فروردین،بالاخره تموم شدی؟؟؟؟😬😬😬♥️♥️♥️هر سال همینی!!!اندازه یک سال طول میکشی
‼️پرویز پرستویی در واکنش به ادعاهای عجیب اینترنشنال:
قابل توجه هتاکین و فحاشان، میدانم دوباره دارم برای خودم فحش و ناسزا می خرم... حرجی نیست ...راحت باشید...
دلم به درد اومد ونتونستم سکوت کنم/دیگه حناتون رنگی نداره/ همه تون چشم به ویرانی ایران دوختید، تحت عنوان براندازی جمهوری اسلامی...
https://eitaa.com/madarokoodakeiran
بچه ها را نگاه میکنم که با شور و شوق در لحظه زندگی میکنند
و از حال لذت میبرند
و از آنها می آموزم
خدایا این آسمان را بر دشمنان قسم خورده ات،حرام کن...
@madarokoodakeiran
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیر مادر توی شب تا کی مجازه؟
شیر خشک چی؟
خلاصشو اينجا گفتم
اما چطوری از شیر شب بگیرم؟ که خودم و بچه اذیت نشیم چی؟
اونو توی دوره از شیر گرفتن توضیح دادم
از سایت فقط تا 24 ساعت با تخفیف
Irangirlday
کمک خواستی من اینجام👇👇👇
@tasnim7
آدرس سایت:
Madarokoodakeiran.com
میگه مامان تو بجام مینویسی درس آزادو؟
میگم نه
میگه آخه من خطم بده..بی احترامی میشه به زبان فارسی🤣🤣
گفتم پس تمرین کن که بی احترامی نشه
@madarokoodakeiran
✅️فردا 9 تا 12 مطب
پذیرای شما هستیم
حتما تلفن بزنید از 8 و نیم و با منشی هماهنگ کنید.
آدرس و تلفن سنجاق شده✅️
#روزانه نویسی
روز 51
دوشنبه
صبح ،مطب.
ظهر ورزشی که دقیقه به دقیقه اش دیر میگذرد و پارادوکس ضجر و ادامه است!!! هم درد دارد،هم مختارانه،ادامه اش میدهی!پس بزرگت میکند.
بعد کلاس ورزش،با دوستم قرار دیدار گذاشته بودم.در میعادگاه عاشقان،تجریش! و ناهار هم بلال خوردم.
باران، شبیه سیلاب میزد.مدرسه فاطمه زهرا موکبی در امامزاده برپا کرده و دخترکان دلتنگ از فضای مجازی را زیر باران شلاقی به آنجا کشیده بود.بچه ها هر چند دقیقه، پله های امامزاده را نگاه میکردند ،بلکه ط که پدربزرگش شهید شده ،بیاید و او را در آغوش بگیرند.این دهه 90 ایها هم عجب سرنوشتی داشتند و چه چیزها برای بچه ها و نوه هایشان تعریف خواهند کرد.دوستم می گوید قسنگ تفاوت دو دخترش که یکی دهه هشتادی و دیگری دهه 90 ایست را میبیند!
ناگهان متوجه شدم دخترم نیست.هرچه نگاه میکردم فایده ای نداشت!همین اول،رفتم به اخرین و بدترین گزینه!!!...حتما دزدیده شده!از مادران و از همه بچه ها پرسیدم ، اما آب شده بود رفته بود توی زمین🤕😵
.خلاصه انکشف که رفته بود داخل حرم برای نماز خواندن با دوستانش.
وقتی دیدمش،جلوی دوستانش بلند گفتم کجا بودی؟نگران شدم..به گریه افتاد.
گند زدم،کاش جلوی دوستانش ،آرامتر میگفتم.بعد از مراسم مدرسه به سمت اجتماعات رفتیم و کمی شعار دادیم .شب دوباره درخواست جاروبرقی افکارش را داشتیم که با موفقیت انجام شد و نهایتاخواب که نعمت خداست.الحمدلله
@madarokoodakeiran
🔥 امشب، آخرین فرصت تخفیف کارگاههامونه! 🔥
📌فقط تا پایان امشب میتونی با ۱۵٪ تخفیف تو کارگاهها ثبتنام کنی.
بعدش نیای بگی من ندیدم و یادم رفت و نشدا..😁😁
چون دیگه دیره 💔
https://eitaa.com/madarokoodakeiran