سلام به خونه، تهرانِ یکم سبز شده و خلوت، بهار، زندگی، سال جدید، آنتن و اینترنت، دانشگاه، اتاقم و نور آبی، سکوت، آرامش و آزادی، تجربههای جدید، آلاستارهای سبز، حموم خونه خودمون، غذای مامانم، بیرون رفتن، دوستام، زندگی، زندگی، زندگی.
https://eitaa.com/Alnana
یه شروع دوباره؟ شاید. شاید بشه اسمش رو گذاشت بیدار شدن از یه خواب زمستونی یا پیدا شدنِ یه گمشده :› 🎀
من انیمیشن دیدن رو دوست دارم و گمون نکنم هرگز رهاش کنم. فکر میکنم باورهای اشتباهی به خصوص تو پدر مادرها وجود داره دربارهی انیمیشن. مثلا این که مال بچههاست یا هرچیزی که اسمش انیمیشنه پس بچهها میتونن ببینن. من قبولش ندارم. بعضی انیمیشنها اونقدر نکتههای قوی و بزرگسالانهای دارن که اصلا بچه چیزی ازش متوجه نمیشه، یا حداقل به اندازه کافی متوجه نمیشه. یا نکتههای منفیش چیزای قابل پذیرشی نیست که بچه بتونه ببینه. در حالی که همون انیمیشن درسهایی به منِ ۱۹ ساله میده که نکتههای منفیش شاید اصلا به چشمم نیاد. بعضی انیمیشنها ساخته شدن تا احساسات خودمون رو بهمون نشون بدن و یادمون بدن چطور باید بشناسیمشون. بعد از درون و بیرون و روح و شانس، #انیمیشن قرمز شدن هم برای من از جمله انیمیشنهایی بود که باعث شد بیشتر به احساساتم فکر کنم و بشناسمشون، حواسم به خودم بیشتر باشه و نشونم داد دقیقا چه اتفاقی میوفته؟! موافقم که نکات منفیش به عنوان یه انیمیشن خیلی زیاد بود و اصلا پیشنهادش نمیکنم با بچههای زیر ۱۵ سال ببینید. اما خودتون اگر بیشتر از ۱۵ سالتونه (ترجیحا بیشتر باشه سنتون) ببینید، بد نیست.
نخل و نارنج ؛
اصلا کسی تو تقدیرِ من هست که بتونه منِ دیوونه رو بیدار کنه و دنیا رو روی سرمون بذاریم؟ خیابونها و ک
دیدی خدا آدمِ بیدارکنندهی دختر بچه شیطون و بازیگوش درونتُ برات کنار گذاشته بود و سر وقتش، فرستادش برات؟ :)