ما دیروز رفتیم باغ پرندگان (جاتون خالی)
بین راه، یه کلاه کوچولوی ناز نمکی که مال یه نینی بود افتاده بود روی زمین. فکر کردیم از کجا صاحبش رو پیدا کنیم؟ گذاشتیم لبهی نردههای چوبی شاید مامان بابای نینی برگشتن دنبالش. یکم رفتیم جلوتر، این فسقلی افتاده بود روی زمین(😭😭😭😭😭) فقط یه لنگهی کوچولو(😭😭😭😭😭😭) نینی فکر کنم تا برسه آخرِ راه همهی وسیلههاش رو بندازه زمین.
نخل و نارنج ؛
صدایی که منو برد بین کوچه پس کوچههای فیلم «در قلب من»
کنار حوضِ خونهی آقا کریم و مونس خانوم
تو زمینهای بسکتبال خیابونی
بین خوابگردیهای سارا
به تماشای لایی کشیدنهای سینا با موتور مدل بالاش
تو برق چشمای لیلا
ور دل مهربون مونس خانوم
کنار دست کریم آقای زحمتکش
زیر درختهای پاییزیِ برگریزون
بین تار و پود عشق، تو کوچه پس کوچههای این فیلم
نخل و نارنج ؛
انگار تو کل زندگیم قلبم دنبال تو میگشته💞
انگار اون تیکهی گمشدهی پازل قلبم، خود خود تویی؛ که حالا اومده سر جاش و زندگیمو کامل کرده...