eitaa logo
ابهام تا ایمان
60 دنبال‌کننده
86 عکس
45 ویدیو
0 فایل
🔍 از شک تا یقین، با نگاهی پژوهشی و منصفانه 📜 بررسی عمیق‌ترین شبهات دینی 📖 پاسخ‌های مستند با تکیه بر منطق، قرآن و دانش نوین 📬 همراه ما باش در مسیر ابهام تا ایمان 👇 #شبهه #پاسخ #دین #قرآن #تاریخ @ebham_iman انتقادات و نظرات و طرح پرسش: @S_MohsenAhmadi
مشاهده در ایتا
دانلود
نسخه صبحی صالح وَ الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي [آجِلِهِمْ] آجَالِهِمْ. ترجمه: دشتی و درود خدا بر او، فرمود: صدقه دادن دارويى ثمر بخش است، و كردار بندگان در دنيا، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است.
🟢 تحلیل مبتنی بر آیات قرآن: ✨ آیات هم‌مضمون: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِهَا...» *(از اموال آن‌ها صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن، آنان را پاکیزه و رشد یافته سازی...)* سوره توبه، آیه ۱۰۳ درباره بخش دوم حکمت (تجسم اعمال): «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَ مَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ...» *(روزی که هر انسانی، آنچه از نیک و بد انجام داده، حاضر و آماده در برابر خود می‌یابد...)* - سوره آل‌عمران، آیه ۳۰ ✨گره گشایی مفهمومی (پیوند آیه و حکمت): امیرالمؤمنین (ع) در این حکمتِ کوتاه، پرده از دو قانون شگفت‌انگیز در نظام هستی برمی‌دارد: «درمان‌گریِ بخشش» و «بقایِ عمل». در نگاه سطحی، «صدقه» یعنی کم شدنِ پول از جیبِ من برای پر شدنِ شکمِ دیگری. اما قرآن و علی (ع) نگاه ما را از ماده به معنا می‌چرخانند. قرآن در سوره توبه نمی‌گوید با صدقه فقرا را سیر کن، بلکه می‌گوید صدقه بگیر تا خودِ بخشنده پاک و تزکیه شود (تُطَهِّرُهُمْ). علی (ع) نیز همین اکسیر را با واژه «دَوَاءٌ مُنْجِحٌ» (داروی شفابخش و نتیجه‌بخش) بیان می‌کند. گره ظریف اینجاست: انسان‌ها غالباً از بیماری‌های پنهانِ روح خود مانند حرص، بخل، اضطرابِ فردا و احساس پوچی رنج می‌برند. صدقه، مرهمی است که روی زخمِ «مالکیت‌طلبی» انسان گذاشته می‌شود. ما با بخشیدن، پیش از آنکه گرهی از کار فقیری باز کنیم، تومورِ بخل و اضطراب را از روانِ خود جراحی می‌کنیم. اما بخش دوم حکمت، یکی از هولناک‌ترین و در عین حال زیباترین حقایق عالم را (که در کلام فلاسفه اسلامی به «تجسم اعمال» معروف است) داستان‌گونه تصویر می‌کند. ما گمان می‌کنیم کارهایی که در این دنیا (عاجل) می‌کنیم، در انبارِ گذشته‌ها گم می‌شود. اما علی (ع) و آیه ۳۰ سوره آل‌عمران می‌گویند: اعمالِ ما، در حقیقت مسافرانی هستند که از ما تندتر می‌دوند! آن‌ها نمی‌میرند، بلکه پیشاپیش به آینده (آجل) می‌روند، کالبد می‌گیرند و روزی که چشم باز می‌کنیم، آن‌ها را حاضر و آماده، «نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ» (دقیقاً مقابل چشمانمان) می‌بینیم. اگر امروز داروی شفابخشِ صدقه و مهربانی را نوشیده‌ای، فردا آن عمل در قامتِ یک رفیقِ شفیق و زیبا در برابرت ظاهر می‌شود، و اگر در اضطرابِ بخل دست‌وپا زده‌ای، همان بخل، هم‌نشینِ ابدیِ تو خواهد بود. 💡 پیام کاربردی برای انسان امروز: هرگاه احساس کردی روانت زیر بارِ اضطرابِ زندگیِ مدرن، روزمرگی و حرصِ انباشتن مچاله شده است، مقداری از مال، زمان یا تخصصت را بی‌توقع ببخش؛ این ارزان‌ترین و قطعی‌ترین داروی آرامش‌بخش روان توست. و همیشه به یاد داشته باش: هیچ رفتاری در کائنات پاک نمی‌شود؛ تو در حالِ خلقِ هم‌خانه‌های فردای خود هستی. مراقب باش چه چیزی را برای هم‌نشینیِ ابدی‌ات می‌تراشی! 🟢 @ebham_iman
🔴 (شبهه بازخواست در قیامت): «روز قیامت قراره از ما سوال بپرسن یا نه؟ قرآن تو سوره الرحمن میگه "در آن روز از هیچ انس و جنی درباره گناهش سوال نمی‌شود"، اما تو سوره حجر میگه "قطعاً از همگی آن‌ها بازخواست می‌کنیم"! کدوم آیه قراره اجرا بشه؟» 🔍 مقداری تأمل کنید تا دریافت پاسخ😊 🆔 @ebham_iman
ابهام تا ایمان
#شبهات_قرآنی #سؤال 🔴 (شبهه بازخواست در قیامت): «روز قیامت قراره از ما سوال بپرسن یا نه؟ قرآن تو سو
🔴 (شبهه بازخواست در قیامت): 🟢پاسخ به این شبهه نیازمند دقت در دو مفهوم کلیدی در منطق قرآن است: «مراحل قیامت» و «هدف از پرسش». ◀️۱. تفاوت در «نوع و هدف» پرسش (تحلیل علمی و قرآنی) در ادبیات عرب و منطق، ما دو نوع سوال داریم: * سوال برای کسب اطلاع (استعلام): یعنی من چیزی را نمی‌دانم و می‌پرسم تا بفهمم. آیه سوره الرحمن (فَيَوْمَئِذٍ لَا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ) این نوع سوال را نفی می‌کند. خداوند و فرشتگان نیازی ندارند از کسی بپرسند «آیا تو گناه کرده‌ای یا نه؟»، چرا که خودِ قرآن دقیقاً در دو آیه بعد (الرحمن/۴۱) دلیل آن را می‌گوید: *"يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ"* (گناهکاران از چهره‌هایشان شناخته می‌شوند). یعنی پرونده و وضعیت شخص از ظاهرش کاملاً پیداست و نیازی به پرسشِ کشف‌کننده نیست. * سوال برای بازخواست و محاکمه (توبیخ و حسابرسی): آیه سوره حجر (فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ) به این نوع پرسش اشاره دارد. در اینجا خدا نمی‌پرسد که «چه کردی؟»، بلکه می‌پرسد «چرا این کار را کردی؟ با چه عذری نعمت‌ها را ضایع کردی؟». این سوالِ دادگاهی و برای اتمام حجت است، نه برای فهمیدن. ◀️۲. تعدد ایستگاه‌ها (مواقف) در قیامت قیامت یک لحظه کوتاه نیست، بلکه روزی بسیار طولانی با ایستگاه‌ها (مواقف) متعدد است. * در برخی ایستگاه‌ها، اصلاً اجازه حرف زدن به مجرم داده نمی‌شود، مُهر بر دهان می‌خورد و اعضای بدن شهادت می‌دهند (سوره یس/۶۵). اینجا جای سکوت است. * اما در ایستگاه‌های دیگر، دادگاه برپا می‌شود، نامه عمل به دست فرد داده می‌شود و از او بابت تک تک اعمالش بازخواست و حسابرسی می‌شود (همان آیه سوره حجر). ◀️مثال ساده: فرض کنید یک سارق، شبانه وارد مغازه‌ای شده و تمام لحظاتِ دزدی او با وضوح کامل در دوربین مداربسته ضبط شده است و پلیس او را دستگیر می‌کند. وقتی این فرد مقابل قاضی می‌ایستد، قاضی از او نمی‌پرسد: «آیا تو دزدی کرده‌ای؟» (چون فیلم دوربین موجود است و نیازی به پرسش نیست؛ مانند سوره الرحمن). اما همین قاضی در جلسه دادگاه به او می‌گوید: «قطعا تو را بابت این دزدی بازخواست می‌کنم و باید جوابگو باشی که چرا به اموال مردم دست درازی کردی!» (این بازخواست و محاکمه است؛ مانند سوره حجر). ◀️نتیجه‌گیری: آیه سوره الرحمن می‌گوید کسی برای «شناسایی شدن» بازجویی نمی‌شود چون چهره‌ها و نامه اعمال همه‌چیز را لو می‌دهند. اما آیه سوره حجر می‌گوید همه افراد برای «حسابرسی، اجرای عدالت و پاسخگویی در برابر اعمالشان» پای میز محاکمه الهی خواهند رفت. هر دو آیه در کمال دقت و هماهنگی اجرا خواهند شد. 🆔 @ebham_iman
برای دسترسی راحت تر به تمامی مطالب کانال اعم از پاسخ به ، تحلیل قرآنی و به قسمت پیام های سنجاق شده (pinned messages) بروید. و نظرات، انتقادات و شبهات قرآنی خود را به شناسه کاربری بنده ارسال کنید: @S_MohsenAhmadi 🟢 @ebham_iman
پیام بعدی قسمت دهم 🟢 @ebham_iman
🟢قسمت دهم ایران در غرب آسیا
🟢قسمت دهم 🔹 ۶ قرن قبل از میلاد، همین که بانی‌پال (پادشاه مخوف آشوری‌ها) رو به قبله شد و غزل خداحافظی را خواند، کم‌کم پیچ و مهره‌های امپراتوری آشور هم شل شد و ماشین حکومتشان افتاد روی دست‌انداز! 🔹 دقیقاً همین جای تاریخ بود که تازه سر و کله ایرانی‌ها پیدا شد. 🔹 ایرانیان (مادها) که مدت‌ها زیر سایه سنگین و زورگویی آشوری‌ها بودند، با دیدن افول این طایفه، فرصت را روی هوا زدند و اولین حرکت استراتژیکشان را در خاورمیانه پیاده کردند. 🔹 ماجرا از این قرار بود که مادها یک لابی سوسکی و ریز با عراقی‌های آن زمان (قبایل سامی و کلدانی در جنوب عراق امروزی) زدند و با یک لشکرکشی طوفانی، چنان به آشور تاختند که کارشان برای همیشه یکسره شد! 🔹 رهبری این ائتلاف کلدانی-ایرانی با کسی نبود جز «نبوکدنصر» (همان بخت‌النصر خودمان) که اتفاقاً داماد ایرانی‌ها هم می‌شد و دختر پادشاه ماد را گرفته بود. 🔹 در این جنگ تمام‌عیار که 6 قرن قبل از میلاد رخ داد، بخت‌النصر با پشتیبانی مادها، ارتش ترکیبی مصر و آشور را در هم کوبید و نام آشور را چنان از صفحه روزگار پاک کرد که انگار از اول هم نبوده‌اند. 🔹 بعد از این پیروزی شیرین، بخت‌النصر پادشاه بابل شد و یه‌جورایی سکان کل غرب آسیا و شمال آفریقا را به دست گرفت. 🔹 این وسط، یهودیان که آن گوشه غرب آسیا موذیانه تخمه می‌شکستند و درگیری‌ها را زیر نظر داشتند، از بخت بدشان دیدند که آشور (شریک استراتژیکشان) با خاک یکسان شد! 🔹 قضیه این بود که دولت جنوبی یهود از قبل با آشور زد و بند داشت. سر همین بده‌بستان‌ها، دولت 10 سبط شمالی نابود شده بود، اما در عوض دولت جنوبی حسابی چرب و چیلی و فربه شده بود. 🔹 البته بخت‌النصر اولش کاری به کار دولت یهودیه نداشت و همه‌چیز گل و بلبل پیش می‌رفت. حاکم یهودیه (یهویاقیم) خراج سالیانه‌اش را سر وقت واریز می‌کرد و «عمو بخی» (بخت‌النصر) هم از این خوش‌حسابی راضی بود. 🔹 اما این آرامش فقط 3 سال دوام آورد؛ چون یهودیان طبق عادتشان دوباره فیلشان یاد هندوستان کرد و برای بخت‌النصر شاخ و شانه کشیدند! 🔹 بخت‌النصر هم که تقریباً 7 سال از پادشاهی‌اش می‌گذشت، در جریان لشکرکشی‌اش به سمت غرب آسیا، یک حرکت نرم به سمت یهودیه زد و کاملاً بی‌سر و صدا و بدون خونریزی وارد اورشلیم شد. (تاکتیکش این بود که پادشاهان مخالف را دستگیر کند و ببرد بابل تا جلوی چشمش باشند و جفتک نیندازند. یکی از همین‌ها، شاه یهودیه به نام یهویاکیم 18 ساله بود که تازه ۳ ماه از مرگ پدرش، یهویاقیم، گذشته و تاج‌گذاری کرده بود). 🔹 ورود بخت‌النصر به اورشلیم چنان اسلوموشن و مسالمت‌آمیز بود که شاه جوان و مادرش شخصاً رفتند پیشوازش! 🔹 بخت‌النصر هم نامردی نکرد و کل خاندان پادشاهی از شاه و مادرش گرفته تا نوازندگان و خدم و حشم را یکجا بسته‌بندی کرد و فرستاد بابل. بعد هم عموی یهویاکیم را به عنوان پادشاه دست‌نشانده یهود در اورشلیم منصوب کرد؛ اسمش هم «صدقیا» بود. (تاریخ‌نویسان به این ماجرا می‌گویند: «دوران تبعید بابلی»). 🔹 خاندان پادشاهی و بزرگان یهود هم که تبعید شدند بابل، به زندگی لاکچری‌شان ادامه دادند و حسابی هم کیف می‌کردند! تازه از همان بابل به صورت دورکاری بر اورشلیم نظارت داشتند و دستوراتشان را می‌فرستادند. 🔹 از آن طرف، صدقیا هم برای خودش یک بت‌پرست حرفه‌ای بود؛ نه اعتقادی به حضرت موسی داشت، نه خدا و این حرف‌ها. بیشتر دنبال حال و حول خودش بود. 🔹 همه‌چیز داشت روی غلتک می‌افتاد که تنظیمات خاورمیانه با یک کرم‌ریزی جدید از سمت یهود دوباره به هم ریخت! 🔹 در یک اشتباه استراتژیک مهلک، یهودیان با دولت‌های فینیقی و کنعانی دست به یکی کردند، پشت مصری‌ها درآمدند و جلوی بخت‌النصر شروع کردند به گنده‌باقالی بازی! 🔹 این در حالی بود که مصری‌ها دشمن خونی بابلی‌ها بودند و بخت‌النصر تشنه به خونشان بود. 🔹 سال 587 قبل از میلاد، بخت‌النصر که دیگر اعصاب درستی نداشت، حسابی قاطی کرد. از بابل به مقصد مصر استارت زد و در مسیرش همه را لوله کرد! 🔹 چند ماه بعد، بخت‌النصر به یهودیه رسید. اورشلیم را تصرف کرد، به جان معبد سلیمان افتاد و آنجا را صاف کرد. صدقیا را کور کرد، خاک شهر را به توبره کشید و تا جایی که جا داشت یهودیان یاغی را گوشمالی داد. 🔹 در ادامه، اشراف یهود را تبعید کرد و زمین‌هایشان را بین مستمندان تقسیم کرد. 🔹 یک فرد یهودی به نام «جدلیا بن اخیقام» را هم گذاشت بالای سرشان تا حواسش باشد کسی دست از پا خطا نکند. 🔹 اما بزرگان یهود که به بابل تبعید شده بودند، چنان در آنجا به نان و نوایی رسیدند که دیگر هیچ‌وقت حاضر نشدند به اورشلیم برگردند!
🔹 این ماجرای تبعید هم داستانی شد برای خودش؛ یک عده‌شان در همان بابل ماندگار شدند و عده‌ای دیگر هم روانه ایران شدند. 🔹 البته یهودیان هم انتقام خودشان را در تاریخ از بخت‌النصر گرفتند و هرچه صفت عجیب و غریب بود نثارش کردند! مثلاً در روایاتشان گفتند او یک «انسان-حیوان» بوده که یک سگ ماده بزرگش کرده، و حتی مدعی شدند که او به سمت آسمان تیر پرتاب کرده و خدا را کشته است! ادامه دارد... 🟢 @ebham_iman
بسم الله الرحمن الرحیم 🍁 بنا بر توصیه ی رهبر شهید مبنی بر لزوم خواندن قرآن، اولین پیام در روز را با آیه ای از قرآن به شکل تصادفی و تفأل گونه آغاز میکنیم. المؤمنون وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَىٰ ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ، ﺁﺑﻲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺟﺎﻱ ﺩﺍﺩﻳﻢ ; ﻭ ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﻪ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻛﺎﻣﻠﺎً ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﻳﻢ .(١٨) هر روز 🟢 @ebham_iman
: حکمت هشتم آزادی عقیده یا جنگ قسمت یازدهم ✅همراه باشید 🟢 @ebham_iman