eitaa logo
ابهام تا ایمان
60 دنبال‌کننده
86 عکس
45 ویدیو
0 فایل
🔍 از شک تا یقین، با نگاهی پژوهشی و منصفانه 📜 بررسی عمیق‌ترین شبهات دینی 📖 پاسخ‌های مستند با تکیه بر منطق، قرآن و دانش نوین 📬 همراه ما باش در مسیر ابهام تا ایمان 👇 #شبهه #پاسخ #دین #قرآن #تاریخ @ebham_iman انتقادات و نظرات و طرح پرسش: @S_MohsenAhmadi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹 ماجرا از آنجا شروع شد که بعد از فوت حضرت یوسف، قبیله‌اش مثل یک ارثیه تپل بین دو پسرش، یعنی «مناسه» و «افرائیم»، تقسیم شد! 🔹 از قضا، مناسه و افرائیم قدرتمندترین و پولدارترین قبایل بنی‌اسرائیل از آب درآمده بودند. به خاطر همان علاقه معروف و ویژه حضرت یعقوب به یوسف، مرغوب‌ترین و سرسبزترین زمین‌های بنی‌اسرائیل هم افتاده بود دست این دو تا! در عوض، داغون‌ترین و بی‌بر و برهوت‌ترین زمین‌ها رسید به قبیله «یهودا». اصلاً می‌گویند ریشه کلمه یهودا یعنی «صاحب زمین پست و نامرغوب»! البته خود جناب یهودا هم در تاریخ به کرم‌ریختن معروف بوده و چندان آدم سر به راهی به حساب نمی‌آمده. 🔹 این کینه‌های شتری و کشمکش‌ها همیشه زیر پوست بنی‌اسرائیل قل‌قل می‌کرد و هر از گاهی مثل آتشفشان بیرون می‌زد؛ تا اینکه با درگذشت حضرت سلیمان، شیرازه قوم بنی‌اسرائیل رسماً از هم پاشید، وا رفتند و به دو دولت مجزا تقسیم شدند! 🔹 شمال نقشه شد سرزمین «افرائیم» (یا همان سامریه) که پاتوق نوادگان یوسف و نُه قبیله دیگر بود و به «اسباط ده‌گانه» معروف شدند. جنوب نقشه هم شد سرزمین «یهودیه» که لنگرگاه دو قبیله یهودا و بنیامین بود؛ جماعتی که یک‌جورهایی خوی اشرافی‌گری و کلاس گذاشتن در خونشان بود! 🔹 از اینجای تاریخ بنی‌اسرائیل به بعد، شما فقط بکش‌بکش و توی سر و کله هم زدنِ شمالی‌ها (افرائیم) و جنوبی‌ها (یهودا) را می‌بینید که حسابی برق می‌زند! پایتخت شمالی‌ها شهر «سامریه» شد و جنوبی‌ها هم «بیت‌المقدس» (اورشلیم) را پایتخت خودشان کردند. 🔹 دولت شمالی‌ها (افرائیم) کلاً ۲۰۸$پ سال دوام آورد و در نهایت با حمله آشوری‌ها با خاک یکسان شد و به تاریخ پیوست! البته باستان‌شناسان معتقدند در آن دوران، خرِ دولت افرائیم خیلی بیشتر از یهودیه می‌رفته! چون با «دولت آرامی دمشق» و «فنیقی‌ها» همسایه بودند، حسابی بارشان را بسته بودند و اوضاع اقتصادی‌شان به مراتب چرب‌ و چیلی‌تر بود. 🔹 تا اینکه در سال ۷۲۰ قبل از میلاد، بادی در غبغب «سارگون دوم»، پادشاه آشور افتاد و شروع کرد به تاخت و تاز در غرب آسیا. این وسط، سران پادشاهی یهودا (جنوبی‌ها) که دیدند تنور داغ است، توطئه کردند و آشوری‌ها را شیر کردند که وسط کشورگشایی‌هایشان، یک عنایت ویژه‌ای هم به شمالی‌ها بکنند! سارگون هم که دنبال بهانه بود، روی دنده لج افتاد، به پادشاهی افرائیم حمله کرد و خاک آنجا را رسماً به توبره کشید! 🔹 با این حمله سنگین آشوری‌ها، کشور افرائیم با آن ده سبط معروفش، چنان از روی نقشه پاک شد که در تاریخ محو گردید! سرزمین جنوبی یهود هم در پوست خودشان نمی‌گنجیدند و حسابی از نابودی رقبای شمالی‌شان کیف کردند! 🔹 با حذف حکومت شمالی، دوران یکه‌تازی پادشاهی جنوبی‌ها استارت خورد. درست همین‌جای تاریخ است که نام «یهود» جایگزین کلمه «بنی‌اسرائیل» می‌شود! بعد از این ماجرا، بازار افسانه‌سازی و مظلوم‌نمایی برای «ده سبط گمشده بنی‌اسرائیل» هم حسابی داغ شد. بر اساس همین اعتقادات آخرالزمانیِ یهود، قرار است در آخرالزمان دوباره سر و کله این ده قبیله پیدا شود و با سلام و صلوات به ارض مقدس برگردند! 🔹 اما حقیقت تلخ داستان این بود که بعد از فروپاشی حکومت شمالی‌ها (افرائیم)، سیل عظیمی از مردم آنجا به صورت گله‌ای به سرزمین‌های جنوبی (یهودیه) پناه بردند؛ اما در آنجا به عنوان «برده‌های عبرانی» به کار گرفته شدند! (بله، یهودیان شمالی شدند برده‌ی یهودیان جنوبی!). 🔹 پادشاهی یهودیه هم که دیگر رقیبی نداشت، همه‌کاره بنی‌اسرائیل شد. آن‌ها با آشوریان پسرخاله شدند و با تجارت‌های نان‌ و آب‌داری که راه انداختند، جیب‌هایشان را حسابی پر از پول کردند! 🔹 جالب است بدانید در این بلبشو، پیامبرانی مثل «اَلْیَسَع» و «ذوالکفل» هم در میان بنی‌اسرائیل حضور داشتند، اما هیچ جایگاهی در ساختار قدرت و حکومت به آن‌ها داده نشد. 🔹 اوضاع همین‌طور پیش می‌رفت تا اینکه با مرگ «آشور بانی‌پال» (امپراتور قدرتمند آشور) در سال ۶۲۷ قبل از میلاد، ورق در غرب آسیا برگشت. معادلات تغییر کرد و یواش‌یواش سر و کله یک قدرت نوظهور و تازه‌نفس به نام «ایران» پیدا شد! ادامه دارد... 🟢 @ebham_iman
بسم الله الرحمن الرحیم
🍁 بنا بر توصیه ی رهبر شهید مبنی بر لزوم خواندن قرآن، اولین پیام در روز را با آیه ای از قرآن به شکل تصادفی و تفأل گونه آغاز میکنیم. آل عمران وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﻤﻴﺮﻳﺪ ﻳﺎ ﺷﻬﻴﺪ ﺷﻮﻳﺪ ، ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ﻣﺤﺸﻮﺭ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺷﺪ .(١٥٨) هر روز 🟢 @ebham_iman
: حکمت هفتم بازخواست در قیامت قسمت دهم ✅همراه باشید 🟢 @ebham_iman
کلاس مولای متقیان علیه السلام ترجمه و شرح حکمت 7 نهج البلاغه: بازتاب اعمال دنیا در آخرت
نسخه صبحی صالح وَ الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي [آجِلِهِمْ] آجَالِهِمْ. ترجمه: دشتی و درود خدا بر او، فرمود: صدقه دادن دارويى ثمر بخش است، و كردار بندگان در دنيا، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است.
🟢 تحلیل مبتنی بر آیات قرآن: ✨ آیات هم‌مضمون: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِهَا...» *(از اموال آن‌ها صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن، آنان را پاکیزه و رشد یافته سازی...)* سوره توبه، آیه ۱۰۳ درباره بخش دوم حکمت (تجسم اعمال): «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَ مَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ...» *(روزی که هر انسانی، آنچه از نیک و بد انجام داده، حاضر و آماده در برابر خود می‌یابد...)* - سوره آل‌عمران، آیه ۳۰ ✨گره گشایی مفهمومی (پیوند آیه و حکمت): امیرالمؤمنین (ع) در این حکمتِ کوتاه، پرده از دو قانون شگفت‌انگیز در نظام هستی برمی‌دارد: «درمان‌گریِ بخشش» و «بقایِ عمل». در نگاه سطحی، «صدقه» یعنی کم شدنِ پول از جیبِ من برای پر شدنِ شکمِ دیگری. اما قرآن و علی (ع) نگاه ما را از ماده به معنا می‌چرخانند. قرآن در سوره توبه نمی‌گوید با صدقه فقرا را سیر کن، بلکه می‌گوید صدقه بگیر تا خودِ بخشنده پاک و تزکیه شود (تُطَهِّرُهُمْ). علی (ع) نیز همین اکسیر را با واژه «دَوَاءٌ مُنْجِحٌ» (داروی شفابخش و نتیجه‌بخش) بیان می‌کند. گره ظریف اینجاست: انسان‌ها غالباً از بیماری‌های پنهانِ روح خود مانند حرص، بخل، اضطرابِ فردا و احساس پوچی رنج می‌برند. صدقه، مرهمی است که روی زخمِ «مالکیت‌طلبی» انسان گذاشته می‌شود. ما با بخشیدن، پیش از آنکه گرهی از کار فقیری باز کنیم، تومورِ بخل و اضطراب را از روانِ خود جراحی می‌کنیم. اما بخش دوم حکمت، یکی از هولناک‌ترین و در عین حال زیباترین حقایق عالم را (که در کلام فلاسفه اسلامی به «تجسم اعمال» معروف است) داستان‌گونه تصویر می‌کند. ما گمان می‌کنیم کارهایی که در این دنیا (عاجل) می‌کنیم، در انبارِ گذشته‌ها گم می‌شود. اما علی (ع) و آیه ۳۰ سوره آل‌عمران می‌گویند: اعمالِ ما، در حقیقت مسافرانی هستند که از ما تندتر می‌دوند! آن‌ها نمی‌میرند، بلکه پیشاپیش به آینده (آجل) می‌روند، کالبد می‌گیرند و روزی که چشم باز می‌کنیم، آن‌ها را حاضر و آماده، «نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ» (دقیقاً مقابل چشمانمان) می‌بینیم. اگر امروز داروی شفابخشِ صدقه و مهربانی را نوشیده‌ای، فردا آن عمل در قامتِ یک رفیقِ شفیق و زیبا در برابرت ظاهر می‌شود، و اگر در اضطرابِ بخل دست‌وپا زده‌ای، همان بخل، هم‌نشینِ ابدیِ تو خواهد بود. 💡 پیام کاربردی برای انسان امروز: هرگاه احساس کردی روانت زیر بارِ اضطرابِ زندگیِ مدرن، روزمرگی و حرصِ انباشتن مچاله شده است، مقداری از مال، زمان یا تخصصت را بی‌توقع ببخش؛ این ارزان‌ترین و قطعی‌ترین داروی آرامش‌بخش روان توست. و همیشه به یاد داشته باش: هیچ رفتاری در کائنات پاک نمی‌شود؛ تو در حالِ خلقِ هم‌خانه‌های فردای خود هستی. مراقب باش چه چیزی را برای هم‌نشینیِ ابدی‌ات می‌تراشی! 🟢 @ebham_iman
🔴 (شبهه بازخواست در قیامت): «روز قیامت قراره از ما سوال بپرسن یا نه؟ قرآن تو سوره الرحمن میگه "در آن روز از هیچ انس و جنی درباره گناهش سوال نمی‌شود"، اما تو سوره حجر میگه "قطعاً از همگی آن‌ها بازخواست می‌کنیم"! کدوم آیه قراره اجرا بشه؟» 🔍 مقداری تأمل کنید تا دریافت پاسخ😊 🆔 @ebham_iman
ابهام تا ایمان
#شبهات_قرآنی #سؤال 🔴 (شبهه بازخواست در قیامت): «روز قیامت قراره از ما سوال بپرسن یا نه؟ قرآن تو سو
🔴 (شبهه بازخواست در قیامت): 🟢پاسخ به این شبهه نیازمند دقت در دو مفهوم کلیدی در منطق قرآن است: «مراحل قیامت» و «هدف از پرسش». ◀️۱. تفاوت در «نوع و هدف» پرسش (تحلیل علمی و قرآنی) در ادبیات عرب و منطق، ما دو نوع سوال داریم: * سوال برای کسب اطلاع (استعلام): یعنی من چیزی را نمی‌دانم و می‌پرسم تا بفهمم. آیه سوره الرحمن (فَيَوْمَئِذٍ لَا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ) این نوع سوال را نفی می‌کند. خداوند و فرشتگان نیازی ندارند از کسی بپرسند «آیا تو گناه کرده‌ای یا نه؟»، چرا که خودِ قرآن دقیقاً در دو آیه بعد (الرحمن/۴۱) دلیل آن را می‌گوید: *"يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ"* (گناهکاران از چهره‌هایشان شناخته می‌شوند). یعنی پرونده و وضعیت شخص از ظاهرش کاملاً پیداست و نیازی به پرسشِ کشف‌کننده نیست. * سوال برای بازخواست و محاکمه (توبیخ و حسابرسی): آیه سوره حجر (فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ) به این نوع پرسش اشاره دارد. در اینجا خدا نمی‌پرسد که «چه کردی؟»، بلکه می‌پرسد «چرا این کار را کردی؟ با چه عذری نعمت‌ها را ضایع کردی؟». این سوالِ دادگاهی و برای اتمام حجت است، نه برای فهمیدن. ◀️۲. تعدد ایستگاه‌ها (مواقف) در قیامت قیامت یک لحظه کوتاه نیست، بلکه روزی بسیار طولانی با ایستگاه‌ها (مواقف) متعدد است. * در برخی ایستگاه‌ها، اصلاً اجازه حرف زدن به مجرم داده نمی‌شود، مُهر بر دهان می‌خورد و اعضای بدن شهادت می‌دهند (سوره یس/۶۵). اینجا جای سکوت است. * اما در ایستگاه‌های دیگر، دادگاه برپا می‌شود، نامه عمل به دست فرد داده می‌شود و از او بابت تک تک اعمالش بازخواست و حسابرسی می‌شود (همان آیه سوره حجر). ◀️مثال ساده: فرض کنید یک سارق، شبانه وارد مغازه‌ای شده و تمام لحظاتِ دزدی او با وضوح کامل در دوربین مداربسته ضبط شده است و پلیس او را دستگیر می‌کند. وقتی این فرد مقابل قاضی می‌ایستد، قاضی از او نمی‌پرسد: «آیا تو دزدی کرده‌ای؟» (چون فیلم دوربین موجود است و نیازی به پرسش نیست؛ مانند سوره الرحمن). اما همین قاضی در جلسه دادگاه به او می‌گوید: «قطعا تو را بابت این دزدی بازخواست می‌کنم و باید جوابگو باشی که چرا به اموال مردم دست درازی کردی!» (این بازخواست و محاکمه است؛ مانند سوره حجر). ◀️نتیجه‌گیری: آیه سوره الرحمن می‌گوید کسی برای «شناسایی شدن» بازجویی نمی‌شود چون چهره‌ها و نامه اعمال همه‌چیز را لو می‌دهند. اما آیه سوره حجر می‌گوید همه افراد برای «حسابرسی، اجرای عدالت و پاسخگویی در برابر اعمالشان» پای میز محاکمه الهی خواهند رفت. هر دو آیه در کمال دقت و هماهنگی اجرا خواهند شد. 🆔 @ebham_iman
برای دسترسی راحت تر به تمامی مطالب کانال اعم از پاسخ به ، تحلیل قرآنی و به قسمت پیام های سنجاق شده (pinned messages) بروید. و نظرات، انتقادات و شبهات قرآنی خود را به شناسه کاربری بنده ارسال کنید: @S_MohsenAhmadi 🟢 @ebham_iman
پیام بعدی قسمت دهم 🟢 @ebham_iman