کاش دفعه بعد قبل این که بدون عینک از خونه بیام بیرون مامان یکی بزنه پس کلهم و بگه عینکت رو جا نذار دختر. دارم کور میشمممممم.
گفتم آقا خب عینک نمیزنم که چهرهها رو واضح نبینم و نشناسم امشب رو آرامش روانی داشته باشم منتها به قول مامان "لازم نیست ادای آیت الله بهجت در بیاری فاطمه :))))))))"
#یکیازبچههاینوا
ولی ما برای جا دادنِ این همه اَندوه، نیازمندِ قلبهای بزرگتری بودیم
هدایت شده از White
بزرگ شدن، چرخه زندگی، رفتن به صبح روز بعد، اتفاقات جدید، من از این ترسی که توی تک تک سلول هام خونه کرده متنفرم.
هدایت شده از سکوت؛
ببین اگر به سکوتت ادامه بدی؛ یکم که بگذره اگر بخوای حرف بزنی هم، نمیتونی!
*آقای خاکستری*