از خانه خارج نمی شد مگر اینکه هماهنگ می کرد خواهرشون بیاد پیش آقا که اقا تنها نباشه.
این سبک زندگی پاداشی جز شهادت نداشت
حتی زهرا هم پاداش خدمات خالصانه و بی توقعش بود.
از طرف اقا هم یک علاقه ی فوق العاده ای نسبت به بشری خانم وجود داشت.
سر سفره تا بشری نمی اومد غذا رو شروع نمی کرد.
دوست داشت بشری غذا رو براش بکشه.
البته واقعا همه ی فرزندان اقا خوب بودند.
آقا به دعای ۲۵ صحیفه سجادیه برای خوب شدن فرزندانشون التزام داشتند.
خدا هم دعاشون رو مستجاب کرده بود.
...
[✍🏻دیمزن](https://ble.ir/dimzan)