گاهی وقتا اینطوریم که یهو میرم تو حالتِ خلسه! یعنی یه حسِ معلق بودن بین زمین و آسمون، یا شاید حسِ یه عنصر نامرئی و ناظر در جهان بودن، شاید این احساس که همه چیز چقدر شبیه رویاست! خیلی عجیبه. یهو همه چیز انگار در اطرافم و ذهنم منجمد میشه (مثل انیمیشنها که همه عناصر زمان و مکان میایستن و ذرات نور یا غبار یا کریستالهای یخ تو هوا معلق هستن) و حس خیلی مبهم و غریبی بهم دست میده. با این که هیچکدوم از این اتفاقات نمیوفته ولی من با تمام وجود چنین حسی بهم دست میده.
با وجود این که با مشی سیاسی حمید علیمی مشکل دارم، ولی مداحیهاش جزو پسندترین و عزیزترین مداحیهامن.
دوست و سرپرستی کافر و غیر خدا؟ مساویه با این که هیچ رابطهای، تاکید میشه هیچ رابطهای با خدا نداشته باشی :)
حال دلم بَده ،
صبرم سَر اومده ..
تو هم منُ نخوای ،
بگو کجا برم :)
دنیا پَسم زده ..
خدا هیچکسُ گیر این بندهش نندازه که این بخواد ازش امتحان بگیره. زن میخوای ما رو بندازی خب کارتُ بکن چرا اینطوری سوال میدی!
من نگرانشم. من واقعا نگرانشم و خودمُ مدام سرزنش میکنم که چرا به آینده و اتفاقات ناگوار فکر میکنم که بخوان یه روز عملی بشن. من واقعا نگرانشم...