eitaa logo
نخل و نارنج ؛
357 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
190 ویدیو
4 فایل
آقای نخل و خانوم نارنج. دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی علیا خانوم: - https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_isf1go&btn=خانوم.علیا.
مشاهده در ایتا
دانلود
ما اصالتا ترک هستیم. موقع ولادتمان، بعد از اذان و اقامه، اسم عباس را در گوشمان میخوانند. بچه‌هایمان که به دنیا می‌آیند، فامیل جمع می‌شوند و برای تبریک، میگویند «ابالفضل نوکری اولسون» الهی که نوکر ابالفضل باشه. وقتی کسی از ما پسردار می‌شود تا وقتی هنوز اسمی برایش انتخاب نشده، ابالفضل صدایش می‌کنیم.ما اصالتا ترک هستیم. خب خیلی‌هایمان در وطن، فارسی صحبت میکنیم؛ در حرم عباس اما ترکی، زبان رسمی است. ما در حرم عباس جز به لغت ترکی مکالمه نمی‌کنیم؛ حتی با خود او! ما اصالتا ترک هستیم. وقتی از آدم و عالم می‌بُریم و کاری از کسی برنمی‌آید، وقتی سختی‌ها و مصائب به اوج خود می‌رسد، وقتی مریض‌مان بدحال می‌شود، وقتی بحث آبرویمان وسط می‌آید، به «ابالفضلین توشَن گولّارینا» متوسل میشویم؛ گره‌ها باز می‌شود؛ گویی که از اول گره‌ای نبوده! ما اصالتا ترک هستیم. دیگران اگر فقط در حکایت‌ها و منبرها و کلیپ‌ها شنیده‌اند، ما به چشم خود دیده‌ایم که بعضی محتضرهایمان در لحظات آخر می‌گویند «دارم با آقام ابالفضل میرم». ما دیده‌ایم که بغض نُه روزه‌ی پدرهایمان بالاخره شب تاسوعا می‌ترکد. مادرهایمان، قامت بلند پسرهایشان را که می‌بینند، به خوش‌قامتِ ام‌البنین می‌سپارندش. ما پشت در پشت و نسل در نسل، عشق ابالفضل را از پدربزرگ‌هایمان به ارث می‌بریم. ما اصالتا ترک هستیم. همگی، زندگی‌هایمان را به عباس تکیه داده‌ایم. آنطور که حسین. ما شب نهم بی‌تکیه‌گاه می‌شویم. شب نهم خیلی بیچاره‌ایم. شب نهم را یک‌طور ویژه‌ای به ترک‌ها تسلیت بگویید. «مهدی مولایی»
نخل و نارنج ؛
لغت‌نامه دهخدا: پیروزی. بر وزن و معنی فیروزی، که ظفرو نصرت یافتن بر اعدا باشد. *رزق شب اول محرم
*نزدیک است. گویا که حسین، رزق ما را در چُنین خادمی در بارگاه‌ش مقرر نموده :)
برای قلب صاحب الزمان صدقه بدید امشب...
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
و أمّا القلوب المنکسرة، العباس کـفیلـهٰا...
قلبم تحت فشاره. بدون این که بتونم نه حتی مثل پارسال و سال‌های قبل، حتی مثل ذره‌ای از سال‌های قبل هم نتونستم برات عزاداری کنم عزیزِ قلبم. قلبم تحت فشاره و یک عالم بغض و اشک روی این دل بی‌چاره‌ی تنگ و غم‌گین تلنبار شده و یقین داشته باش اگر امشب قلبم رو بغل نگیری و آرومش نکنی، صبح روحم پیش خودت تو کربلاست. من که از خدامه... چه آرزویی بالاتر از این که توی روضه‌ی تو بمیرم و سر بذارم تو دامن مادرت زهرا؟ کاش به داد قلبم برسی امشب. کاش امشب منو با حسرت به صبح نرسونی عزیز دلم.
هدایت شده از ام البکاء ؛
حاج محمود کریمیدق ....mp3
زمان: حجم: 6.8M
/ روضه‌ست، با حال مناسب گوش بدید...
خدایا، شب‌هایی که جز مرگ چیز دیگه‌ای ازت نمی‌خوایم، حواست بیشتر به قلب‌های طفلکیِ بیچاره‌مون باشه.
و حسین جان، اگر نام تو چون آوای رود روان بر لب‌هایمان جاری نمی‌گشت، قلب‌هایمان می‌ایستاد از سنگینیِ عزای تو.
«جنگ است که گوهر مردان را آشکار می‌کند.»
گرچه هستی در تمام روضه‌ها بیشتر حس می‌کنم در روضه‌ی سقا تو را
- حسین جان، برادرم عباس کجاست... اشک بر گونه‌های اباعبدالله جاری شد. گویا که در این ساعات، به قدر هزار سال پیر شده بود. به سمت خیمه‌ی عموی آب‌ور کودکان تشنه و پناه زنان و مخدرات رفت. چشم‌ها نگران و مضطرب، به سوی او بود. قلب‌ها در سینه می‌کوبید و سکینه روی لب دعا می‌خواند. «کاش عمو برگردد.» دست بر عمود خیمه برد. عمود را پایین کشید. صدای ناله‌ی مخدرات و کودکان بلند شد. زینب دست بر سر گذاشت. - زینب جان، به زنان و دختران بگو گوشواره‌ها و خلخال‌ها را از خود جدا و گره‌ی معجرها را محکم کنند. حرم، دیگر پناه ندارد.