هدایت شده از نخل و نارنج ؛
- 🌸
راستش را بخواهی، شرمندهام که دیر آمدم، دختر جان؛
ولی آمدهام که حرف بزنیم. من و تو، باهم.
حرفهای دخترانهی در گوشی! ولی نه از آن حرفهای همیشگی صورتی رنگ که پاپیون و ریسهی نور و عروسک و پاستیل ضمیمهشان میکنند.
این روزها من و تو، حرفهایی را که پُر بودهاند از عطر گل و فرشته بودن و لبخند خدا و رنگ صورتی و ناز و عشوه و ذوق و احساس زیاد شنیدهایم و خواندهایم.
امّا من میخواهم چیز دیگری بگویم. حرفهای دیگری بزنم.
امروز وقتی به دختر بودنمان فکر میکردم، به گذشته و دخترانی که صدایشان در تاریخ پیچید، به این هم فکر کردم که، دختر بودن با تمام زیباییها (و سختیهایش) مسئولیت بزرگیست. دختر بودن با تمام احساس و لطافتی که خداوند هدیهمان کرد، مأموریتی به اهمیت هدایت جریانهای تاریخ بر دوشمان نشاند. دختر بودن، با تمام دخترانگیهای لطیف و گلبهی رنگش، با تمام ظرافتهایش، ما را به نقشآفرینانی بدل ساخت که خلق شدند برای ابلاغ پیام پروردگار.
دختر بودن، مُهر مأموريت بر پروندهی آفرینشمان زد دخترم.
مأموريتی به عظمتِ جلوهی لطافت و رحمت و مهر و زیبایی و بخشش پروردگار بودن. مأموريت طراوت بخشیدن به حیات در سیارهی رنج. مأموريت امتداد نسلِ بشریت. مأموريت تربیت و هدایت یک نسل. مأموريت تربیت انسانها! واژهایست کوچک و چه بسا به عمق آسمانها؛ تربیت انسانها.
دختر بودن، مُهر مأموريت بر پروندهی آفرینشمان زد عزیز جان من.
مأموريت هدایت جریان تاریخ. تویی که تاریخ را میسازی، با ساختن روحت آنچنان که جلوهی حقیقی خداوند باشد، با ساختن انسانی که از دامان تو برمیخیزد و قِسمی از جهان را در دست میگیرد بلکه تمام جهان را. تویی که جهان را میسازی با هدایت و تربیت بشریت. تویی که مأمور خدایی روی زمین، عزیز من، برای ساختن جهان، رقم زدن تاریخ، هدایت فرزندان آدم.
دخترِ فاطمه (س)، دختر مسلمان، دختر شیعه، ایران دختِ من، نگاه کن به تاریخ! به جهانمان، به دختر بودنت. مخلوقِ عزیزِ خدا که آمدی برای نقشآفریدن. مسئولیتی بر دوش توست، به بزرگیِ نقش کشیدن بر بومِ تاریخ. قوی آفریده شدی که مأمور خدا باشی برای رسالتی به شگرفی امتداد انسانیت.
قوی باش، بیانتها، وسیع، محجوب و لطیف و بیکران و ارزشمند.
یادت باشد، مأمور ویژهی خدا :)
روزت مبارک.
-
دوستدارت، علیا
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ | ۲۳:۵۸
-
@nova57
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ظهر، سکوت، صدای کولر آبی، صدای گنجشکها، بوی نون تازه، کاسهی چینیِ دور نارنجی، کوفته تبریزی، ماست چکیده، دامن گلگلی، اردیبهشت.
فوبیا، پنیک، آلرژی، و هرگونه بیماری من جمله قلبی و ریوی و عصبی واقعا باکلاس و خفن نیست. خواهش میکنم از سلامتیتون نهایت لذت رو ببرید و خوشحال باشید و خدا رو شکر کنید.
من از الان دلم برای جمع ۱۲ نفرهی دهم، جمع ۱۴ نفرهی یازدهم و کلاسِ ۱۷ نفریِ دوازدهم تنگ شده. هیچ تصوری از آینده ندارم و در ابهام و سردرگمی مطلق قرار دارم. یه خلاءِ تاریک.