شبایی که قراره تا صبح تو گرداب افکارت دست و پا بزنی. تو ترس و احساسات پوچ و سیاه.
دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی.
به قول خانمِ ناحله خانم، چیه این موجودِ بیصاحب که ۱۲ شب و ۷ صبح و ۴ عصر حالیش نیست؟
دلتنگی دلتنگی دلتنگی.
آره من، من دلم برات تنگ شده.