نخل و نارنج ؛
روز بیست و سوم -
جدنی معذرت میخوام که هرروز نتونستم یادآوری کنم. ولی بنا رو گذاشتم بر این که میخونید دیگه؟ و آمادهاید برای شروع کردنِ چهلهی اصلی از چند روز دیگه :›
نمیدونم شاید این که آدم تو شرایط جنگی دغدغهی نت داشته باشه بچگانه و به دور از بصیرت باشه. ولی گمونم استادها و سیستم آموزش هیچی دربارهی جنگ نمیدونن چون درک نمیکنن که اگر خودشون دسترسی به نت بینالملل براشون باز شده، برای دانشجوی بدبخت باز نشده و دانشجو تا اون نت لعنتی رو نداشته باشه نمیتونه منابع عتیقهی تو رو پیدا کنه و تکالیف و کارنوشتهای تو رو بنویسه. استاد، دانشجو نمیتونه هرروز تا پیام نور شهرش بره و خفت بکشه واسه رسیدن به اینترنت. دانشجو نمیتونه به قیمت خون پدرت کانفینگ بخره واسه هر کارنوشت و تکلیفش. نمیدونم واقعا. نمیدونم.
https://eitaa.com/DTabiidi/10448 حقیقتا مشکل ما و بقیه دوستان به علاوه انتظارات عجیب شرایط مجازی استاد توقع دارن صبح به صبح با چهره زیبا و پرشور دوربین رو روشن کنیم و بدون هیچ صدا مزاحمت آمیزی باهاش حرف بزنیم.استاد عزیز درسته شما اتاق کار مجزا دارید اما ممکنه یکی مثل من اتاقش با اعضای خانواده مشترک باشه و نتونه دوربین روشن کنه و با صدای بلند حرف بزنه اما کو درک شرایط🚶
-
شاید باورش براتون سخت باشههههها ولی سر یکی از کلاسها یکی از اساتید گفت من که نتم خیلی خوبه پس برای چی برای شما خوب نیست، عجیبه. استاد واقعا درکی از فاصلهی طبقاتی و محیطهای زندگی متفاوت از لحاظ آنتندهی ندارد =))))))))
https://eitaa.com/DTabiidi/10448
فقط دانشجوها نیستن.. واقعا نمیخوام راجع کسب کارها و این چرت و پرتایی که یه سری گفتن حرف بزنم
اما طرف دیدم که پروژه کار میکرده با شرکتهای خارجی و الان هیچ دسترسی بهشون نداره و به قول تو نمیشه به قیمت خون باباشون نت خرید.. چقدر ضرر مونده رو دست مردم..
به شخصه من دانشآموز سالاخری در به در چهارتا نمونه سوال برای کنکورم. از کجا پیدا کنم!؟ گوگل؟ ایتا؟ روبیکا یا شاد؟ :))) 💔
-
نمیدونم جدنی😭😭😭
امیدوارم تهِ این داستانا طوری تموم شه که خستگیمون در بره و بگیم ارزش داشت بچه. ارزش داشت و خداروشکر که پای حق موندیم.