دیگه برامون مهم نیست چی میگیم.
فحش میدیم، غیبت میکنیم، دروغ میگیم، درباره این و اون حرف میزنیم، پشتشون، تو روشون، زبون درازی میکنیم به بزرگترمون! احترام دیگه برامون معنی نداره تهشم فکر میکنیم اوف من الان جواب فلان معلم و فلان کادر مدرسه رو دادم چه خفنم.
درباره هر موضوعی حرف میزنیم. از قیافه پسر و دختر مردم گرفته، تا سکس و چه و چه. خیلی هم نرمال و عادی!
زیر پا گذاشتن و له کردن چهارچوبهای احترام و ادب و حیا و عفت و حفظ شأن انسانیت، ربطی به این نداره که من شيعه و مسلمون و مذهبی و انقلابی هستم یا هیچکدوم از اینها نیستم.
دختر عزیز من، تو وقتی میشینی قربون صدقه هزارجور نامحرم میری، از خواننده و بازیگر تا مداح و شهید و پسرای کوچه خیابون، چطور انتظار داری از پسرِ جامعهت که همچین نباشه؟
برادر محترم، شما وقتی لاس زدن با دخترا نقل و نباتِ مجازی گردیته، چطور توقعِ دختر آفتاب مهتاب ندیدهای داری که با هیچ پسری تا حالا حرف نزده؟
چه معنی میده دو تا دوست ديگه هیچ حریمی به لحاظ اخلاقی و رفتاری و گفتاری و پوششی نداشته باشن؟ من چون دوست صمیمی تو هستم، رفیق فاب تو هستم، حق این رو دارم که هر کلمهای برای خطاب کردنت به کار ببرم؟ که شأن انسانیِ تو رو زیر سوال ببرم؟ اخلاق رو زیر پاهام لگدمال کنم؟ چون رفیقیم حق داریم هر جوری دلمون میخواد لباس بپوشیم؟ هر حرکتی دلمون میخواد انجام بدیم؟ (بذارید باز نکنم دیگه باقیش رو)
ربطی به مذهبی غیر مذهبی بودنم نداره. بخش تأسفآور ماجرا اونجاست که این چیزا تو بچههای معتقد خودمون هم معنی نداره دیگه :)))))
فحش دادن و نسبت دادن انواع و اقسام لقبهایی که مناسب حیوانِ مخلوق خدا نیست، چه برسه به اشرف مخلوقاتِ خدا، والله والله والله صمیمیت و کول بودن نیست. احترامِ بین شما زیباترین و ماندگارترین صمیمیته به خدای احد و واحد!
تو روی پدر مادر وایسادن، باحال بودن و اصلا دفاع از حق و چه میدونم اونا من رو درک نمیکنن نیست. احترام احترام احترام. حیا حیا حیا.
آقا آقا آقا، به خدا باید با برادر و خواهر و پدر و مادر هم یه حریمی رو حفظ کنیم. یعنی چی من بیام جلوی بابام مینیژوب بپوشم؟ داداشم هرجایی از بدنم رو ببینه. هر مدل لباس تنگ و بدن نمایی رو تو خونه حتی جلو محرمم بپوشم؟