ببین من فقط خوشم نمیاد که نمیدونن چه ستیزی با خودم دارم،
چقدر ذهنم درگیر آینده و زندگیمه،
چقدر دارم سعی میکنم از این شرایط که توش دست و پا میزنم خلاص بشم،
اینا رو نمیبینن و نمیدونن،
دغدغههای مسخرهمُ مشغلههای ذهنیمُ
و به راحتی میتونن تو روم بگن؛
تو دست و پاتُ بستی و نشستی یه گوشه،
هیچ تلاشی نمیکنی برای آیندهت.
و این حرفُ دقیقا زمانی بزنن،
که من تو شرایط روحی بهم ریختهای باشم.
نخل و نارنج ؛
Forward to the homeland .♥️
وای بچهها، یادتونه؟
بوی لباس نو و مسافرت و ذوقِ برف دیدن و خوندن کتاب شهید مدرس و خنکی هوا که هنوزم حسش میکنم ...
آخرین سال نوجوونیتون رو چطوری گذروندین؟ یا چه تصوری ازش دارین؟
payamenashenas.ir/alia