eitaa logo
نخل و نارنج ؛
357 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
189 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
نخل و نارنج ؛
خوشحالم که آسیبی که پینترست داره بهم می‌زنه رو متوجه شدم.
فهمیدم یکی از عوامل خانمان براندازِ من در کمال‌طلبی و بی‌نقص‌خواهی، پینترست عزیزه. اون‌قدر که اونجا همه‌چیز بی‌نقص و زیبا و عالیه، دیگه نمی‌تونم به معمولی‌های خودم حس خوبی داشته باشم، به استایلم، دیزاین اتاقم، چهره و موهام، جزئیاتِ زندگیِ روزمره‌م، دانشگاهم و همه‌چیز. همه‌چیز باید پینترستی باشه انگار در صورتی که عملا چنین چیزی یا ممکن نیست، یا ساختنش زمان‌بره و سخته و انرژی و وقت زیادی می‌خواد. پینترست من رو در گردابی از احساس کافی نبودن فرو برده.
امشب تو اتاقم یه مگس دارم. عالیه.
خدایا امسال خادمی هیئت رو رزق ما قرار بده✨
نخل و نارنج ؛
#موقعیت همه چی جمع شد .. ولی همه چی تازه شروع میشه :)
دلم واسه هیئت انصار، واسه حسینیه شهید فخری‌زاده، واسه بچه‌های هیئت، واسه خانم جعفریان، واسه وقت‌هایی که ظهر از خونه راه میوفتادم سمت هیئت و بعد از ۱۲ شب می‌رسیدم خونه، واسه وقت‌هایی که با جون و دل خادمی می‌کردم تنگ شده.
آقای امام حسین، هیئتِ تو نقطه‌ی عطف حیات و جریانِ امید و زندگی در رگ‌های ماست.
می‌خوای خوشحالم کنی؟ برام گیره تق‌تقی رنگی بخر 🧜🏻‍♀
چقدر احساسات و عواطف حانیه رو راجع به دانشگاه می‌فهمم.
دلم کلی نوشتن می‌خواد. از دانشگاه و ترم ۲، از استادها، از چیزایی که دارم یاد می‌گیرم. از این که من تازه دارم راهمو پیدا می‌کنم. یا شایدم فقط دارم یه نقشه‌ای پیدا می‌کنم که راهم رو نشون میده. یعنی هنوز کامل به نقشه‌هه هم نرسیدم. اما خب قدم به قدم همه‌چی داره روشن میشه.
ولی جدی دوست دارم یه عیدی خوب بهتون بدم. بهم وقت بدید فکر کنم🌚✨
/ انگیزه‌ی جدید دارم برای پولدار شدن
ساعت از دوازده گذشته، کف اتاق نشستم، دفتر نقاشی‌م جلومه. همون دفترِ بدون خط با جلد پارچه‌ای که روش گل و قاصدک و ستاره و اسب تک‌شاخ داره و منو می‌بره به سال ۵۴. ریحانه نشسته کنارم و درس می‌خونه. تای ایرپادم تو گوششه و رندوم‌ترین آهنگ‌های پلی‌لیستم رو گوش می‌ده با درس خوندنش. مثلا حنا خانوم پلی می‌شه و ریتم شادش توی گوشمون می‌پیچه ولی هردو مشغول کار خودمونیم و ری‌اکشن خاصی نداریم. مامان خوابه! و مگه هر چند وقت یک بار چنین صحنه‌ی جالبی رقم می‌خوره؟ البته این بچه‌ی تخس داره قوانین خونه رو زیر پا می‌ذاره و خیلی چیزا رو تغییر میده. ولی خب... زندگی دقیقا شاید همین لحظه‌هاست.