بعضی وقتا دلتنگی یهو با تمام قدرت هجوم میاره به سمتم. من واقعا در مقابلش بیدفاعم. نوک پیکانش رو فرو میکنه تو قلبم و بعد تمام وجودم انگار تسخیرش میشه. مثل کسی که تیر مستقیم میخوره تو قلبش و روی دو زانو میخوره زمین. من واقعا حریف دلتنگی نمیشم...
حسن خلج4_5775926046054421376.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
دیدی گاهی وقتا یه نوایی رو که میشنوی، پرت میشی تو خاطرات و گذشته؟ انگار یهو زمان و مکان میایسته، همهچیز متوقف میشه و زانوهات دیگه حرکت نمیکنن، تا بتونی بین همهی خاطرات، اون گمشده رو به خاطر بیاری... این نوا برای من، همون قطعهی گمشدهست بین خاطراتِ دور کودکیم...
سر زدن به مدرسهم و دیدنِ آدمهای آشنا - چه دانشآموزهای سال قبل باشن و چه معلمهای خودم، مثل یه شارژِ فوری و قوی برام عمل میکنه و انگار همهی خستگیم در میره. خدایا هزار بار شکرت بابت قد کشیدن تو این مکان و کنار این آدمها. اگر اینجا تقدیر من نبود، کی میدونست چه اتفاقی برام میوفتاد؟