ولی واقعنا، آدم اگر قراره عروسی بگیره ولی به خودش اصلا خوش نگذره و زهر مارش بشه، این چه عروسیایه خب؟!
معصومهی فسقلی یک نوزاد سه ماههی سفید شیربرنجی با موهای طلایی و چشمای آبیه، که شبیه آلمانیهاست و واقعا از الان یک دختر اداییه. صدای گریهش رو باید بشنوین. وقتی شیر میخواد و گرسنهست میگه ماماما😭😭😭😭😭💘💘💘💘💘
هدایت شده از White
ولی بعضی وقتا مردم یه جوری خیره میشن بهم که احساس میکنم یه ارثی چیزی ازشون خوردم خب چته😭
وقتهایی که احساس ناامنی میکنم، وقتهایی که همهی وجودم متزلزل میشه و فکر میکنم یک چیزی راجع به من یا زندگیم در خطره، شدیدا دلم یه آدمِ امن، یه پناه میخواد. کسی - یا حتی جایی که بهش پناه ببرم، بند بند وجودم که در حالِ متلاشی شدنه رو محکم بغل بگیره و حتی سکوتش توی گوش قلب زمزمه کنه «همه چی درست میشه، آروم بگیر، من اینجام.» آدمِ امن، مکانِ امن، حتی یه وسیله یا فیلم امن، میتونه توی زندگی آدم معجزه کنه.