بچهها، پرسیده بودید که عموی شهیدِ رفیقمون کجا تدفین شدن.
🌷 گلزار شهدای یافت آباد - منطقه ۱۸
خواب دیشبم یادم اومد، مست شدم از تماشای انگور ضریح تو رویا، چشمهام خیسِ اشک شدن و قلبم باز دلتنگتر و دلتنگتر...
پرچمِ سبزِ گنبد طلایی رنگِ گلزار شهدا در نهایت زیبایی و صلابت، دست در دست باد میرقصد. ساعت از سه بامداد گذشته، دلتنگی خرخرهام را چسبیده و پناه بردهام به خاطرات. خاطراتِ اربعینِ سالِ گذشته - ۱۴۰۱ - و امسالِ طعمِ فراق. پناه بردهام به عکس و فیلمها، نوشتهها و مداحیها. با آنها قلبِ مچاله شدهام را خنجر میزنم.
فکر میکنم، چه خوب است که گنبدِ به سانِ قبة الصخرهی گلزار با آن پرچم دلربای سبز رنگ در قابِ پنجرههای مسجد، دلبری میکند!
#دفترچه | #روزنگار | #علیا
جمعه ۶ بهمن ۱۴۰۲ - ۳:۱۳ بامداد
تا عظمت و جلال خدا توی قلبت نشینه،
نمیتونی عاشقش باشی. باید اول بزرگیش
رو بفهمی!
حاج آقا خیلی خوب سخنرانی میکنه، یعنی از صدا و لحن صحبت کردنشون خوشم میاد. منتها حاجی، من این مدل حرف زدن رو برای وقتی ترجیح میدم که با شخصِ من در حال صحبت باشی، نه تو یه مسجد با صد و هشتاد نفر جمعیت.
منظورم از این که با شخصِ من در حال صحبت باشه، اینه که این ولوم و لحن صدا رو برای یه گفت و گوی دو نفره میپسندم نه برای سخنرانی گوش دادن.