هدایت شده از - طهران -
همین دختری که الان داره براتون حرف میزنه و از رنگ صورتی و پف لباس و اینچُنین فانتزیهایی انزجار داره
اگه بدونید سر انتخاب چادر جشن تکلیفش چه بازی درآورد :)))))))
من معارف، زینب ریاضی و این دختر ملیحِ دوازدهمی تجربی، نشستیم یه گوشه مسجد با نور چراغ قوه گوشی و بخاریِ برقیِ متحرک یه خانومِ مهربون درس میخونیم. و دلچسب ترین زمانیه که تا حالا درس خوندم.
بماند که به خاطر نور چراغ سایهی سر یکیمون رو سقف مسجد میافتاد و آقایون برادران طلبه (استغفرالله) ، و من از تصورش دارم از خجالت آب میشم و همزمان بیصدا ریسه میرم .