دبیر ادبیات کلاس ما رو مثل خانواده میدونه، باهامون صمیمیه، راحته، حال میکنه، شوخی میکنه، میخنده، از روحیاتِ شخصیش میگه، در حالی که با هیچکدوم از کلاسهای دیگه اینطور نيست و این اقرار خودشه. این مسئله حس خوبی بهم میده. دوستش دارم و قطعا اگر ما به عنوان سالآخریهای مدرسه بریم، هم ما دلمون تنگ میشه و هم معلم برای ما دلش تنگ میشه.
میگه دهمیها خیلی ازش میترسن. خیییلییی میترسن و ما فقط داشتیم میخندیدیم که نه تنها نمیترسیم، بلکه باهاش شوخی میکنیم و این اصلا مشکلی نداره😂😂😂
خب میرم سراغ کتابم. تولدِ انقلابمون مبارک باشه. کتاب ارتداد رو هم بخونید که بدونید اگه امشب حکومت نظامی شکسته نمیشد و انقلاب نمیکردیم چی میشد.
آقا سلام، بیو خواستین ازم و از این حرفا.
علیا هستم، سال آخر دبیرستان، ساکن تهران بزرگ.
رشتهم معارف اسلامیه و تو پینهای کانال توضیح کاملش هست.
دیگه چی بگم؟