eitaa logo
ابهام تا ایمان
60 دنبال‌کننده
86 عکس
45 ویدیو
0 فایل
🔍 از شک تا یقین، با نگاهی پژوهشی و منصفانه 📜 بررسی عمیق‌ترین شبهات دینی 📖 پاسخ‌های مستند با تکیه بر منطق، قرآن و دانش نوین 📬 همراه ما باش در مسیر ابهام تا ایمان 👇 #شبهه #پاسخ #دین #قرآن #تاریخ @ebham_iman انتقادات و نظرات و طرح پرسش: @S_MohsenAhmadi
مشاهده در ایتا
دانلود
🟡 قسمت هشتم 🔹با درگذشت سلیمان نبی در ۹ قرن قبل از میلاد، کرکره‌ی عصر طلایی یهود هم پایین کشیده شد! سلیمان که به اذن خدا شیاطین و جنیان را غل‌وزنجیر کرده بود، خودش پیش‌بینی کرد که این اراذل در آخرالزمان برمی‌گردند و حسابی در آینده فساد و جنایت به پا می‌کنند! (البته داخل پرانتز بگویم: جنیان حق تصرف مستقیم در عالم ماده را ندارند، اما از طریق همان «وسوسة فی صدور الناس» بدجور روی اعصاب و روان آدم‌ها تأثیر می‌گذارند! نکته جالب ماجرا اینجاست که ترویج فساد، مسیر ورود این شیاطین را به عالم فیزیکی هموار می‌کند. حالا هی رسانه‌ها روی مواردی مثل دوستی‌های آن‌چنانی، بی‌حجابی، همجنس‌گرایی و حتی سگ‌گردانی مانور بدهند! جالب‌تر اینکه در احادیث داریم نگهداری پرندگان در خانه، شیاطین را دور می‌کند، اما در فرهنگ عمومیِ ما طرف می‌شود «کفترباز» و بی‌کلاس؛ ولی سگ‌گردانی شده نماد باکلاسی! پی بردن به این هدف خیلی مهم است. داستان وجود توالت در داخل فضای خانه هم ماجراهای خودش را دارد که بماند برای بعد!) 🔹همین الان هم خبرهایی به گوش می‌رسد که برخی ساحران یهود و مرتاض‌های هندی دارند خودشان را هلاک می‌کنند تا شیاطینِ دربندِ سلیمان را در زمانه حاضر آزاد کنند! (اینکه این شیاطین دقیقاً کجا حبس شده‌اند هم داستان جذابی است، ولی فعلاً برای جلوگیری از حرف‌وحدیث، آدرس نمی‌دهیم!) بگذریم، برگردیم به ادامه تاریخ... 🔹بعد از سلیمان، پسرش «رُحبعام» روی تخت نشست، اما اختلافات داخلی یهود چنان بالا گرفت که با قیام «یُربُعام» (از نوادگان یوسف پیامبر و قبیله افراییم)، سرزمین یهود رسماً دو شقه شد. طبق منابع یهودی، این جناب یربعام اولش از ناظران و یاران حضرت سلیمان در ساخت‌وساز معابد بوده، اما بعد از یک‌سری اتفاقات علیه سلیمان شورش کرد، شکست سختی خورد و به مصر پناهنده شد! (که البته ما این روایت را تأیید نمی‌کنیم). 🔹خلاصه بنی‌اسرائیل بعد از سلیمان دو تکه شدند؛ قسمت شمالی شد «پادشاهی اسرائیل» (یا افراییم) که ده سبط بنی‌اسرائیل آنجا لنگر انداختند (و بعدها شدند ده سبط مفقوده). قسمت جنوبی هم شد «پادشاهی یهودا» که پاتوق قبیله‌های یهودا و بنیامین شد! جنوبی‌ها که حسابی نژادپرست بودند، سینه سپر می‌کردند که «ما از نسل داوودیم و شمالی‌ها باید مثل رعیت در خدمت ما باشند!» 🔹وسط این خر تو خری و بلبشوی یهود، مصری‌ها به فرماندهی «شوشنق یکم» فرصت را غنیمت شمردند، به اورشلیم حمله کردند و حسابی آن‌ها را چلوندند! در نهایت، یهود با باج دادن و پیشکش کردنِ کلی امتیاز و طلا و غنیمت، مصری‌ها را راضی کرد که دست از سر اورشلیم بردارند. با این حال، بخش عظیمی از گنجینه‌های یهود در این حمله به باد فنا رفت! 🔹در همین گیرودار، معبد حضرت سلیمان هم تغییر کاربری داد و از مرکز خداپرستی تبدیل شد به نمایشگاه بت‌پرستی و «بعل‌پرستی» و پر شد از بت‌های جورواجور! (یک نقلی در منابع یهود هست که می‌گوید پیمانکار حضرت سلیمان برای ساخت این معبد شخصی به نام «حیرام ابیف» بوده که حتماً بعداً در موردش توضیح می‌دهیم). 🔹البته این وسط گوساله‌های طلاییِ بالدار هم برای مردم چشمک می‌زدند! شما حساب کنید این جماعت چه جانورانی بودند که بعد از گذشت چندین قرن، هنوز محبت گوساله از دلشان بیرون نرفته بود و سامری‌ها قشنگ به اهدافشان رسیده بودند! (گوساله معروف «وال استریت» هم همین‌طوری بی‌جهت وسط خیابان‌های نیویورک سبز نشده است!) 🔹در گرماگرم این شیطنت‌ها و کفرورزی‌های بنی‌اسرائیل، «الیاس نبی» با آن کاریزمای عجیب‌وغریبش ظهور کرد! در مورد سرنوشت حضرت الیاس که در زمان پادشاهی «آخاب» علیه کفر و شرک قیام کرده بود، حرف و حدیث زیاد است. بعضی منابع می‌گویند به دست «ایزابل»، ملکه فاسد فینیقی‌ها به شهادت رسید، برخی دیگر می‌گویند مثل حضرت مسیح به آسمان‌ها عروج کرد، و روایاتی هم از رفاقت و همنشینی‌اش با خضر نبی و مأموریت‌های آخرالزمانی‌اش خبر می‌دهند! 🔹قرآن خیلی شیک و زیبا از الیاس یاد کرده و به او مدال «بنده صالح» داده است: «وَ زَکرِیا وَ یحْیى وَ عِیسَى وَ إِلْیاسَ کلٌّ مِّنَ الصَّالِحِینَ» این عبارت و برند «صالح» خیلی عجیب است و خدا آن را خرج هر کسی نمی‌کند! مثلاً در زیارت‌نامه قمر منیر بنی‌هاشم، یگانه تاریخ حضرت ابوالفضل العباس (ع) هم آمده است: «اَلسَّلامُ عَلَيک اَيهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ». 🔹طبق شنیده‌ها (که ما هم فقط شنیده‌ایم و تا الان نتوانسته‌ایم خود کتاب را پیدا کنیم)، کتابی به نام متعلق به الیاس نبی وجود دارد که پیش‌بینیِ جالبی کرده است:
🟢بنی‌اسرائیل بعد از پراکندگی و آوارگی، دوباره در سرزمین مقدس جمع می‌شوند و حکومتی تشکیل می‌دهند که عمرش به اندازه عمر یک انسان است و در نهایت به دست «پِرشین‌ها» نابود می‌شود! قبل از قیام ماشیح (منجی)، ملت‌ها به جان هم می‌افتند و در این زمان پرشین‌ها (ایرانیان) قیام خواهند کرد... 🔹خلاصه کلام اینکه، بت‌پرستی و گوساله‌پرستی بین بنی‌اسرائیل حسابی رونق گرفته بود. آن‌ها دیگر حتی یک امت واحد هم نبودند و مثل سگ و گربه همدیگر را پاره می‌کردند؛ تا اینکه در هفت قرن قبل از میلاد، سروکله‌ی آشوری‌ها هم در سرزمین یهود پیدا شد تا جمعشان جمع‌تر شود! ادامه دارد... 🟢 @ebham_iman
🍏با سلام مجدد؛ پرسش خوب یکی از اعضا پیرامون محکمات و متشابهات در قرآن. امروز به جای عنوانی که خود در موضوع آماده کرده بودیم، پیرامون این مسئله ی مهم مطالعه و سپس پاسخ را ارسال میکنیم.
هدایت شده از ابهام تا ایمان
شبهات قرآنی که معمولا در رسانه به چشم تان میخورد، یا از دیگران میشنوید را مطرح کنید تا سر فرصت جدای از سرفصل هایی که آماده کرده ام بررسی و پاسخ بدهم شناسه کاربری: @S_MohsenAhmadi
ابهام تا ایمان
🍏با سلام مجدد؛ پرسش خوب یکی از اعضا پیرامون محکمات و متشابهات در قرآن. امروز به جای عنوانی که خود در
قبل از طرح مسئله راجع به این موضوع اول یک توضیح مختصر داشته باشیم و بعد طرح پرسشی بحث برانگیز داشته باشیم تا متوجه اهمیت موضوع بشویم.
🟢قرآن کریم در سوره آل‌عمران (آیه ۷)، آیات خود را به دو دسته اصلی تقسیم می‌کند: «محکمات» و «متشابهات». ◀️۱. محکمات (آیات روشن و قطعی) * تعریف: آیاتی هستند که معنای آن‌ها کاملاً واضح، صریح و بدون ابهام است. وقتی این آیات را می‌خوانیم، فقط یک معنای مشخص از آن‌ها برداشت می‌شود و جای شک و شبهه‌ای ندارند. * جایگاه: قرآن این آیات را «اُمُّ الکِتاب» (مادر و پایه کتاب) می‌نامد؛ یعنی ستون و فونداسیونِ فهمِ دین هستند. * مثال: آیاتی مانند «خدا یکی است» (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ)، «دروغ نگویید»، «نماز بخوانید» یا «هیچ چیزی شبیه خدا نیست» (لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ). ◀️۲. متشابهات (آیات چندبُعدی و استعاری) (مبنای ساخت این کانال مواجهه با شبهاتی ست که در همین متشابهات طرح می شود) * تعریف: آیاتی هستند که در نگاه اول ممکن است پیچیده باشند، چند معنا از آن‌ها برداشت شود، یا ظاهرشان با عقل و آیات دیگر در تناقض به نظر برسد. * دلیل وجودشان چیست؟* مفاهیمی مانند ذات خدا، فرشتگان، یا بهشت و جهنم، فراتر از جهان مادی ما هستند. چون زبان انسان محدود به همین دنیای مادی است، خداوند برای بیان حقایقِ نامحدود، مجبور است از «تمثیل»، «استعاره» و کلمات آشنا برای انسان استفاده کند. * مثال: آیه‌ای که می‌گوید «دست خدا بالای دست آن‌هاست» (یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ). 🔍 روش علمی و قرآنی برای فهم متشابهات (فرمول طلایی): قاعده اصلی در علوم قرآنی این است که «متشابهات باید در پرتو محکمات معنا شوند». محکمات مانند یک ترازوی دقیق یا چراغ‌قوه هستند که در تاریکیِ آیاتِ متشابه، مسیر درست را نشان می‌دهند. * مثال از کاربرد این فرمول: وقتی ما در آیات متشابه می‌خوانیم «دست خدا»، از طرفی در آیات محکم خوانده‌ایم که «هیچ چیزی شبیه خدا نیست» (خدا جسم ندارد). پس با ترکیب این دو، عقل و علم به سادگی نتیجه می‌گیرد که منظور از «دست خدا»، یک عضو فیزیکی نیست، بلکه کنایه و استعاره‌ای از «قدرت و حمایت خداوند» است. ◀️نتیجه: محکمات، پایه‌های روشن و غیرقابل تغییر دین هستند. متشابهات، آیات عمیق و استعاری هستند که برای فهمِ درستِ آن‌ها، باید حتماً به محکمات ارجاع داده شوند تا انسان دچار کج‌فهمی و خرافات نشود. 🟢 @ebham_iman
🟢و اما طرح پرسش در این موضوع (محکمات و متشابهات). قبل از طرح مسئله عرض کنم مدتی در بین برخی دنبال کنندگان مطالب زرد، متوجه این مسئله شدم که تفسیر آیات قرآن بین بلاگر های مطالب زرد (سطحی) هم وارد شده و از زاویه دید خودشان آیات قرآن را تفسیر کرده و موجب انحراف عده زیادی شده اند. در بین این بلاگرها توجه و تمرکز روی شکرگزاری و بهشت و رحم خدا (که باید باشد و شکی درش نیست) هست و تنها چیزی که وجود ندارد عقوبت کارهای ناپسند و همچنین تلاش برای رضایت خدا در جهت معرفت نفس در ابعاد خودش که مجال بحثش در این مقال و مقام نگنجد. ◀️بریم سراغ طرح شبهه و مسئله:
🔴«شما می‌گویید قرآن محکمات (آیات روشن) و متشابهات (آیات استعاری) دارد. اما از کجا معلوم مفسران و روحانیون، این آیات را طبق سلیقه و افکار سخت‌گیرانه خودشان دسته‌بندی نکرده‌اند؟ 🟡مثلاً قوانین مثبتی مثل “شکرگزاری باعث افزایش نعمت می‌شود” را همه می‌فهمیم و قبول داریم؛ اما چرا وقتی به احکام سخت و محدودکننده‌ای مثل “نماز، روزه، حجاب یا حرام بودن شراب، لزوم اطاعت از ولی خدا و رسول و...” می‌رسیم، مفسران اصرار دارند که این‌ها «محکمات» و دستوراتِ فیزیکی و قطعی هستند؟ 🔴از کجا معلوم که این احکام سخت همگی «متشابهات» نباشند؟ شاید منظور قرآن از نماز، روزه و حجاب، فقط یک استعاره برای “داشتنِ دلِ پاک”، “انسانِ خوب بودن” و “حیای درونی” بوده است، نه این کارهای ظاهری! آیا این مفسران نیستند که با ذهن‌های مریض و سخت‌گیرِ خود، این استعاره‌های زیبا را به عنوان احکام اجباری به مردم تحمیل کرده‌اند؟» 🔍 مقداری تأمل کنید تا دریافت پاسخ😊 🆔 @ebham_iman
🍏پاسخ به این مسئله را به دور از پیچیدگی‌های فنی و با تکیه بر منطق زبان و آیات خود قرآن، در چند محور کوتاه و روشن تقدیم می‌کنم: ◀️۱. محکم و متشابه، سلیقه مفسر نیست؛ قانون زبان است. تشخیص اینکه یک آیه محکم (صریح و روشن) است یا متشابه (نیازمند تفسیر و ارجاع به محکمات)، به سلیقه روحانیون ربطی ندارد، بلکه تابع قواعد زبان و عقل است. وقتی شما به فرزندتان می‌گویید: «دستت را بشوی و بیا غذا بخور»، این یک جمله محکم و فیزیکی است. هیچ عاقلی نمی‌گوید: «شاید منظور پدرم از شستن دست، پاک کردن دل از کینه‌ها بوده است!» کلمات در زبان، معنای حقیقی و اولیه‌ای دارند. تا زمانی که دلیل روشنی وجود نداشته باشد، نمی‌توانیم دستورات فیزیکی را به استعاره و تشبیه تبدیل کنیم. ◀️۲. جزئیات مادی احکام در قرآن، راه را بر استعاره می‌بندد اگر نماز و روزه صرفاً استعاره‌ای برای «دل پاک» بود، خداوند در قرآن برای آن‌ها جزئیات دقیق، مادی و زمان‌بندی فیزیکی تعیین نمی‌کرد. * درباره وضو (مقدمه نماز): قرآن در آیه ۶ سوره مائده دقیقاً می‌فرماید: صورت و دست‌ها را تا آرنج بشویید و سر و پاها را مسح بکشید. آیا «آرنج» و «شستن با آب» استعاره از حیای درونی است؟ * درباره روزه: قرآن در آیه ۱۸۷ سوره بقره می‌فرماید: بخورید و بیاشامید تا زمانی که رشته سپیده صبح از سیاهی شب برایتان آشکار شود، سپس روزه را تا شب کامل کنید. آیا «نخوردن»، «طلوع فجر» و «غروب آفتاب» استعاره هستند؟ در یک استعاره درونی، زمان و مکان و آب و غذا معنایی ندارد. ◀️۳. رفتار پیامبر (ص)؛ بزرگترین مفسر عملی قرآن قرآن کریم در آیه ۲۱ سوره احزاب، پیامبر را الگوی عملی معرفی می‌کند (لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) و بارها دستور به اطاعت از ایشان داده است. پیامبر اسلام (ص) که گیرنده این آیات بود، آیا در ۲۳ سال رسالت خود، نماز را فیزیکی (با رکوع و سجود فیزیکی) می‌خواند و در ماه رمضان واقعاً آب و غذا را ترک می‌کرد، یا فقط در گوشه‌ای می‌نشست و می‌گفت من انسان خوبی هستم و دلم پاک است؟ تاریخ قطعاً ثابت می‌کند که پیامبر سخت‌ترین اعمال فیزیکی عبادی را انجام می‌داد. اگر این آیات استعاره بود، خود پیامبر آن‌ها را فیزیکی انجام نمی‌داد. ◀️۴. پیوند ناگسستنی «درون» و «بیرون» (مغز و پوست) قرآن هرگز «دل پاک» را نفی نمی‌کند، بلکه آن را ضروری می‌داند؛ اما دل پاک، موتور محرکِ عملِ بیرونی است. به همین دلیل در سراسر قرآن، ایمان (امر درونی) و عمل صالح (کار بیرونی) مانند دو بال کنار هم آمده‌اند (الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ). عمل فیزیکی (مثل نماز یا حجاب)، در واقع ظرف محافظ و نمودِ بیرونیِ همان «حیای درونی» و «دل پاک» است. کسی که واقعاً دلش به خدا سپرده شده باشد، در برابر دستوراتِ ظاهریِ او (حتی اگر برای نفس انسان محدودکننده و سخت باشد) تسلیم است. ◀️نتیجه‌گیری: تبدیل کردن احکام صریح و دارای جزئیات مادیِ قرآن به «استعاره‌های صرفاً درونی»، یک خطای منطقی است که در طول تاریخ توسط جریان‌های «باطنی‌گری» برای فرار از مسئولیت‌های عملی ترویج شده است. مفسران این احکام را بر مردم تحمیل نکرده‌اند، بلکه با امانت‌داری کامل، معنای صریح، روشن و فیزیکی کلمات قرآن را که با سیره عملی خود پیامبر (ص) تطابق کامل دارد، به مردم منتقل کرده‌اند. دلِ پاکِ بدون عمل، مانند درختِ زیبایی است که هرگز میوه نمی‌دهد. 🆔 @ebham_iman
پرسش مهمی بود از مخاطب عزیز که با بررسی آن پاسخ داده شد لطفا سؤالات خود به بنده ارسال کنید تا سر فرصت بررسی و پاسخ دهیم: ✅ @S_MohsenAhmadi
✅پیام بعدی: حکمت