eitaa logo
نخل و نارنج ؛
355 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
191 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
نخل و نارنج ؛
جداً درد دارم .
دو سه روز اول دردی که تو پام احساس می‌کردم بی‌نهایت شدید و نفس تنگ کننده بود. یه وقتایی فقط لحاف رو می‌گرفتم تو مشتم و چشمامو رو هم فشار می‌دادم. هنوز بهش فکر می‌کنم گریه‌م می‌گیره. یکی باید می‌بود که من وقتی از دردِ اون روزا می‌گم به قدری که اون موقع خودمُ نگه داشتم و گریه نکردم از درد، براش گریه کنم.
نخل و نارنج ؛
امروز گفت به روزی فکر کن که اینقدر خوب شدی که بتونیم با هم قدم بزنیم! خندیدم .. گفتم منتظر اون روزم
حالا می‌تونم. می‌تونم راه برم. حتی یواش یواش سعی می‌کنم دوباره بدوام هرچند اولش درد داره. ولی کجایی که بگی اون روزا اومدن؟
نخل و نارنج ؛
دیگه نا شکری نمی‌کنم :))))))
درسته که دلم برا اون روزا تنگ شده. ولی هنوزم سعی می‌کنم ناشکری نکنم خداجونم.
نخل و نارنج ؛
آبگوشت سوخته چه طعمی داره خانومِ علیا؟
اون روز درد و حس بی‌فایدگی و عصبانیت و تنهایی و همه چی قاطی شده بود و نتونسته بودم غذا رو خوب درست کنم و راه رفتن خیلی سخت بود و می‌خواستم بمیرم اصلا.
نخل و نارنج ؛
۵ بهمن ۱۴۰۱ -
اون روز واقعا حس خوبی رو تجربه کردم بعد مدت‌ها هوای آزاد و کفش پا کردن. ولی خب اون حجم از غصه و گریه و بغضِ بعد از تماس تصویری با بچه‌ها :))))) فراموش نمی‌شه...
نخل و نارنج ؛
وقتی رفته بودم دکتر جلسه دوم گفت دردی که الان داری مثل درد هفته پیشه؟ گفتم یادم نمیاد 😃 و با بابام خ
مشقت از پله بالا و پایین رفتن، واقعا وحشت‌ناک بود. طوری که اون روز برگشتنی اونقدر خسته شدم از طبقه‌ی دوم به بعد زحمت و فلاکت و رنجِ چهار دست و پا پله‌ها رو بالا اومدن به جون خریدم.
نخل و نارنج ؛
بعد مدت‌ها رفتم باشگاه و دلم واقعا تنگ شده بود :)))) کمربندم بالاخره عوض شد و دلم مثل ابر بهار داشت گریه می‌کرد بابت اون مسابقه و همه‌ی اتفاقای مربوط به باشگاه.
واقعا دلم می‌خواد گریه کنم.