هدایت شده از نخل و نارنج ؛
پناهگاه ؛
فرهنگ دهخدا :
[ پ َ ] ( اِ مرکب ) آنجا که برای حفظ جان و سلامت پناه برند.
ـ
فرهنگِ شیخ علیا :
[ پ َ ھ ْ ] اونجا که وقتی از زندگی و مربوطاتش میبُری، پناه میبری بهش. اونجا که وقتی آشفتگی عالم رو قلبت سواره، خودتُ توش پیدا میکنی و خودتی! خودِ خودت با همه غمها و رنجها و خستگیها و اشکها و خودت.
ـ
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
خداحافظی از دوکوهه عجیبترین احساسیه که میتونم تجربه کنم. برای برگشتن به کربلا یه امیدی دارم ولی دربارهی اینجا هیچی نمیتونم بگم. کاملا مخلوط خوف و رجا و بیتابی...
نخل و نارنج ؛
#vlog Travel to heaven 🌏🤍
خُنَکی هوا رو زیر پوستم احساس کردم...
یه روز که از اجتماع، حتی اجتماعِ کوچیکِ کلاس دور میشم، تو خونه میمونم و از تنهایی لذت میبرم، یه حسِ وحشتناکِ اضطراب از مقابله با جمع میاد سراغم، حسِ دوری میکنم، حس غریبی یا یه همچین چیزی. دیگه دلم نمیخواد تو جمع قرار بگیرم.
گیر افتادم بین یه سری کار و مسئولیت و وظیفه که چون وقتم کمه برای انجام دادنشون، استرس گرفتم الان. یعنی چی آخه. بعد این استرسه جای این که سرعت عملمُ زیاد کنه رسما منُ فلج میکنه. فلج مغزی و جسمی و همه نوعی.