هدایت شده از بلاتکلیف.
خیلی ترسناکه
که فکر کنی هیچی نمیدونی
که هرروز بیست و چهار ساعت و هزار و چهارصد و چهل دقیقه و هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه رو تو دنیا بچرخی و ببینی و بشنوی و بخونی ولی ذره ای به حقیقت نزدیک نشی
خیلی ترسناکه وقتی به این فکر کنی که چقدر زمان از دست دادی
که الان باید کجا میبودی و چقدر ازش عقبی
الان باید چه چیزایی رو میخوندی که نخوندی، الان باید چه چیزایی رو میدیدی که ندیدی، چه چیزایی رو باید بدونی ولی نمیدونی
خیلی ترسناکه وقتی فکر میکنی چقدر غافلی و هیچی نمیدونی .
ساعت خیلی ترسناکه، عقربه دقیقه شمارش خیلی ترسناک و بی وقفه اس
زمان خیلی چیزه ترسناکیه.
و این حقیقته مهمه مخفی،، که افریده شدی تا بهش برسی ولی خیلی ازش دوری، خیلی بیشتر از تصورت
و خیلی ترسناکه
هدایت شده از بلاتکلیف.
مدرسه یه بستریه که میتونه خیلی به حقیقت نزدیک ترمون کنه
ولی فقط زمانمونو میگیره و این خیلی وحشتناکه
خواهش میکنم، خواهش میکنم بیاین صحبتهای آقا رو بخونیم و گوش بدیم. بخونیم و گوش بدیم که بفهمیم باید فهم اقتصادی مردم بره بالا. نه این که فقط از اقتصاد گرون شدن و ارزون شدن رو بفهمن ولی نفهمن چرا گرون شد؟ چرا ارزون شد؟ الان که گرون شد چی میشه؟ ارزون بشه چی میشه؟ چه جریانی داره همه اینا رو کنترل میکنه و مردم کجای این ماجران؟
اگر به گذشته برگردم، هیچوقت از مامان بابام تا قبل ۱۷ سالگی گوشی نمیخوام. حتی نوکیای ساده هم تا قبل ۱۵ سالگی نمیخوام.