eitaa logo
نخل و نارنج ؛
358 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
189 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیک هیئت دیروز بی‌نظیر بود✨🎀
هدایت شده از White
توروخدا به مردم نگاه نکنید بابا ودف
هدایت شده از White
یعنی ببینید من حساسم اوکی
هدایت شده از White
ولی بعضی وقتا مردم یه جوری خیره میشن بهم که احساس میکنم یه ارثی چیزی ازشون خوردم خب چته😭
وقت‌هایی که احساس ناامنی می‌کنم، وقت‌هایی که همه‌ی وجودم متزلزل می‌شه و فکر می‌کنم یک چیزی راجع به من یا زندگی‌م در خطره، شدیدا دلم یه آدمِ امن، یه پناه می‌خواد. کسی - یا حتی جایی که بهش پناه ببرم، بند بند وجودم که در حالِ متلاشی شدنه رو محکم بغل بگیره و حتی سکوتش توی گوش قلب زمزمه کنه «همه چی درست میشه، آروم بگیر، من اینجام.» آدمِ امن، مکانِ امن، حتی یه وسیله یا فیلم امن، می‌تونه توی زندگی آدم معجزه کنه.
پرخوری عصبی بیچاره کننده‌ست.
نوشته‌ی عارفه رو می‌خونم... عزیزِ از دست رفته‌م به خاطرم میاد. این که مدت زیادی بود ندیده بودمش. مدت زیادی بود بهش سر نزده بودم. آخرین بار حتی یادم نمیاد کی رفته بودم پیشش. آخرین بار دستشو بوسیدم یا نه؟ آخرین بار برام چه دعایی کرد؟ آخرین بار... کدوم آخرین بار؟ آلزایمر... از بابا شنیدم آلزایمر داشت. منو یادش میومد؟ اگر منو می‌دید نمی‌شناخت؟ نمی‌گفت فاطمه دخترِ خودمه؟ تو بشقابم قاچِ سیب نمی‌ذاشت؟ آخرین بار... من خیلی دلم براش تنگ شده. من فقط دارم از این که هق‌هق از دلتنگی و درد گریه کنم فرار می‌کنم. من فقط دارم فرار می‌کنم از این که یادم بیادش و مثلِ اون روزی که ۹ سالم بود و بعد از فوت پدربزرگم توی کلاس با یادآوری معلم، زدم زیر گریه، گریه کنم. من دارم مثل آدم‌های ترسویی که نمی‌خوان از دست دادن‌ها رو باور کنن، فرار می‌کنم.
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
دو تا ماندگار تو ذهنم، از دو تا چت متفاوتِ این شبِ غم‌گین.
به نظر من سخت‌ترین قسمت زندگی اونجاییه که کسی که دوست‌ش داری حالش خوب نیست، و وجود تو هیچ تاثیری روی بهتر شدنِ حالش نداره که هیچ، ممکنه بدترش هم بکنه و اصلا تقصیر خودت باشه!
به نظرم باید فرهنگِ این که وقتی میریم مهمونی تا خود میزبان ما رو به سمت اتاق شخصی راهنمایی نکرده، وارد اونجا نشیم رو جا بندازیم. وگرنه مجبور می‌شم فامیل‌ها(آقایون)یی که سرشون رو می‌ندازن پایین و یهو میان توی اتاق رو با بنزین بسوزونم.