این روندِ عادی و همیشگیِ زندگیِ منه که آخر همهی بحثها مقصر منم ولی نمیدونم چطوری.
هدایت شده از فاموتیدین.
تنهایی لزوما وقتی دورت خلوت باشه شکل نمیگیره .
یوقتایی هیچ چیز مشترکی نداری باهاشون .
مثل یه فیک اسمایل وقتی درونت پر از غمه.
بابام به دوست آذربایجانیش زنگ زد و دوستش وقتی جواب داد گفت: سید، سید، سیدنا :)))))
بیا امتحان کنیم ببینیم با قمقمه آبت میتونی اینجا وضو بگیری یا نه خانم علیا . شرایط رفتن تا پاساژ یا مسجدُ که نداریم .