بسم الله الرحمن الرحیم
البقره
وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقًا قَالُوا هَٰذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ [ ﭼﻮﻥ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺣﻖ ﻭ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ] ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻣﮋﺩﻩ ﺩﻩ ﻛﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻭﻳﮋﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺯﻳﺮِ [ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥِ ] ﺁﻥ ﻧﻬﺮﻫﺎ ﺟﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ ; ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﻱ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪ ، ﮔﻮﻳﻨﺪ : ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﭘﻴﺶْ ﺭﻭﺯﻱِ ﻣﺎ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ، ﻭ ﺍﺯ ﻣﻴﻮﻩ ﻫﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﻛﻪ [ ﺩﺭ ﻃﻌﻢ ﻭ ﮔﻮﺍﺭﺍﻳﻲ ﻭ ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ ] ﺷﺒﻴﻪِ ﻫﻢ ﺍﺳﺖ ، ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻭﺭﻧﺪ ; ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻫﻤﺴﺮﺍﻧﻲ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ [ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ] ﺍﺳﺖ ; ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ ﺍﻧﺪ .(٢٥)
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
برای دسترسی راحت تر به تمامی مطالب کانال اعم از پاسخ به #شبهات_قرآنی ، تحلیل قرآنی #نهج_البلاغه و #تاریخ به قسمت پیام های سنجاق شده (pinned messages) بروید.
و نظرات، انتقادات و شبهات قرآنی خود را به شناسه کاربری بنده ارسال کنید:
@S_MohsenAhmadi
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
بسم الله الرحمن الرحیم
الذاريات
وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ
ﻭ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺍﻋﺘﺪﺍﻝ ﻭ ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ ﻭ ﺁﺭﺍﺳﺘﮕﻲ ﺍﺳﺖ ;(٧)
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
🔹در سال ۶۱۴ میلادی، درست پنج سال بعد از بعثت پیامبر اسلام (ص)، ایرانیها که در گرماگرم زد و خورد با رومیها بودند، ناگهان هوس زیتون و انجیر مدیترانهای به سرشان زد و مسیرشان را کج کردند سمت اورشلیم!
🔹خسرو پرویز، شهربراز (سردار افسانهای ساسانی) را مأمور کرد تا اورشلیم را به نام ایران فاکتور کند. شهربراز هم سهسوته کار را درآورد و با این فتح، پای ایرانیها به دریای مدیترانه باز شد؛ یک پیروزی راهبردی و حسابی شیرین!
🔹در این گیرودار، یهودیها که تخصص خاصی در آویزان شدن به ابرقدرتها داشتند، با یک چرخش سوسکی به سمت سپاه ایران غش کردند! ماجرا از این قرار بود که یهودیها با آن ژن دردسرسازشان، حسابی در اروپا روی اعصاب رومیها پیادهروی کرده بودند. رومیها هم که زورشان بیشتر بود و اصلاً حوصله دیپلماسی نداشتند، آنها را مثل توپ به اینطرف و آنطرف شوت میکردند. جنگ ایران و روم بهترین فرصت بود تا یهودیها مخ سپاه ایران را بزنند و سر ماشین جنگیشان را سمت اورشلیم کج کنند؛ خلاصه یک بازی دو سر برد برای ایران و یهود!
🔹کار به جایی رسید که یک سوپرمیلیاردر یهودی به نام «بنیامین طبریهای» شد مادرخرج جنگ! او که از قبل چرتکههایش را انداخته بود تا سود تپلی به جیب بزند، تمام هزینههای حمله ایرانیها را تقبل کرد. با شروع حمله، یهودیان هم به سپاه ایران پیوستند و شهربراز خیلی شیک و مجلسی اورشلیم را به نام خسرو پرویز سند زد!
🔹سردار ما بعد از فتح، کلید شهر را انداخت کف دست «نِحِمیا بن هوشیل» و همین آقای بنیامین، و خودش رفت تا بقیه اروپاییها را سیخ بزند. اما یهودیها تا تاج و تخت اورشلیم را به دست آوردند، دوباره فیلشان یاد هندوستان کرد و چسبیدند به نژادپرستی و تلافیجویی! مسیحیان شهر هم که تعدادشان کم نبود، نتوانستند این اعصابخردکنیها را تحمل کنند؛ پس ریختند یهودیها را خمیر کردند و شهر را پس گرفتند.
🔹یهودیها که دیدند اوضاع خیط است، دوباره افتادند به پاچهخواری ایرانیها و پوتینلیسی که «توروخدا بیایید ما را نجات دهید!» شهربراز هم دندهعقب گرفت و برگشت. او بعد از چند روز محاصره و یک گردوخاک اساسی، شهر را دوباره از مسیحیان گرفت و لقمه آماده را گذاشت در دهان یهود!
(البته شهربراز در این گیرودار، با هر ضرب و زوری که بود «صلیب مقدس» را هم پیدا کرد و فرستاد برای خسرو پرویز. خسرو هم آن را هدیه داد به همسرش مریم تا بگذارد در کلیسای خانگیاش. مسیحیها با از دست دادن این صلیب که برایشان حکم ناموس و درفش کاویانی را داشت، چنان افسردگی مزمنی گرفتند که در تاریخ ثبت شد!)
🔹یهودیانِ از همهجا رانده، همین که دوباره سوار کار شدند، شروع کردند به قتلعام مسیحیان و چنان جنایتی کردند که در تاریخ ماندگار شد؛ چند ده هزار مسیحی را از دم تیغ گذراندند! اما سه سال بعد، ساسانیان که تازه دوزاریشان افتاده بود با چه جماعت نمکنشناسی طرفند، تغییر تاکتیک دادند و رفتند در کار ساپورت مسیحیان؛ تا جایی که یهودیها حتی حق تأسیس یک کنیسه کوچک را هم نداشتند!
🔹سال ۶۲۸ میلادی که رومیها بالاخره اورشلیم را از ایرانیها پس گرفتند، چنان بلایی سر باقیمانده یهودیان آوردند که تا شعاع سه مایلی شهر هم جرئت آفتابی شدن نداشتند! یهود به خاطر این گندهباقالیبازیهایش، رسماً شده بود گوشت قربانی دو امپراتوری ایران و روم.
🔹اما در همان زمان و در جغرافیای حجاز، گروهی دیگر از یهودیان در حال تدارک مأموریت تاریخی خود بودند: حذف آخرین فرستاده خدا! سازمان یهود که همزمان با از دست دادن سنگرهای مختلف، دنبال ساختن خاکریزهای جدید بود، خوب میدانست که هیچ امیدی به این خاکریزهای فیزیکی نیست. امید اصلی آنها همیشه جهالت و نادانی عوام بود؛ بهترین بستر برای تخمریزی فتنه! آنها خوب فهمیده بودند که مردمِ نادان، بهترین سواری را برای ادامه حکومتشان میدهند.
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
بسم الله الرحمن الرحیم
الأنعام
ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺷﻤﺎ ، ﺟﺰ ﺍﻭ ﻣﻌﺒﻮﺩﻱ ﻧﻴﺴﺖ ، ﺁﻓﺮﻳﻨﻨﺪﻩ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺍﺳﺖ ; ﭘﺲ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺘﻴﺪ ، ﻭ ﺍﻭ ﻛﺎﺭﺳﺎﺯ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺍﺳﺖ .(١٠٢)
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
#شبهات_قرآنی
🔴 تغییر ضمیرها:
چرا خداوند در قرآن هنگام صحبت از خودش، مدام لحن عوض میکند و در یک جا میگوید «من»، جای دیگر میگوید «ما» و گاهی میگوید «او»؟
🔍 مقداری تأمل کنید تا دریافت پاسخ😊
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
بسم الله الرحمن الرحیم
المائده
وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ
ﻭﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺁﻳﺎﺕ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﻜﺬﻳﺐ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﺍﻫﻞ ﺩﻭﺯﺥ ﺍﻧﺪ .(١٠)
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
ابهام تا ایمان
#شبهات_قرآنی 🔴 تغییر ضمیرها: چرا خداوند در قرآن هنگام صحبت از خودش، مدام لحن عوض میکند و در یک جا
#پاسخ
🔴 تغییر ضمیرها:
✅تغییر ضمایر در قرآن کریم (من، ما، او) برای اشاره به خداوند، نه تنها نشاندهنده تناقض نیست، بلکه یکی از شاهکارهای ادبی (آرایه «التفات» در علم بلاغت) و دارای پیامهای دقیق توحیدی، تربیتی و روانشناختی است.
این تغییر لحن، بر اساس «مقام سخن» و «نوع ارتباط با مخاطب» صورت میگیرد.
✅۱. ضمیر «من» (مقام صمیمیت، عشق و بندگی)
هرجا در قرآن صحبت از مناجات، محبت ویژه، رحمت و ارتباط مستقیم بندگان با خداست، خداوند از ضمیر مفرد «من» استفاده میکند تا نهایت نزدیکی و بیآلایش بودن این ارتباط را نشان دهد.
🔹تحلیل: وقتی خدا میخواهد به بنده گناهکار یا دلشکسته امید بدهد، واسطهها را کنار میزند و میگوید: «بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را» یا «من به شما نزدیکم». اینجا جای قدرتنمایی نیست، جای آغوش باز است.
✅۲. ضمیر «ما» (مقام عظمت، قدرت و نقش واسطهها)
استفاده از ضمیر «ما» برای خداوند (که به آن جمع تعظیمی میگویند) دو دلیل منطقی دارد:
الف) نشان دادن شکوه و پادشاهی: در ادبیات بسیاری از زبانها، سلاطین و بزرگان برای نشان دادن عظمت خود از کلمه «ما» استفاده میکنند.
ب) اشاره به نظاممند بودن هستی (واسطهها): از نظر جهانبینی قرآنی، خداوند کارها را از طریق سیستمها، قوانین طبیعت و فرشتگان (اسباب هستی) انجام میدهد. وقتی میفرماید: «ما قرآن را نازل کردیم» یا «ما باران فرستادیم»، یعنی این کار با اراده من اما از طریق شبکه عظیمی از فرشتگان و قوانین هستی انجام شده است. این ضمیر به مخاطب میفهماند که جهان دارای سیستم و مدیریت یکپارچه است.
✅۳. ضمیر «او» (مقام غیب، تنزیه و توصیف ذات)
وقتی قرآن میخواهد درباره «ذات» نامحدود خدا، بینیازی او و جایگاه فراتر از درک بشر صحبت کند، از ضمیر غایب «او» (هُوَ) استفاده میکند.
🔹 تحلیل: انسان نمیتواند ذات خدا را درک کند. ضمیر «او» نشاندهنده مقام دستنیافتنی و غیب بودن خداوند است؛ مانند: «بگو اوست خدای یگانه». این ضمیر برای آموزش عقاید و استدلالهای توحیدی به کار میرود.
🔹مثال:
یک پدر که مدیر یک سازمان بزرگ هم هست را در نظر بگیرید. او وقتی قانون وضع میکند میگوید: «ما در این اداره تصمیم گرفتیم...» (بیان قدرت و کار تیمی). وقتی رزومه او را میخوانید نوشته شده: «او بنیانگذار این مجموعه است...» (توصیف شخصیت پنهان و جایگاه). اما وقتی فرزندش را در آغوش میگیرد، میگوید: «من همیشه پشت تو هستم» (صمیمیت خالص).
✅نتیجهگیری:
تغییر ضمیر در قرآن، تغییر در ذات خدا نیست، بلکه تغییر در «زاویه دید» است. این تکنیک (التفات) در بلاغت عرب، ذهن مخاطب را بیدار نگه میدارد و متناسب با فضای آیه (ترس، امید، عظمت، آموزش)، بهترین لحن را برای اثرگذاری بر قلب و منطق انسان انتخاب میکند.
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
کلاس مولای متقیان علیه السلام
ترجمه و شرح حکمت 24 نهج البلاغه:
ارزش رفع غم و گرفتاری از مردم
🟢 @ebham_iman
🍏( نسخه صبحی صالح )
وَ قَالَ (علیه السلام): مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ، إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِيسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ.
🟢ترجمه: دشتی
و درود خدا بر او، فرمود: از كفّاره گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است.
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman