eitaa logo
ابهام تا ایمان
60 دنبال‌کننده
86 عکس
45 ویدیو
0 فایل
🔍 از شک تا یقین، با نگاهی پژوهشی و منصفانه 📜 بررسی عمیق‌ترین شبهات دینی 📖 پاسخ‌های مستند با تکیه بر منطق، قرآن و دانش نوین 📬 همراه ما باش در مسیر ابهام تا ایمان 👇 #شبهه #پاسخ #دین #قرآن #تاریخ @ebham_iman انتقادات و نظرات و طرح پرسش: @S_MohsenAhmadi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴(شبهه اولین مسلمان): «اولین مسلمون تاریخ کیه؟ قرآن از زبون پیامبر اسلام (ص) میگه "من اولین مسلمانم"، اما جای دیگه درباره حضرت ابراهیم و حتی حضرت موسی هم از کلمه "اولین مسلمان" استفاده کرده! چطور چند نفر در زمان‌های مختلف می‌تونن "اولین" باشن؟» 🔍 مقداری تأمل کنید تا دریافت پاسخ😊 🆔 @ebham_iman
ابهام تا ایمان
#شبهات_قرآنی #سؤال 🔴(شبهه اولین مسلمان): «اولین مسلمون تاریخ کیه؟ قرآن از زبون پیامبر اسلام (ص) می
به این سؤال 🔴(شبهه اولین مسلمان): ◀️پاسخ به این شبهه نیازمند دقت در معنای واژه «اول» (نخستین) و کلمه «اسلام» در ادبیات قرآن کریم است. با یک تحلیل منطقی و زبان‌شناختیِ ساده، این موضوع کاملاً حل می‌شود. برای درک این مسئله، باید بدانیم که صفت «اولین» در قرآن کریم به دو معنا به کار رفته است: ۱. اولینِ نسبی (زمانی/مکانی) ۲. اولینِ رتبه‌ای (مقام و درجه). در ادامه هر دو را به زبانی ساده و علمی بررسی می‌کنیم: ◀️۱. اولینِ نسبی (مربوط به زمان و قوم خاص) در منطق و محاورات روزمره، کلمه «اول» همیشه به معنای «اولین فرد در کل تاریخ جهان» نیست؛ بلکه نسبت به زمان، مکان یا گروه خاصی سنجیده می‌شود. مثلاً وقتی می‌گوییم «علی اولین نفر در کلاس است»، منظور اولین نفر در تاریخ بشریت نیست، بلکه اولین نفر در آن کلاس خاص است. قرآن نیز دقیقاً با همین منطق سخن می‌گوید: * وقتی حضرت موسی (ع) می‌فرماید: «أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ» (من اولین مؤمن هستم)، منظور این است که من اولین ایمان‌آورنده در میان قوم خودم (بنی‌اسرائیل) و در زمانه خودم به این تجلی خاصِ خداوند هستم. * وقتی جادوگران فرعون توبه می‌کنند، می‌گویند: ما امید داریم خدا ما را ببخشد چون «أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ» (اولین مؤمنان) هستیم. قطعا قبل از آن‌ها حضرت موسی مؤمن بوده است! پس منظورشان این است که ما اولین نفرات از میان قوم فرعون هستیم که ایمان آوردیم. * وقتی پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید: «وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ» (انعام: ۱۶۳)، یعنی من اولین تسلیم‌شونده به این شریعت کامل و اولین مسلمان در میان امت خودم (حجاز و مردم آن عصر) هستم. هر پیامبری پیشگام و اولین فردِ قوم خویش در تسلیم شدن به فرمان خداست و این هیچ تناقضی با اولین بودنِ پیامبران پیشین در اقوام خودشان ندارد. ◀️ ۲. اولینِ رتبه‌ای (مقام تسلیم و بندگی) کلمه «اسلام» در ریشه لغوی و قرآنی خود به معنای «دینِ خاصِ دارای نماز و روزه» نیست، بلکه به معنای مطلقِ «تسلیم بودن در برابر خداوند» است. گاهی کلمه «اول» به معنای زمان نیست، بلکه به معنای «رتبه و کیفیت» است. مثلاً وقتی می‌گوییم «فلان دانشمند حرف اول را در فیزیک می‌زند»، یعنی رتبه و کیفیت کار او بالاترین است، نه اینکه از نظر زمانی اولین فیزیکدان تاریخ باشد. ◀️از منظر تحلیل قرآنی، وقتی پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید «من اولین مسلمانم»، یعنی در رتبه تسلیم و بندگی در برابر خداوند، بالاترین، کامل‌ترین و پیشگام‌ترین مقام را دارم. ظرفیت وجودی و تسلیم ایشان در برابر حق، در قله قرار دارد و از این حیث، ایشان «اولین» (رتبه نخست) است. ◀️نتیجه‌گیری: حضرت ابراهیم، حضرت موسی و پیامبر اسلام (علیهم السلام) هر کدام در زمان و میان قوم خودشان اولین فردِ تسلیم در برابر خدا بوده‌اند (اولین نسبی). از طرفی، پیامبر اسلام (ص) به دلیل کمال روح و وسعت وجودی، در رتبه و کیفیتِ تسلیم بودن (معنای کلمه اسلام)، مقام نخست و شماره یک را در عالم هستی داراست (اولین رتبه‌ای). این ظرافتِ قرآن است که با یک کلمه، هم جایگاه تاریخی پیامبران را در میان اقوامشان مشخص می‌کند و هم رتبه معنوی آن‌ها را نشان می‌دهد. 🆔 @ebham_iman
🍁 بنا بر توصیه ی رهبر شهید مبنی بر لزوم خواندن قرآن، اولین پیام در روز را با آیه ای از قرآن به شکل تصادفی و تفأل گونه آغاز میکنیم. العنكبوت وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَوْلَا أَجَلٌ مُّسَمًّى لَّجَاءَهُمُ الْعَذَابُ وَلَيَأْتِيَنَّهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﺁﻧﺎﻥ ﺷﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻋﺬﺍﺏ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ، ﺍﮔﺮ ﻣﺪﺗﻲ ﻣﻌﻴﻦ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ]ﻣﻘﺮّﺭ ﻧﺒﻮﺩ ، ﻗﻄﻌﺎً ﺁﻥ ﻋﺬﺍﺏ ﺭﺍ [ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻧﺶ ﻫﺴﺘﻨﺪ ] ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺣﺘﻤﺎً ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺑﻲ ﺧﺒﺮﻧﺪ ، ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ .(٥٣) هر روز 🟢 @ebham_iman
سلام و عرض ارادت به همگی ؛ قسمت هشتم آماده ست و با قدری ویرایش ارسال میشه☘
قسمت هشتم دو تکه شدن یهود و ظهور الیاس نبی (علیه السلام) 🟢 @ebham_iman
🟡 قسمت هشتم 🔹با درگذشت سلیمان نبی در ۹ قرن قبل از میلاد، کرکره‌ی عصر طلایی یهود هم پایین کشیده شد! سلیمان که به اذن خدا شیاطین و جنیان را غل‌وزنجیر کرده بود، خودش پیش‌بینی کرد که این اراذل در آخرالزمان برمی‌گردند و حسابی در آینده فساد و جنایت به پا می‌کنند! (البته داخل پرانتز بگویم: جنیان حق تصرف مستقیم در عالم ماده را ندارند، اما از طریق همان «وسوسة فی صدور الناس» بدجور روی اعصاب و روان آدم‌ها تأثیر می‌گذارند! نکته جالب ماجرا اینجاست که ترویج فساد، مسیر ورود این شیاطین را به عالم فیزیکی هموار می‌کند. حالا هی رسانه‌ها روی مواردی مثل دوستی‌های آن‌چنانی، بی‌حجابی، همجنس‌گرایی و حتی سگ‌گردانی مانور بدهند! جالب‌تر اینکه در احادیث داریم نگهداری پرندگان در خانه، شیاطین را دور می‌کند، اما در فرهنگ عمومیِ ما طرف می‌شود «کفترباز» و بی‌کلاس؛ ولی سگ‌گردانی شده نماد باکلاسی! پی بردن به این هدف خیلی مهم است. داستان وجود توالت در داخل فضای خانه هم ماجراهای خودش را دارد که بماند برای بعد!) 🔹همین الان هم خبرهایی به گوش می‌رسد که برخی ساحران یهود و مرتاض‌های هندی دارند خودشان را هلاک می‌کنند تا شیاطینِ دربندِ سلیمان را در زمانه حاضر آزاد کنند! (اینکه این شیاطین دقیقاً کجا حبس شده‌اند هم داستان جذابی است، ولی فعلاً برای جلوگیری از حرف‌وحدیث، آدرس نمی‌دهیم!) بگذریم، برگردیم به ادامه تاریخ... 🔹بعد از سلیمان، پسرش «رُحبعام» روی تخت نشست، اما اختلافات داخلی یهود چنان بالا گرفت که با قیام «یُربُعام» (از نوادگان یوسف پیامبر و قبیله افراییم)، سرزمین یهود رسماً دو شقه شد. طبق منابع یهودی، این جناب یربعام اولش از ناظران و یاران حضرت سلیمان در ساخت‌وساز معابد بوده، اما بعد از یک‌سری اتفاقات علیه سلیمان شورش کرد، شکست سختی خورد و به مصر پناهنده شد! (که البته ما این روایت را تأیید نمی‌کنیم). 🔹خلاصه بنی‌اسرائیل بعد از سلیمان دو تکه شدند؛ قسمت شمالی شد «پادشاهی اسرائیل» (یا افراییم) که ده سبط بنی‌اسرائیل آنجا لنگر انداختند (و بعدها شدند ده سبط مفقوده). قسمت جنوبی هم شد «پادشاهی یهودا» که پاتوق قبیله‌های یهودا و بنیامین شد! جنوبی‌ها که حسابی نژادپرست بودند، سینه سپر می‌کردند که «ما از نسل داوودیم و شمالی‌ها باید مثل رعیت در خدمت ما باشند!» 🔹وسط این خر تو خری و بلبشوی یهود، مصری‌ها به فرماندهی «شوشنق یکم» فرصت را غنیمت شمردند، به اورشلیم حمله کردند و حسابی آن‌ها را چلوندند! در نهایت، یهود با باج دادن و پیشکش کردنِ کلی امتیاز و طلا و غنیمت، مصری‌ها را راضی کرد که دست از سر اورشلیم بردارند. با این حال، بخش عظیمی از گنجینه‌های یهود در این حمله به باد فنا رفت! 🔹در همین گیرودار، معبد حضرت سلیمان هم تغییر کاربری داد و از مرکز خداپرستی تبدیل شد به نمایشگاه بت‌پرستی و «بعل‌پرستی» و پر شد از بت‌های جورواجور! (یک نقلی در منابع یهود هست که می‌گوید پیمانکار حضرت سلیمان برای ساخت این معبد شخصی به نام «حیرام ابیف» بوده که حتماً بعداً در موردش توضیح می‌دهیم). 🔹البته این وسط گوساله‌های طلاییِ بالدار هم برای مردم چشمک می‌زدند! شما حساب کنید این جماعت چه جانورانی بودند که بعد از گذشت چندین قرن، هنوز محبت گوساله از دلشان بیرون نرفته بود و سامری‌ها قشنگ به اهدافشان رسیده بودند! (گوساله معروف «وال استریت» هم همین‌طوری بی‌جهت وسط خیابان‌های نیویورک سبز نشده است!) 🔹در گرماگرم این شیطنت‌ها و کفرورزی‌های بنی‌اسرائیل، «الیاس نبی» با آن کاریزمای عجیب‌وغریبش ظهور کرد! در مورد سرنوشت حضرت الیاس که در زمان پادشاهی «آخاب» علیه کفر و شرک قیام کرده بود، حرف و حدیث زیاد است. بعضی منابع می‌گویند به دست «ایزابل»، ملکه فاسد فینیقی‌ها به شهادت رسید، برخی دیگر می‌گویند مثل حضرت مسیح به آسمان‌ها عروج کرد، و روایاتی هم از رفاقت و همنشینی‌اش با خضر نبی و مأموریت‌های آخرالزمانی‌اش خبر می‌دهند! 🔹قرآن خیلی شیک و زیبا از الیاس یاد کرده و به او مدال «بنده صالح» داده است: «وَ زَکرِیا وَ یحْیى وَ عِیسَى وَ إِلْیاسَ کلٌّ مِّنَ الصَّالِحِینَ» این عبارت و برند «صالح» خیلی عجیب است و خدا آن را خرج هر کسی نمی‌کند! مثلاً در زیارت‌نامه قمر منیر بنی‌هاشم، یگانه تاریخ حضرت ابوالفضل العباس (ع) هم آمده است: «اَلسَّلامُ عَلَيک اَيهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ». 🔹طبق شنیده‌ها (که ما هم فقط شنیده‌ایم و تا الان نتوانسته‌ایم خود کتاب را پیدا کنیم)، کتابی به نام متعلق به الیاس نبی وجود دارد که پیش‌بینیِ جالبی کرده است:
🟢بنی‌اسرائیل بعد از پراکندگی و آوارگی، دوباره در سرزمین مقدس جمع می‌شوند و حکومتی تشکیل می‌دهند که عمرش به اندازه عمر یک انسان است و در نهایت به دست «پِرشین‌ها» نابود می‌شود! قبل از قیام ماشیح (منجی)، ملت‌ها به جان هم می‌افتند و در این زمان پرشین‌ها (ایرانیان) قیام خواهند کرد... 🔹خلاصه کلام اینکه، بت‌پرستی و گوساله‌پرستی بین بنی‌اسرائیل حسابی رونق گرفته بود. آن‌ها دیگر حتی یک امت واحد هم نبودند و مثل سگ و گربه همدیگر را پاره می‌کردند؛ تا اینکه در هفت قرن قبل از میلاد، سروکله‌ی آشوری‌ها هم در سرزمین یهود پیدا شد تا جمعشان جمع‌تر شود! ادامه دارد... 🟢 @ebham_iman
🍏با سلام مجدد؛ پرسش خوب یکی از اعضا پیرامون محکمات و متشابهات در قرآن. امروز به جای عنوانی که خود در موضوع آماده کرده بودیم، پیرامون این مسئله ی مهم مطالعه و سپس پاسخ را ارسال میکنیم.
هدایت شده از ابهام تا ایمان
شبهات قرآنی که معمولا در رسانه به چشم تان میخورد، یا از دیگران میشنوید را مطرح کنید تا سر فرصت جدای از سرفصل هایی که آماده کرده ام بررسی و پاسخ بدهم شناسه کاربری: @S_MohsenAhmadi
ابهام تا ایمان
🍏با سلام مجدد؛ پرسش خوب یکی از اعضا پیرامون محکمات و متشابهات در قرآن. امروز به جای عنوانی که خود در
قبل از طرح مسئله راجع به این موضوع اول یک توضیح مختصر داشته باشیم و بعد طرح پرسشی بحث برانگیز داشته باشیم تا متوجه اهمیت موضوع بشویم.
🟢قرآن کریم در سوره آل‌عمران (آیه ۷)، آیات خود را به دو دسته اصلی تقسیم می‌کند: «محکمات» و «متشابهات». ◀️۱. محکمات (آیات روشن و قطعی) * تعریف: آیاتی هستند که معنای آن‌ها کاملاً واضح، صریح و بدون ابهام است. وقتی این آیات را می‌خوانیم، فقط یک معنای مشخص از آن‌ها برداشت می‌شود و جای شک و شبهه‌ای ندارند. * جایگاه: قرآن این آیات را «اُمُّ الکِتاب» (مادر و پایه کتاب) می‌نامد؛ یعنی ستون و فونداسیونِ فهمِ دین هستند. * مثال: آیاتی مانند «خدا یکی است» (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ)، «دروغ نگویید»، «نماز بخوانید» یا «هیچ چیزی شبیه خدا نیست» (لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ). ◀️۲. متشابهات (آیات چندبُعدی و استعاری) (مبنای ساخت این کانال مواجهه با شبهاتی ست که در همین متشابهات طرح می شود) * تعریف: آیاتی هستند که در نگاه اول ممکن است پیچیده باشند، چند معنا از آن‌ها برداشت شود، یا ظاهرشان با عقل و آیات دیگر در تناقض به نظر برسد. * دلیل وجودشان چیست؟* مفاهیمی مانند ذات خدا، فرشتگان، یا بهشت و جهنم، فراتر از جهان مادی ما هستند. چون زبان انسان محدود به همین دنیای مادی است، خداوند برای بیان حقایقِ نامحدود، مجبور است از «تمثیل»، «استعاره» و کلمات آشنا برای انسان استفاده کند. * مثال: آیه‌ای که می‌گوید «دست خدا بالای دست آن‌هاست» (یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ). 🔍 روش علمی و قرآنی برای فهم متشابهات (فرمول طلایی): قاعده اصلی در علوم قرآنی این است که «متشابهات باید در پرتو محکمات معنا شوند». محکمات مانند یک ترازوی دقیق یا چراغ‌قوه هستند که در تاریکیِ آیاتِ متشابه، مسیر درست را نشان می‌دهند. * مثال از کاربرد این فرمول: وقتی ما در آیات متشابه می‌خوانیم «دست خدا»، از طرفی در آیات محکم خوانده‌ایم که «هیچ چیزی شبیه خدا نیست» (خدا جسم ندارد). پس با ترکیب این دو، عقل و علم به سادگی نتیجه می‌گیرد که منظور از «دست خدا»، یک عضو فیزیکی نیست، بلکه کنایه و استعاره‌ای از «قدرت و حمایت خداوند» است. ◀️نتیجه: محکمات، پایه‌های روشن و غیرقابل تغییر دین هستند. متشابهات، آیات عمیق و استعاری هستند که برای فهمِ درستِ آن‌ها، باید حتماً به محکمات ارجاع داده شوند تا انسان دچار کج‌فهمی و خرافات نشود. 🟢 @ebham_iman