eitaa logo
دکتر صدیقه طهرانچی
5.3هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
786 ویدیو
22 فایل
دکتر صدیقه طهرانچی،موسس مادر و کودک ایران، فوق تخصص نوزادان متخصص اطفال،ریاست سابق nicu حرم امام حسین ع ادمین @Tasnim1991 آیدی ما @drtehranchi پرسش و پاسخ رایگان پزشکی: https://eitaa.com/joinchat/2347304130C0c25ce5d24 سایت:madarokoodakeiran.com
مشاهده در ایتا
دانلود
🛑مخصوصا وقتی اطرافمون ناامنه، نیازهایِ پایه‌ایِ بچه‌ها مثل «امنیت» و «آرامش» به چالش کشیده می‌شه. 💔 🚨همین ناامنیِ حس شده، می‌تونه پایِ اضطراب رو به دنیایِ کوچیکشون باز کنه. 🥺 🟠 تا حالا به این فکر کردی چطور شرایطِ سختِ بیرون، می‌تونه رویِ ترس‌هایِ درونیِ فرزندت اثر بذاره؟🤔 https://eitaa.com/madarokoodakeiran
📌وقتی فرزندمون از چیزی می‌ترسه، اولین غریزه‌ی ما اینه که بگیم «نترس! چیزی نیست!» یا سریع حواسش رو پرت کنیم. 🧸 🔴اما خیلی وقت‌ها، این جملات یا رفتارها، نه تنها کمکی نمی‌کنه، بلکه احساساتِ واقعیِ بچه‌ها رو «بی‌اعتبار» می‌کنه. انگار بهشون می‌گیم «ترسِ تو مهم نیست». 😟 ❌این اشتباهِ رایج، باعث می‌شه بچه‌ها احساسِ تنهایی و ناامیدی کنن. چطور می‌تونیم به جایِ این کارها، واقعاً کنارشون باشیم؟🥲❤️‍🩹 https://eitaa.com/madarokoodakeiran
🤔باورتون میشه جنگ، شاید یک تهدید باشه، اما می‌تونه فرصتی برایِ رشدِ مفاهیمِ عمیق‌تر هم باشه؟! مثل «شجاعت» 🦁 https://eitaa.com/madarokoodakeiran
💥وقتی بچه‌ها یاد می‌گیرن چطور با ترس‌هاشون روبرو بشن و «شکستِ حقیقی» رو نه در زمینِ بازی، بلکه در پذیرشِ ترس‌هاشون ببینن، در واقع دارن «پیروزیِ حقیقی» رو تجربه می‌کنن. ✅ 💫این مسیرِ تبدیلِ تهدید به فرصت، بهمون یاد می‌ده که حتی در سخت‌ترین شرایط هم می‌شه قوی‌تر شد.✅ ✨ می‌تونیم این درسِ مهم رو به فرزندانمون یاد بدیم👌 https://eitaa.com/madarokoodakeiran
💥اگه تا الان قدم به قدم با ما اومدی متوجه شدی که ما، مامانا به این چیزها نیاز داریم👇🏻 🔘 شناخت فیزیولوژیکی بچه‌هامون 🔘 شناخت روانی بچه‌هامون 🔘 تمرکز روی توسعه فردی خودمون ♦️بنظر شما چی میتونه با پازل رو کامل کنه تا ما بتونیم بعد از بحران خودمون رو بازسازی کنیم؟!🤔 اینجا بهم بگید میخونمشون👈 @tasnim7 https://eitaa.com/madarokoodakeiran
همیشه بدم میومد که ست اتاق عملشون،سیاهه اما الان راضی ام... چون حال دل منه💔💔
ای جانم نیروانا خانوم تا مامانشو حس کرد،شروع کرد چشم باز کردن اشک خوشحالي مادرشو دیدی؟ @madarokoodakeiran
نویسی شنبه روز 56 جنگ صبح،مطب رفتم و خاطره به یاد ماندنی ام از هدیه ای که از خانواده یک شهید دریافت کردم. ذهنم مشغول نگرانی برای پدر و مادرم است و خدارا شکر میکنم که به ایران بازگشتم تا بتوانم خدمت کوچکی به آنها بکنم. حالا حرف آقا را به شاعر،آقای برقعه ای که فرمودند "تو نویسنده ای! باید حالت خوب باشد و فکر آزادی داشته باشی! من را ببین😍😍"یادم می اید و میبینم این چند روز مریض داری، چقدر نوشتن برایم سخت تر شده! دخترم را با دوستانش فرستادم برای نقاشی ایران.میدانم به او خوش گذشت.اما من استرس کشیدم.چون میدانم دختر لطیفم به صدا حساس است و اگر هر لحظه صدای مهیبی بیاید،فقط بغل پدر و مادرش،آرامش میکند.ذکر و دعا میخوانم و خدا را شکر میکنم که شیعه ایم ذکر و دعا داریم.با لبخند،برمیگردد و نفس راحتی می کشم.عجله دارم که بروم بیمارستان.از سوپر،400 تومن خرید کردم.کارت به کارت کردم.میگوید بایست تا پیامکش بیاید!گفتم شاید پیامک تا یک ساعت هم نیاید!من مریض دارم!عجله دارم. میگوید میخواستی کارت بکشی! میگویم آقا،احترام و اعتماد هم خوب است هاجواب میدهد من به چشمم هم اعتماد ندارم!شما مطبت کسی بیاید و پیامکش نیاید قبول میکنی؟می گویم: بله! معلوم است! با عصبانیت و دلگیری، کارت در آوردم و گفتم اشکال نداره!من دوباره می کشم ولی حسابش رو روز قیامت میکنم! اسمش را حفظ کردم بزای سر صراط! و دعا کردم، این حرکت من، اثری بر او داشته باشد. دشمن،طمع بسته به روزنه گشاد کردن برای اختلاف ما با هم و ضربه طمع بسته به ایجاد نارضایتی و دو دستگی با زدن نفت و نت و برق! با چشمان چُرتو و نیمه باز،،دعا میخوانم و شب بخیر میگویم.شب بخیر🖐
سلام و صبح بخیر امروز از 9 تا 12 مطبم پذیرای شما هستیم♥️♥️♥️♥️
با سلام و احترام استاد ارجمند در راستای مورد حمله قرار گرفتن زیرسـاختهـای علمی، فناوری و آموزشـی کشور عزیزمان، مرکز پژوهشهـای مجلس شورای اسـلامی، نامه‌ای خطـــاب بــه دبیر کــل سازمــان ملــل و مـــدیر کــل سازمــان یونســـکو بــا دسترســـی برخــط بــه آدرس ذیل تـدوین نموده است. لذا خواهشـمند است جهت مشارکت و امضای نامه مذکور به لینک زیر مراجعه فرمایید . https://sign.mrc.ir/genoscience
دیروز اولین بار بود که مجبور بودم دخترم را با خودم کشیک شب ببرم... تجربه جالبی بود. مهرها را میزد...با من همه جا جز اتاق عمل آمد و ذوق میکرد. گفتم من اتاق نبودم،تلفن را جواب بده...گفت مامان!من سه کلاس سواد دارم،هم منشی شدم هم پرستار🤣🤣