نخل و نارنج ؛
چالش یک ماههی نوشتن، خاطرات دِی! هر روز درباره یکی از این موضوعها داستان یا خاطره یا حرف دلت رو ب
#Daymemori
شماره ۱۸ ؛
بابت این که جز دردسر هیچی نیستم برا اطرافیانم .
دیروز که داشتم عکسای ادواردو رو نگاه میکردم، قبل از مسلمون شدنش، یا حداقل قبل از وقتی که اینقد تحت فشار باشه، آدم شاد و خندهرویی بود؛ ولی وقتی عکساشو از بعد مسلمون شدن و شیعه شدنش، و در واقع پختگی و کامل شدنش میبینم، چقدر آروم و اسرارآمیز و رنجور و غمگین شده... خیلی اذیت شدی پسر :))))
از همه کسایی که دوسشون دارم دورم.
خیلی دور! و لعنتهای مکرر به جبر جغرافیایی.
فکر کردین برا چی مرگ دوستداشتنیه؟
چون همه محدودیتهای جسم رو از بین میبره ..