نخل و نارنج ؛
آن کیست کاندر رفتنش صبر از دل ما میبرد
ترک از خراسان آمدست از پارس یغما میبرد
شیراز مشکین میکند چون ناف آهوی ختن
گر باد نوروز از سرش بویی به صحرا میبرد
من پاس دارم تا به روز امشب به جای پاسبان
کان چشم خواب آلوده خواب از دیده ما میبرد
برتاس در بر میکنم یک لحظه بی اندام او
چون خارپشتم گوییا سوزن در اعضا میبرد
بسیار میگفتم که دل با کس نپیوندم ولی
دیدار خوبان اختیار از دست دانا میبرد
دل برد و تن دردادهام ور میکشد استادهام
کآخر نداند بیش از این، یا میکشد یا میبرد
چون حلقه در گوشم کند هر روز لطفش وعدهای
دیگر چو شب نزدیک شد چون زلف در پا میبرد
حاجت به ترکی نیستش تا در کمند آرد دلی
من خود به رغبت در کمند افتادهام تا میبرد
هر کو نصیحت میکند در روزگار حسن او
دیوانگان عشق را دیگر به سودا میبرد
وصفش نداند کرد کس، دریای شیرینست و بس
سعدی که شوخی میکند گوهر به دریا میبرد
- جناب سعدی
@Alnana
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
حالا از آخرین وعدهغذایی سالمی که اطفال غزه خوردهاند چند روزی میگذرد. بچههای بسیاری مقابل چشم مادرانشان با استخوانهایی برآمده و چهرههایی زرد از شدت گرسنگی مردهاند. میفهمی؟ واقعا مردهاند و زیر خاک دفن شدهاند. جنینهای بسیاری در اثر نرسیدن مواد مغذی در بطن مادرانشان سقط شدهاند. زندهها چه میخورند؟ نان خشکی که از مخلوط آرد و خاک پخته میشود. غزه حالا گرسنهترین نقطه زمین و در آستانه یکی از بزرگترین قحطیهای تاریخ است. از صهیونیسم حرامزاده و حامیان مواجبخوار غربیاش انتظاری جز این نیست؛ انتظار از حکّام بیغیرت و شکمباره کشورهای اسلامی است که هرکدام داعیه خلافت و زعامت امّالقرایی جهان اسلام را دارند، اما خود بر سفرههای رنگین و پرگوشت کاخها نشستهاند و آروغ میزنند. ککشان از گرسنگی و بیآبی دومیلیون مسلمان نمیگزد و حاضرند که آرد و گندمشان در انبارها فاسد شود اما آن را به غزه نفرستند. تف به این مسلمانی و نجاست به ادعای خلافت تکتکتان بر سرزمینهای اسلامی.
کاش یک روز دانشمندهای عاشق- یا شاید عاشقهای دانشمند، راهی پیدا کنند که بشود از راه دور، کسی را واقعی در آغوش گرفت و بوسید. واقعیِ واقعی.
آنگاه ما و سرخ می و مطربان خوش
یاران مهربان و رفیقان غمگسار
در زیر هر نهالی از آن مجلسی کنیم
بر یاد کرد خواجه و بر دیدن بهار
- فرخی سیستانی
بچهها ممنون میشم برای مادر بزرگم دعا کنید حالش خوب بشه. نیازمند آزمایش و عکس و سونوی فوریه ولی هیچجا تا شنبه باز نیست. ممنون میشم اگر براش دعا کنید حالش بهتر شه :))))
هدایت شده از ام البکاء ؛
سجاد محمدیenc_17004982167888701776709.mp3
زمان:
حجم:
2.5M
مو به تن سیخ میکنه... الله الله.
" - ریحانه به زن عمو بگو ماشینو نگه داره بابا میخواد برامون بستنی بگیره.
+ زنعمووو نگه دار بابام میخواد برا آبجیم بستنی بگیره =)
نرگس - ریحانه آبجیت شاهزادهای چیزیه ما بستنی نمیخوایم؟ =)))))"
#مکالمات / این داستان ، ریحانه سلطان الفاظ خندهزا
چری چری لیدی ،
گیلاس گیلاس بانو 🌚🍒
برای پرنسس با ۶ نفر همراه اعم از پدر و مادر و زن عمو و دختر عمو و حتی عروسِ عمو رفتیم که کفش بخریم. نهایتا آقای فروشنده گفت خانم من ازش سوال میپرسم حتی جوابمو نمیده! (😭🤣) زن عمو گفت ما که الکی نیومدیم آقا، شاهزاده خانم به ما میگن ما به شما انتقال میدیم. اونم طبقه به طبقه! از بالا به پایین. نهایتا پس از یک ساعت بانو پسندیدن و تصمیم گرفتن و خریدیم و آمدیم بیرون. اسم این داستان رو میذارم، پاهای کوچکِ پرنسسیِ پر دردسر. بالاخره پاهای پرنسسی سایز ۳۶ داشتن هم مشکلسازه دیگه.