eitaa logo
نخل و نارنج ؛
357 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
190 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی آسمون پُر ابره و باد میاد خیلی آدم خوشحال‌تری هستم.
می‌خوام برم کتاب‌های کتاب‌خونه‌م رو در آغوش بگیرم و شروع کنم دونه دونه خوندنِ همه‌شون.
مثل دوره کرونا، هیئت خلوت بود. هیئت خصوصی بود. امشب حضرت سقا میزبانِ هیئت بود و آقا امام زمان به مهمان‌ها خوش‌آمد می‌گفت. قلبم رو دستم گرفتم، قلبِ شکسته‌ی تیکه تیکه شده‌م رو، نشستم کنجِ همیشگی‌م، کنارِ رفیقِ امام حسینی‌م و با صدای گریه‌ی آروم یکی از دخترهای نوجوونِ هیئت که می‌دونم یه موضوعی حتما حسابی دلش رو شکسته، به این فکر کردم که، مادر، مادری کن و تا عاقبت‌بخیری، بدرقه‌مون کن.
تو هیئت دو بار اتفاق افتاد. نشسته بودم رو به کتیبه یا زهرا. یه موجودِ فسقلی و کوچولو از پشت هِی میومد می‌خورد به من، دوباره بر می‌گشت، هی میومد می‌خورد به من، دوباره بر می‌گشت. نزدیک هفت هشت بار اتفاق افتاد تا برگشتم و دیدم یه دختر کوچولوی هشت نُه ماهه داره بازی می‌کنه. از بغل مامانش می‌دوئه سمت من و از من می‌دوئه بغل مامانش. برگشتم رو به عقب و منم همراهی‌ش کردم. وقتی می‌دویید تو بغلم و می‌خندید، شیرین‌ترین و جان‌سوزترین روضه‌ی مصور بود. تا دیگه تو بغل مامانش آروم گرفت و منم باز برگشتم رو به کتیبه. چند دقیقه بعد، دوباره یه موجودِ کوچولوی جدید باهام از پشت برخورد کرد. این یکی کوچیک‌تر بود. شاید شیش ماهش بود... چهار دست و پا می‌رفت... بغلش کردم، سرش رو بوسیدم، نوازشش کردم، اشک ریختم و بعد چهار دست و پا رفت تو بغل مامانش... وقتی که مداح داشت روضه‌ی رباب می‌خوند...
امتحانم خوب بود.
آدمی‌زاد، باید عادت کنی به این یکی هم.
الان باید امام‌زاده صالح می‌بودیم، نه؟
امیرالمومنین علیه‌السلام : معرفت و شناخت انسان نسبت به عیوبش، سودمندترین معرفت‌هاست :)
چند ساعته تایم گذاشتم برای ریاضی، ولی دریغ از ذره‌ای، نمی‌فهممش آقا نمی‌فهممش. چرا همیشه باید سالِ آخرِ مهمِ دوره تحصیلی‌م گند بخوره تو ریاضی‌م؟
خب، بعد از چهار ساعت و نیم زمان گذاشتن فقط روی یه مبحث خیلی ساده، بالاخره اونقدی فهمیدمش که بتونم سوالای ساده رو درست حل کنم. دست بزنید برام.
می‌تونم بشینم زار زار گریه کنم برای این ترکیب، اگه نتونم برم چی؟
نباید استرس بگیرم. نباید. نباید. نباید.