در ایامی که بچهها تو مدرسه چای و آب جوش و قهوه میخورن، من تو قمقمهی آبم یخ میریزم.😂😂
در ایامی که مردم پکیج و بخاری روشن میکنن، ما تو خونهمون کولر روشن میکنیم😂😂
لطفا زبان فارسی را پاس بدارید و از واژهی "یتیمچه" که متعلق به ما تُرکهاست استفاده نکنید. با تشکر.
نخل و نارنج ؛
جوری که وقتی پرده کشیدهست نور تو وسیلههام و زندگیمه:
وضعیتم تمام پاییز و زمستون:
دلم میخواد زندگیمُ با روزنامه جلد بگیرم.
نخل و نارنج ؛
به خدا من میشینم بخونم، ولی با این شاعرها دعوام میشه، یا خیلی باهاشون حال میکنم، میشینم به نوشتن
"ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشهی بامی که پریدیم، پریدیم"*
وحشی دل این وحشیِ صحرا شده در بند
ما بندهی یاریم و به بندیم و اسیریم
بشکست سبوی دل ما یار سیَه زُلف
لکن به دَرَش آماده با جام دگر پا نکشیدیم
وحشی صفتِ بد قلقی چون دل من را
با گوشهی چشمی کند آرام و به تسلیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
اما سخن از یار بُوَد پس بنشینیم
امید ز معشوق بریدن که نشد عشق
در مکتب مجنون به رَه عشق بمیریم
از گوشهی بامی که پریدیم، پریدیم
اما به تو مستیم و به بندیم و اسیریم
*وحشی بافقی
مازاد، تراوشات ذهن یک دانشآموز کنکوری