eitaa logo
دومان ؛
358 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
192 ویدیو
4 فایل
دانشجوی تبعیدی به علومج. «عجب حلاوتی‌ دارد مرگ، اگر انسان در راه آرمانی معتبر بمیرد‌.» . نادر ابراهیمی - https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=wSZvGLbdWyFExByj&btn=پیام.ناشناس. ☁️ دومان: مِه
مشاهده در ایتا
دانلود
دومان ؛
پیرمرد کنار جاده ایستاده. اشک در چشم‌هایش حلقه زده و دست‌های تکیده‌اش را بر سینه می‌کوبد. #خرده‌رو
این‌بار خادمی دخترکان، یک جور دیگری قلبم را می‌رباید. قد و نیم‌قد، کنار هم، در طول مسیر می‌ایستند و یک عطر در دست‌های کوچک ظریف‌شان می‌گیرند و با چشم‌های درشت‌شان که برق می‌زند، تو را می‌خوانند. مگر می‌شود دلِ این نازدانه‌ها را این وقت شکست؟ /
قند و نبات، کره و عسل، آخه من فداش بشم فسقلی رو یه وجب قدش بود کلا😭✨
به گمانم آسمان، بهترین سقف برای پناه گرفتن است.
٫٫ / پرده‌ی سیزدهم - روز سوم / ۱۴۰۴.۰۵.۱۴ ساعت ۱۳:۳۳ ظهر اولین آفتِ گرما برایم، مُردنِ اشتهاست. یا آدم نمی‌تواند غذا بخورد یا اگر بخورد بهم می‌ریزد. حرف‌های آقای محمدی در گوشم می‌پیچد که می‌گوید جیره‌تان را تا نجف فقط به حکم مسئول‌تان می‌توانید بخورید. به نجف که رسیدید، مختارید. باز الحمدلله که به نجف رسیدیم. و الّا اگر آذوقه‌ی حساب‌شده‌ی کوله‌بارمان نبود، هلاک می‌شدیم از گرسنگی. کدام‌مان می‌توانست در ظل گرمای ظهر نجف، قدم از موکب بیرون بگذارد و پیِ ناهار برود؟ نجف همیشه داستانِ خودش را دارد. گمان می‌کنم این‌جا همان‌جایی‌ست که آدم باید از دنیا جدا شود. به قدر مشایه غذا و موکب نیست. [ شاید انگار تلنگری‌ست که بگوید، اینجا شهر زهد است. ] ٫٫
وقت‌هایی که گرسنمه و یهو غذا می‌رسه، احساس می‌کنم خدا بغلم کرده و امام حسین داره بهم لبخند می‌زنه✨
دومان ؛
این‌بار خادمی دخترکان، یک جور دیگری قلبم را می‌رباید. قد و نیم‌قد، کنار هم، در طول مسیر می‌ایستند و
دخترک عراقی هنوز یک‌ساله نشده. بی‌قراری می‌کند. گریه می‌کند. مادرش بعد از تلاش برای آرام کردنش، موبایلش را روشن می‌کند، از گالری‌اش تصویری نشانِ دخترک می‌دهد و دخترک آرام می‌شود. شروع می‌کند بوسیدنِ عکسی که مادرش به دستش داده. حنانه از آن سمت موکب که تصویر را می‌بیند، با ذوق می‌گوید «آخی، باباشه!» /
حال جسمی‌م خوب نیست، با یکی دیگه از بچه‌های کاروان که حالش خیلی بدتر از منه تنهام، کاروان رفته و خیلی جلوتره، منتظریم که بیان دنبالمون و دارم قالب تهی می‌کنم.