eitaa logo
ابهام تا ایمان
60 دنبال‌کننده
86 عکس
45 ویدیو
0 فایل
🔍 از شک تا یقین، با نگاهی پژوهشی و منصفانه 📜 بررسی عمیق‌ترین شبهات دینی 📖 پاسخ‌های مستند با تکیه بر منطق، قرآن و دانش نوین 📬 همراه ما باش در مسیر ابهام تا ایمان 👇 #شبهه #پاسخ #دین #قرآن #تاریخ @ebham_iman انتقادات و نظرات و طرح پرسش: @S_MohsenAhmadi
مشاهده در ایتا
دانلود
🟢 استدلال قرآنی قرآن کریم به صراحت توضیح می‌دهد که «خواست» خدا برای گمراهی یا هدایت، شامل چه کسانی می‌شود: ۱. چه کسانی را گمراه می‌کند؟ قرآن هرگز نمی‌گوید «من هر انسان بی‌گناهی را بخواهم گمراه می‌کنم». بلکه همیشه این گمراهی را به صفات و اعمال خود فرد نسبت می‌دهد: * فاسقان:
وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ
(بقره/۲۶) «و جز فاسقان (کسانی که از راه حق خارج شده‌اند) را با آن گمراه نمی‌کند.» * ظالمان:
وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ
(ابراهیم/۲۷) «و خداوند ستمکاران را گمراه می‌سازد.» * اسراف‌کاران و شکاکان:
كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ
(غافر/۳۴) «این‌گونه خداوند هر اسراف‌کار شکاکی را گمراه می‌کند.» پس گمراهی الهی، یک مجازات و نتیجه طبیعی برای ظلم، فسق و اسراف خود انسان است. ۲. چه کسانی را هدایت می‌کند؟ در مقابل، هدایت ویژه الهی نیز شامل کسانی می‌شود که خودشان اولین گام را برداشته‌اند: * توبه‌کنندگان و بازگشتگان:
...وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ
(رعد/۲۷) «... و هر کس را که (به سوی او) بازگردد، به سوی خود هدایت می‌کند.» * تلاش‌گران در راه حق:
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا
(عنکبوت/۶۹) «و کسانی که در راه ما تلاش و کوشش کنند، قطعاً آنان را به راه‌های خود هدایت خواهیم کرد.» ◀️نتیجه‌گیری: بنابراین، «هدایت» و «ضلالت» در قرآن دو نوع است: 1. هدایت عمومی (ابتدایی): ارائه راه، فرستادن پیامبران و دادن عقل به همگان که برای همه یکسان است. 2. هدایت و ضلالت پاداشی/کیفری (ثانویه): این نوع دوم، نتیجه مستقیم عملکرد و انتخاب خود ماست. اگر راه حق را برگزینیم، خدا پاداش می‌دهد و بیشتر هدایتمان می‌کند. اگر راه باطل را با اصرار انتخاب کنیم، خدا ما را به حال خود رها می‌کند و این خود بزرگترین مجازات و همان «ضلالت» است. پس این آیات نه تنها با اختیار و عدالت خدا در تضاد نیست، بلکه دقیقاً تأییدکننده نظام عادلانه و قانون‌مند الهی است که در آن، سرنوشت نهایی هر کس، برآیند انتخاب‌های آزادانه خود اوست. مجازات روز قیامت نیز برای همان «گام اول» و انتخاب‌های آگاهانه‌ای است که فرد در دنیا داشته است. 🟢 @ebham_iman
قسمت دوازدهم
🔹حدود پنج قرن قبل از میلاد، وقتی پادشاهی به نام کوروش در ایران ظهور کرد (البته به روایت هرودوت)، موازنه قدرت نه تنها در خاورمیانه، بلکه در کل دنیا به هم ریخت! (همان‌طور که می‌دانید، از همان موقع ناف این منطقه را با تحولات جهانی بریده‌اند و خاک سرزمین پارس همیشه تولیدکننده قدرت و اقتدار بوده است). 🔹طبق منابع یهود (عهد عتیق)، بعد از فتح بابل به دست کوروش و اعلام شعار جذاب «آزادی ادیان»، یهودیان اجازه پیدا کردند با خیال راحت چمدان‌هایشان را ببندند و به سرزمین مادری‌شان برگردند. اما نکته جالب ماجرا اینجاست که جماعت یهود اصلاً از این طرح استقبال نکردند! در نهایت، فقط عده کمی به همراه یکی از نوه‌های پادشاه سابق به نام «زروبابل» (که گویا این شازده هم با اکراه و زور راهی شد) و گروهی از کاهنان، رضایت دادند که به اورشلیم برگردند. البته ناگفته نماند که این گروه اگرچه از نظر کمی چنگی به دل نمی‌زدند، اما از نظر کیفی، گلچینی از نخبگان جامعه یهود بودند. 🔹حالا بقیه چه کار کردند؟ یک گروه تصمیم گرفتند همان‌جا در بابل لنگر بیندازند و جا خوش کنند. عده‌ای راهی سرزمین متمدن ایران شدند و گروهی هم سر خر را کج کردند سمت بیابان‌های خشک و بی‌آب‌وعلف حجاز! حالا چرا حجاز؟ رفتند تا در آنجا منتظر پیامبر آخرالزمان بمانند (همان‌طور که در آیه ۱۴۶ سوره بقره هم اشاره شده که آن‌ها پیامبر را بهتر از فرزندان خودشان می‌شناختند). 🔹از آن طرف، آن عده قابل‌توجهی که راهی ایران شدند، خیلی بی‌سروصدا و اصطلاحاً سوسکی برای خودشان جا باز کردند! جای گرم و نرم و فضای عالی؛ این جماعتِ آموزش‌دیده هم بیکار ننشستند و شروع کردند به شبکه‌سازی و نفوذ در ساختار قدرت. کارشان آن‌قدر بالا گرفت که بعدها صدای «هامان»، وزیر خشایارشا را هم درآوردند! 🔹حالا برگردیم به اورشلیم! شازده «زروبابل» هم بعد از مدتی اورشلیم‌گردی، دلش را زد و دوباره بار و بندیلش را بست و برگشت ایران. از طرفی، وضعیت مالی یهودیانی که در بابل مانده بودند آن‌قدر توپ شده بود که برای ساخت معبد، کلی هدیه و کمک مالی فرستادند و حسابی ریخت‌وپاش کردند. 🔹پیش‌تر گفتیم که دوران تبعید بزرگان یهود (که به آن «اسارت بابلی» هم می‌گویند و خودشان کلی برایش روضه می‌خوانند)، در واقعیت یک‌جور مظلوم‌نمایی و موش‌مردگی خاصی در خودش دارد! چرا؟ چون همین تبعید به‌ظاهر اجباری، برایشان کلی منفعت داشت. اولین خاصیتش این بود که این جماعتِ بیابان‌گرد با دنیای مدرن آن روزگار، یعنی بابل، آشنا شدند. برای درک بهتر، تصور کنید بابلِ آن زمان، حکم نیویورکِ الان را داشت! 🔹بعد از فتح اورشلیم، سواحل مدیترانه تا دو قرن زیر بلیت شاهان هخامنشی بود. در این مدت، هخامنشیان برای اورشلیم حاکم تعیین می‌کردند؛ یک حاکم سیاسی و یک حاکم دینی. دو نمونه بارز این ماجرا، «عزرای کاهن» و «نحمیا» بودند که مستقیم از طرف دربار هخامنشی برای مدیریت اورشلیم منصوب شدند. 🔹نحمیا یک فرمانده مقتدر بود که یکی از پروژه‌های کلانش، استارت زدنِ دیوارکشی دور اورشلیم بود! بله، پروژه معروف دیوارسازی یهود از همین‌جا آب می‌خورد. این دیوارکشی دو دلیل عمده داشت: اول اینکه یهودیان در آن مدتی که در خاورمیانه به حال خود رها شده بودند، با اقوام دیگر ترکیب شده و خلوص نژادی‌شان به هم خورده بود! دیوار کشیدند تا این‌ها را تحت کنترل نگه دارند و در میان اقوام دیگر نلولند! دلیل دوم هم ساخت یک حصار دفاعی در برابر حملات دشمنان بود. در واقع، پروژه اصلاح نژادی یهود دقیقاً در همین دوران کلید خورد. 🔹ساخت معبد هم که از سال 539 قبل از میلاد شروع شده بود، به خاطر اختلافات داخلی، بیش از بیست سال طول کشید! علت این اختلافات، اعتراضات مردمی علیه همان اشراف‌زادگانی بود که از بابل برگشته بودند و می‌خواستند معبد را بسازند. مردم شاکی بودند و می‌گفتند این‌ها دوباره آمده‌اند تا بساط اشرافیت و فخرفروشی‌شان را پهن کنند! 🔹اما در این میان، مأموریت «عزرا» از همه مهم‌تر بود! اصلاً جای سؤال است که این‌ها چه لابی قدرتمندی در دربار هخامنشیان پیدا کرده بودند که توانستند عزرا را به‌عنوان حاکم دینی به اورشلیم بفرستند (بیچاره هامانِ نگون‌بخت حق داشت که صدایش درآمده بود!). عزرا که خودش را از نسل «صدوق» (کاهن زمان حضرت سلیمان) و هارون می‌دانست، با کمک یک‌سری افراد خاص، کلنگ اصلی تحریف را همین‌جا بر زمین کوبیدند. به گفته خودشان، از آنجا که تمام کتب تورات در آتش‌سوزی بخت‌النصر خاکستر شده بود، عزرا با تدوین «اسفار پنج‌گانه تورات»، پروژه جایگزینی دین ساختگی یهود با دین حضرت موسی را استارت زد. در واقع، این کتب عهد عتیقی که امروز مشاهده می‌کنید، حاصل زحمات شبانه‌روزی و البته شیطانیِ عزرا و رفقای هم‌فکرش بود!
🔹اما وحشتناک‌تر از اتفاقات اورشلیم، ماجراهایی بود که در خودِ ایران داشت رقم می‌خورد! بوی تند فتنه از دربار هخامنشیان به مشام می‌رسید... ادامه دارد ... 🟢 @ebham_iman
بسم الله الرحمن الرحیم 🍁 بنا بر توصیه ی رهبر شهید مبنی بر لزوم خواندن قرآن، اولین پیام در روز را با آیه ای از قرآن به شکل تصادفی و تفأل گونه آغاز میکنیم. النساء وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِن وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَىٰ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَىٰ أَن تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ [ ﻋﺮﺻﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﻭ ﺧﻄﺮ ] ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﺷﻲ ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺑﻪ ﺟﻤﺎﻋﺖ ] ﺍﻗﺎﻣﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﻛﻨﻲ ، ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻟﺎﺯم ﺍﺳﺖ ﺳﻠﺎﺣﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪ ، ﻫﻤﺮﺍﻫﺖ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﻳﺴﺘﻨﺪ ، ﻭ ﭼﻮﻥ ﺳﺠﺪﻩ ﻛﺮﺩﻧﺪ [ ﻭ ﺭﻛﻌﺖ ﺩﻭم ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺗﺼﺎﻝ ﺑﻪ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺑﺮﺩﻧﺪ ] ﺑﺎﻳﺪ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ] ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺗﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﻧﺪ . ﻭ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﻛﻪ [ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ ] ﻧﻤﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﺎﺯ ﮔﺰﺍﺭﻧﺪ . ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﻳﺪ [ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻤﺎﺯ ] ﺍﺯ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭﻱ ﻭ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ [ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩﺷﻤﻦ ] ﻏﺎﻓﻞ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ ، ﻭ ﺳﻠﺎﺣﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪ ; ﭼﻮﻥ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺳﻠﺎﺡ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺯ ﻭ ﺑﺮﮒ ﺟﻨﮕﻲ ﺧﻮﺩ ﻏﻔﻠﺖ ﻭﺭﺯﻳﺪ ، ﺗﺎ ﻳﻚ ﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻫﺠﻮم ﻛﻨﻨﺪ . ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﻭ ﻣﺸﻘﺖ ﻫﺴﺘﻴﺪ ، ﻳﺎ ﺑﻴﻤﺎﺭﻳﺪ ، ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﮔﻨﺎﻫﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺳﻠﺎﺣﺘﺎﻥ ﺑﺮ ﺯﻣﻴﻦ ﮔﺬﺍﺭﻳﺪ ، ﻭﻟﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭﻱ ﻭ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻴﺪ ; ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﻋﺬﺍﺏ ﺧﻮﺍﺭﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .(١٠٢) هر روز 🟢 @ebham_iman
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️ نصرتِ یاران دین توسط امام صادق علیه السلام 🔸 برگرفته از جلسات "امام صادق علیه السلام؛ سیّدالعقلاء" 🟢 @ebham_iman
: حکمت دهم سرنوشت فرعون قسمت سیزدهم ✅همراه باشید 🟢 @ebham_iman
کلاس مولای متقیان علیه السلام ترجمه و شرح حکمت 10 نهج البلاغه: معاشرت نیکو با مردم 🟢 @ebham_iman
🍏( نسخه صبحی صالح ) وَ قَالَ (علیه السلام): خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ. ✅ ترجمه: شهیدی [و فرمود:] با مردم چنان بياميزيد كه اگر مرديد بر شما بگريند، و اگر زنده مانديد به شما مهربانى ورزند. 🟢 @ebham_iman
🍏 تحلیل مبتنی بر قرآن: ◀️آیه هم‌مضمون: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا» (مریم/۹۶) بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، خداوندِ رحمان برای آنان محبتی ژرف (در دل‌ها) قرار می‌دهد. ◀️گشایشِ گرهِ مفهومی: امیرالمؤمنین (ع) در این حکمت، تصویری هنرمندانه از «اعجازِ حضورِ انسان» در متن جامعه ارائه می‌دهد. ایشان به ما نمی‌گویند صرفاً «خوب باشید»، بلکه می‌فرمایند هنرِ زیستن در آن است که چنان با تار و پودِ جامعه (خَالِطُوا النَّاسَ) آمیخته شوید که حضورتان مایه دلگرمی (حَنُّوا إِلَيْكُمْ) و غیبتتان، خلأیی دردناک (بَكَوْا عَلَيْكُمْ) باشد. قرآن کریم، رازِ این جاذبه‌ی مغناطیسی را در واژه «وُدّ» (محبت عمیق و خالص) پنهان کرده است. بر اساس آیه شریفه، این محبوبیتِ شگفت‌انگیز، محصولِ تکنیک‌های ارتباط‌جمعی یا ظاهرسازی نیست؛ بلکه پاداشی است الهی (سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ). وقتی انسان در ارتباط با مردم، نیت الهی (ایمان) و رفتار نیکو و گره‌گشا (عمل صالح) را در هم می‌آمیزد، خداوند ضمانت کرده است که بذرِ محبتِ او را در قلب‌ها بکارد. اشکِ مردم در سوگِ چنین انسانی، و دلتنگی‌شان در زمان حیاتِ او، در واقع بازتابِ همان «وُدّ» و محبتِ آسمانی است که در زمین تجلی یافته است. ◀️پیام کاربردی برای انسانِ امروز: در عصرِ ارتباطاتِ مجازی و روابطِ سطحی که انسان‌ها به راحتی فراموش می‌شوند، به جای تلاش برای دیده شدن، برای «مفید بودن» و «محبتِ بی‌توقع» سرمایه‌گذاری کن. با مردم چنان نجیبانه، همدلانه و بی‌دریغ معاشرت کن که اگر روزی نبودی، جای خالی‌ات با هیچ چیز پر نشود؛ تو برای جهان، یک «خاطره‌ی امن» باش. 🟢 @ebham_iman
برای دسترسی راحت تر به تمامی مطالب کانال اعم از پاسخ به ، تحلیل قرآنی و به قسمت پیام های سنجاق شده (pinned messages) بروید. و نظرات، انتقادات و شبهات قرآنی خود را به شناسه کاربری بنده ارسال کنید: @S_MohsenAhmadi 🟢 @ebham_iman
🖤   امام جعفر بن محمد الصادق «ع» در سال ۸۴ در مدینه متولد شد و در سال ۱۱۴ به امامت رسید و در سال ۱۴۸ بعد از ۳۴ سال امامت به شهادت رسید و در قبرستان بقیع مدفون گشت. دوران طولانی امامت حضرت و همزمانی آن با ضعف حکومت‌ بني امیه و آغاز خلافت بني عباس، فرصتی برای تبیین مسائل اسلامی توسط آن حضرت بود، لذا مذهب تشیع را«جعفری» گویند. ●قطعه ای از سیره حضرت در باب تجارت: امام غلام خود «مصادف» را با هزار دینار برای تجارت به مصر فرستاد. او رفت و با سودی همانند سرمايه و برابر سرمايه یعنی با دو هزار دینار به مدینه بازگشت و خدمت امام رسید و گفت این کیسه سرمايه ای که به من دادید و اين هم سود آن. حضرت پرسید: چگونه این قدر سود کردید؟ گفت نزديك مصر که رسیدیم مطلع شدیم کالایی که ما داریم در شهر کمیاب است و خریدار خوبی دارد. کاروانیان هم سوگند شدیم که کالای خود را به کمتر از یک دینار سود نفروشیم. حضرت ناراحت شد و آن را نپذیرفت و فرمود چرا شما عليه مسلمانان هم سوگند شدید که برای یک دینار،یک دینار سود از آنان بگیرید؟! من به چنین سودی نیاز ندارم و نمی پذیرم و فرمود«يا مصادف! مجالدة السيوف أهون من طلب الحلال» اى مصادف شمشیر زدن آسان تر از به دست آوردن مال حلال است. •وسائل الشیعه،ج۱۷،ص۴۲۱. 🟢 @ebham_iman