هوا امروز یه ساعتی داشت خیلی مطلوب میشد ولی یهو آفتاب خانوم در اومد گند زد توش.
درگیر یه کمالگرایی منفی شدید هستم و دارم نابود میشم. هم خودم هم آیندهم هم زندگیم هم همه چی.
متنفرم از این که جدیدا اینقد ناراحت میشم.
بابا هی میگه توقع نباید داشته باشی و من دارم واقعا بدتر و حساستر میشم.
یقین دارم بخش وحشتناکی از فسادی که زمینهی ظهور رو فراهم میکنه و در واقع دیگه دنیا رو لجن میگیره گردنِ خودِ ما به اصطلاح بچه شیعههاست. از منِ نوعیِ کوچیکِ مدعیِ حُب اهلِ بیت رسول (ص) گرفته تا مرجعِ متظاهر و آیت اللهِ صورتی و آخوندِ فِیک. مراقب باشیم.
امشب به بچگیهامون فکر کنید،
به روزای آبی قشنگِ بیدغدغه،
غُصه نخورید، بالاخره باید بزرگ بشیم؛
ولی کی گفته نمیتونیم دوباره با حسِ خوب اون روزها لبخند بزنیم؟