جنابِ محبوب، درستش این بود الان چفیه فلسطینیهامونُ بسته میبودیم و با پرچم حزب الله تو جمعیت فریاد میزدیم و شعار میدادیم تا اذنِ حمله به تل آویو از سید حسن بگیریم.
وقتی آسمون رنگِ الانه و چراغها تا مسافتها مثل ستاره روی زمین برق میزنن، دلم میخواد شهرُ بغل کنم.
"دخترک باقی مانده از دهه ۵۰ که در آن عصر نزیسته ولی قلبش را به یادگار از آن روزها دارد، دوستت دارم. دختر کوچولوی گذشته را، خودم را اندکی کمتر و تو را بسیار بیشتر از هردوی ما، خیلی بیشتر از گذشته و حال."
- نامههایی به خودم.
از لحاظ روحی نیاز دارم پرچمهای محور مقاومت با یه عکس بزرگ از رهبران جبهه مقاومت رو دیوار اتاقم باشه.
من تو زمینه درگیری فلسطین تخصصی ندارم، پس تو کانال تحلیل نمیکنم و نظر نمیدم. تنها کاری که ازم بر میاد دعا کردنه و جهادِ خودم تو جبهه حق و علم. حق روشنه و باطل هم همینطور. اونی که تو این شرایط آشکار طرف جبهه باطله که معلوم الحاله، ولی اونی که هنوز بلاتکلیفه و جبههشو مشخص نکرده، بره به حال خودش یه فکری بکنه چون بیطرفی فرقی با بیشرفی نداره!
هدایت شده از جزیرهبدونِ D
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
-نگرانی