ابهام تا ایمان
بسم الله الرحمن الرحیم
و اما سر کلاس #امیرکلام با حکمت ششم
#نهج_البلاغه
🍏ترجمه و شرح حکمت 6 نهج البلاغه: حفظ اسرار و حسن رفتار
✅( نسخه صبحی صالح )
وَ قَالَ (علیه السلام): صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ، وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ.
وَ رُوِيَ أَنَّهُ قَالَ فِي الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَيْضاً [الْمُسَالَمَةُ خَبْءُ الْعُيُوبِ] الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُيُوبِ، وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ.
✅ترجمه: انصاریان
و درود خدا بر او، فرمود: سينه خردمند صندوق راز اوست، و خوشرويى وسيله دوست يابى، و شكيبايى، گورستان پوشاننده عيب هاست. و يا فرمود: پرسش كردن وسيله پوشاندن عيب هاست، و انسان از خود راضى، دشمنان او فراوانند.
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
🍏تحلیل مبتنی بر قرآن:
🟢آیات هممضمون:
* ﴿فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ﴾ (آل عمران: 159)
* ﴿ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ﴾ (فصلت: 34)
* ﴿فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ ۖ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَىٰ﴾ (النجم: 32)
🟢گرهگشایی مفهومی (پیوند آیه و حکمت):
امیرالمؤمنین (ع) در این حکمت کوتاه، «معماریِ ارتباطیِ انسان» را در چهار ساحتِ درونی و بیرونی به زیبایی ترسیم میکند.
ابتدا از «سینه» آغاز میکند (صَدْرُ الْعَاقِلِ)؛ سینهی خردمند مانند خداوند که «عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» است، گنجینهای نفوذناپذیر است. عقلِ پخته، دهانِ بسته میآورد و انسانِ خردمند، اسرار خود را در بازارِ روزمره حراج نمیکند.
سپس به «چهره» میرسد (الْبَشَاشَةُ)؛ امیر کلام، لبخند و گشادهرویی را به «کمند» (حِبَالَة) تشبیه میکند. برخلاف صیادان که با خشونت صید میکنند، مؤمن با طنابِ نرمِ لبخند، دلها را به اسارتِ محبت درمیآورد؛ درست همانگونه که قرآن رازِ اجتماع مردم گردِ پیامبر را، نرمخویی و دوری از غلظت قلب میداند (آل عمران: 159).
در گام سوم، به «شانهها» و تابآوری میپردازد (الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ)؛ هر انسانی لغزشی دارد، اما روحِ بزرگ، قبرستانِ امنی برای دفنِ خطاهای دیگران است. وقتی بدیِ دیگران را با سینهای فراخ در خود هضم کنی، دشمنِ کینهتوز به دوستِ گرم (وَلِيٌّ حَمِيمٌ) تبدیل میشود (فصلت: 34). مدارا، پوششی از جنس خاک است که تعفنِ عیوبِ جامعه را میگیرد.
در نهایت، به «چشم» و زاویه دیدِ انسان به خویشتن میرسد (وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ...)؛ کسی که در آینه، خود را بینقص میبیند و به قول قرآن خودستایی میکند (النجم: 32)، راهِ رشد را بر خود میبندد. رضایتِ مطلق از خویشتن، زایشگاهِ تکبر است و تکبر، خشمِ خاموشِ اطرافیان را بیدار میکند.
🟢پیام کاربردی برای انسان امروز:
برای موفقیت در پیچیدگیهای زندگیِ مدرن، چهار قانون را استراتژیِ خود قرار بده: «اهداف و اسرارِ کلانِ» خود را تا زمانِ تحقق مسکوت بگذار، «لبخندِ اصیل» را سرمایهی اصلیِ شبکهسازیِ اجتماعیات کن، برای خطاهای اجتنابناپذیرِ همکاران و خانواده «ضربهگیرِ روانی» داشته باش، و هرگز از خودت کاملاً راضی نباش؛ چرا که توقف در توهمِ کمال، نقطهی آغازِ سقوطِ تو و طرد شدن از سوی دیگران است.
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
#تشکیلات_یهود
قسمت نهم
از نابودی پادشاهی شمالی به دست آشوریان تا یکهتازی قبیله یهودا
🔹 ماجرا از آنجا شروع شد که بعد از فوت حضرت یوسف، قبیلهاش مثل یک ارثیه تپل بین دو پسرش، یعنی «مناسه» و «افرائیم»، تقسیم شد!
🔹 از قضا، مناسه و افرائیم قدرتمندترین و پولدارترین قبایل بنیاسرائیل از آب درآمده بودند. به خاطر همان علاقه معروف و ویژه حضرت یعقوب به یوسف، مرغوبترین و سرسبزترین زمینهای بنیاسرائیل هم افتاده بود دست این دو تا! در عوض، داغونترین و بیبر و برهوتترین زمینها رسید به قبیله «یهودا». اصلاً میگویند ریشه کلمه یهودا یعنی «صاحب زمین پست و نامرغوب»! البته خود جناب یهودا هم در تاریخ به کرمریختن معروف بوده و چندان آدم سر به راهی به حساب نمیآمده.
🔹 این کینههای شتری و کشمکشها همیشه زیر پوست بنیاسرائیل قلقل میکرد و هر از گاهی مثل آتشفشان بیرون میزد؛ تا اینکه با درگذشت حضرت سلیمان، شیرازه قوم بنیاسرائیل رسماً از هم پاشید، وا رفتند و به دو دولت مجزا تقسیم شدند!
🔹 شمال نقشه شد سرزمین «افرائیم» (یا همان سامریه) که پاتوق نوادگان یوسف و نُه قبیله دیگر بود و به «اسباط دهگانه» معروف شدند. جنوب نقشه هم شد سرزمین «یهودیه» که لنگرگاه دو قبیله یهودا و بنیامین بود؛ جماعتی که یکجورهایی خوی اشرافیگری و کلاس گذاشتن در خونشان بود!
🔹 از اینجای تاریخ بنیاسرائیل به بعد، شما فقط بکشبکش و توی سر و کله هم زدنِ شمالیها (افرائیم) و جنوبیها (یهودا) را میبینید که حسابی برق میزند!
پایتخت شمالیها شهر «سامریه» شد و جنوبیها هم «بیتالمقدس» (اورشلیم) را پایتخت خودشان کردند.
🔹 دولت شمالیها (افرائیم) کلاً ۲۰۸$پ سال دوام آورد و در نهایت با حمله آشوریها با خاک یکسان شد و به تاریخ پیوست!
البته باستانشناسان معتقدند در آن دوران، خرِ دولت افرائیم خیلی بیشتر از یهودیه میرفته! چون با «دولت آرامی دمشق» و «فنیقیها» همسایه بودند، حسابی بارشان را بسته بودند و اوضاع اقتصادیشان به مراتب چرب و چیلیتر بود.
🔹 تا اینکه در سال ۷۲۰ قبل از میلاد، بادی در غبغب «سارگون دوم»، پادشاه آشور افتاد و شروع کرد به تاخت و تاز در غرب آسیا. این وسط، سران پادشاهی یهودا (جنوبیها) که دیدند تنور داغ است، توطئه کردند و آشوریها را شیر کردند که وسط کشورگشاییهایشان، یک عنایت ویژهای هم به شمالیها بکنند! سارگون هم که دنبال بهانه بود، روی دنده لج افتاد، به پادشاهی افرائیم حمله کرد و خاک آنجا را رسماً به توبره کشید!
🔹 با این حمله سنگین آشوریها، کشور افرائیم با آن ده سبط معروفش، چنان از روی نقشه پاک شد که در تاریخ محو گردید!
سرزمین جنوبی یهود هم در پوست خودشان نمیگنجیدند و حسابی از نابودی رقبای شمالیشان کیف کردند!
🔹 با حذف حکومت شمالی، دوران یکهتازی پادشاهی جنوبیها استارت خورد. درست همینجای تاریخ است که نام «یهود» جایگزین کلمه «بنیاسرائیل» میشود!
بعد از این ماجرا، بازار افسانهسازی و مظلومنمایی برای «ده سبط گمشده بنیاسرائیل» هم حسابی داغ شد. بر اساس همین اعتقادات آخرالزمانیِ یهود، قرار است در آخرالزمان دوباره سر و کله این ده قبیله پیدا شود و با سلام و صلوات به ارض مقدس برگردند!
🔹 اما حقیقت تلخ داستان این بود که بعد از فروپاشی حکومت شمالیها (افرائیم)، سیل عظیمی از مردم آنجا به صورت گلهای به سرزمینهای جنوبی (یهودیه) پناه بردند؛ اما در آنجا به عنوان «بردههای عبرانی» به کار گرفته شدند! (بله، یهودیان شمالی شدند بردهی یهودیان جنوبی!).
🔹 پادشاهی یهودیه هم که دیگر رقیبی نداشت، همهکاره بنیاسرائیل شد. آنها با آشوریان پسرخاله شدند و با تجارتهای نان و آبداری که راه انداختند، جیبهایشان را حسابی پر از پول کردند!
🔹 جالب است بدانید در این بلبشو، پیامبرانی مثل «اَلْیَسَع» و «ذوالکفل» هم در میان بنیاسرائیل حضور داشتند، اما هیچ جایگاهی در ساختار قدرت و حکومت به آنها داده نشد.
🔹 اوضاع همینطور پیش میرفت تا اینکه با مرگ «آشور بانیپال» (امپراتور قدرتمند آشور) در سال ۶۲۷ قبل از میلاد، ورق در غرب آسیا برگشت. معادلات تغییر کرد و یواشیواش سر و کله یک قدرت نوظهور و تازهنفس به نام «ایران» پیدا شد!
ادامه دارد...
🟢 @ebham_iman
🍁 بنا بر توصیه ی رهبر شهید مبنی بر لزوم خواندن قرآن، اولین پیام در روز را با آیه ای از قرآن به شکل تصادفی و تفأل گونه آغاز میکنیم.
آل عمران
وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﻤﻴﺮﻳﺪ ﻳﺎ ﺷﻬﻴﺪ ﺷﻮﻳﺪ ، ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ﻣﺤﺸﻮﺭ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺷﺪ .(١٥٨)
هر روز #یک_آیه
#رهبر_شهید
🟢 @ebham_iman
#برنامه_امروز:
حکمت هفتم #امیرکلام
#شبهه بازخواست در قیامت
قسمت دهم #تشکیلات_یهود
✅همراه باشید
🟢 @ebham_iman
نسخه صبحی صالح
وَ الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي [آجِلِهِمْ] آجَالِهِمْ.
ترجمه: دشتی
و درود خدا بر او، فرمود: صدقه دادن دارويى ثمر بخش است، و كردار بندگان در دنيا، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است.