حرکات مفتضحانهای داره از هموطنهامون سر میزنه که نمیدونم سر به کدوم بیابون بذارم.
نمیتونم واقعا درکی ندارم از این که زنگ اولمون قراره نزدیک ۲ ساعت باشه. تو یک ساعت و نیم ما تسمه تایم پاره میکنیم چه خبره؟
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
پناهگاه ؛
فرهنگ دهخدا :
[ پ َ ] ( اِ مرکب ) آنجا که برای حفظ جان و سلامت پناه برند.
ـ
فرهنگِ شیخ علیا :
[ پ َ ھ ْ ] اونجا که وقتی از زندگی و مربوطاتش میبُری، پناه میبری بهش. اونجا که وقتی آشفتگی عالم رو قلبت سواره، خودتُ توش پیدا میکنی و خودتی! خودِ خودت با همه غمها و رنجها و خستگیها و اشکها و خودت.
ـ
میخوام به صورت رندوم برا ۱۰ نفر یه پاراگراف یا صفحه از یه کتاب رندوم بفرستم.
نخل و نارنج ؛
میخوام به صورت رندوم برا ۱۰ نفر یه پاراگراف یا صفحه از یه کتاب رندوم بفرستم.
حس خوبی بود. حالم خوب شد :>
امروز، از همان لحظهای که چشمانم باز شد، دلتنگی گریبانم را گرفت. خیلی میخواستم درباره این جمله بنویسم. ولی نشد.
یحتمل میدانم که تا عصر و بعد در مراسم اختتامیه کاروان اربعین به اوج خواهد رسید و جان به لبم خواهد رساند.
چارهای نیست.
#دفترچه | ۳۰ شهریور ۱۴۰۲