تقابل هستیشناختی و انسانشناختی حکمت متعالیه با پساانسانگرایی.pdf
حجم:
332.3K
تقابل هستیشناختی و انسانشناختی حکمت متعالیه با پساانسانگرایی
در آستانهی قرن بیست و یکم، بشریت با پارادایمی روبرو شده است که با نام «پساانسانگرایی» (Posthumanism) شناخته میشود. این جریان، نه تنها به معنای عبور از محدودیتهای زیستی، بلکه به معنای فروپاشی ساختارهای سنتی «انسانمداری» (Humanism) است. اگر اومانیسمِ عصر روشنگری بر پایه مرکزیتِ عقل، ارادهی آزاد و تمایز انسان از طبیعت استوار بود، پساانسانگرایی با تکیه بر علوم اعصاب، ژنتیک و هوش مصنوعی، این مرزها را به چالش میکشد. از دیدگاه پساانسانگرا، «انسان» دیگر یک نهادِ ثابت، مقدس یا دارای جوهرِ ویژهای نیست؛ بلکه او تنها یک «پردازشگر اطلاعات» یا یک «مجموعه از دادههای بیولوژیک» است که قابل ویرایش، ارتقا و حتی بازتعریف است.
در مقابل، حکمت متعالیه نگاهی کاملاً متقابل دارد. در این حکمت، انسان تنها یک موجودِ بیولوژیک نیست، بلکه «مرکزِ تجلیِ وجود» است. حرکت انسان در جهان، نه یک حرکتِ افقی (تغییر از حالت به حالتِ مادی) بلکه یک «حرکت جوهری» (Ascending Substantial Motion) است؛ حرکتی که در آن جوهرِ نفس از مرتبهی ماده به سمت مرتبهی تجرد و سپس به سوی کمالِ مطلق صعود میکند.
کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#تقابل_هستی_شناختی_و_انسان_شناختی_حکمت_متعالیه_با_پسا_انسان_گرایی
تلاقی و تقابل هستی.pdf
حجم:
296.9K
تلاقی و تقابل هستیشناختی: بررسی انتقادی حکمت متعالیه در مواجهه با پارادایم فراانسانگرایی (Meta-humanism)
این مقاله به بررسی تضادهای بنیادین و نقاط اشتراک میان حکمت متعالیه و رویکردهای فراانسانگرایی (Meta-humanism) در فلسفه معاصر میپردازد. در حالی که هر دو مکتب بر «پایانی بودنِ انسانِ کلاسیک» و ضرورت گذار از ساحتِ انسانمحوریِ سنتی تأکید دارند، اما در مورد «ماهیت حرکت»، «جهتگیری غایتشناختی» و «مرجعیت هستیشناختی» دچار شکافهای عمیقی هستند. هدف این نوشتار، تحلیل این است که چگونه مفهوم «حرکت جوهری» میتواند به عنوان پاسخی به چالشهای فرامتافیزیکیِ فراانسانگرایی عمل کند و در عین حال، چگونه این نگاه از منظر فراروانشناسیِ مدرن مورد نقد قرار میگیرد. کانال مطالعات وجودی @e_study 🔅
#مطالعات_وجودی
#بررسی_انتقادی_حکمت_متعالیه_در_مواجهه_با_پارادایم_فرا_انسان_گرایی