بسم الله الرحمن الرحیم
هود
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ
ﮔﻔﺖ : ﺍﻱ ﻗﻮم ﻣﻦ ! ﻣﺮﺍ ﺧﺒﺮ ﺩﻫﻴﺪ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺩﻟﻴﻠﻲ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭم ﻣﺘﻜﻲ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺣﻤﺘﻲ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ [ ﺩﺭ ﺍﺑﻠﺎﻍ ﭘﻴﺎﻣﺶ ] ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﻲ ﻛﻨﻢ ، ﭼﻪ ﻛﺴﻲ ﻣﺮﺍ [ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺑﺶ ] ﻧﺠﺎﺕ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ؟ ﭘﺲ ﺷﻤﺎ [ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺟﺎﻳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮم ] ﭼﻴﺰﻱ ﺟﺰ ﺧﺴﺎﺭﺕ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻧﻤﻰ ﺍﻓﺰﺍﻳﻴﺪ .(٦٣)
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پادپخش مناهج15 ولادت امام هادی.mp3
زمان:
حجم:
1.5M
🌀 ۱۵ ذیحجه؛ ولادت امام هادی علیهالسلام
🎧 برشی از قسمت سوم پادپخش ماجرای شیعه
شنیدن فایل کامل 👇
https://eitaa.com/Manahejj_Radio/1664
🗓 #تقویم_تاریخ
📻 رادیو مناهج؛ راه نوین دانایی👇
@Manahejj_Radio
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
بسم الله الرحمن الرحیم
البقره
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ
ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ [ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺁﻳﺎﺗﺶ ] ﻛﺎﻓﺮﻧﺪ ﻣﺴﺎﻭﻱ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ [ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ] ﺑﻴﻤﺸﺎﻥ ﺩﻫﻲ ﻳﺎ ﺑﻴﻤﺸﺎﻥ ﻧﺪﻫﻲ ، ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ .(٦)
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
@ostad_shojaeنماز سکوی پرواز 11.mp3
زمان:
حجم:
3.6M
#نماز 11
🎧آنچه خواهید شنید؛👇
❣قبل از ملاقات خدا
بدنت رو آروم کن.
🔻خستگی، گرسنگی، و هر گونه فشار.....
رو از بدنت رفع کن،
تا مانع پرواز روحت نشن
@ostad_shojae
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
ابهام تا ایمان
🔹سال پنجم هجری #غزوه_بنی_قریظه #آیه #حکمت #چراغ 🟢 @ebham_iman
بسم الله
در ادامه جنگ های مسلمین با یهود،
امروز به #خیبر میپردازیم
🟡همراه باشید
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
فضائل حضرت مولا امیرالمومنین علی علیه السلام در قرآن
شاید برای شما هم این سؤال پیش امده باشد⬇️
❤️کجای قرآن از علی(علیه السلام) گفته است؟
🔸روزی معاویه وارد مکه شد، گروهی بر معاویه وارد شدند و گفتند : آیا می دانی که ابن عباس تفسیر قرآن می کند؟
معاویه گفت: خب ابن عباس پسر عموی پیغمبر (صلی الله علیه وآله) بوده، او از هاشمیان است، اگر او تفسیر نگوید که تفسیر کند؟
گفتند: آیات را به نفع علی بن ابیطالب (علیه السلام) تفسیر می کند و ما از این قضیه شاکی هستیم
معاویه گفت: خودم رسما وارد مجلس می شوم و جمع شان را بر هم می زنم.
معاویه وارد مجلس تفسیر ابن عباس می شود، ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیر آیات می کرد که معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید؟
بعد از مجلس معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت:ابن عباس تو تفسیر آیات می کنی یا فضائل علی بن ابیطالب را بازگو می کنی؟
ابن عباس گفت : معاویه به من بگو کجای قرآن است که فضائل علی بن ابیطالب نیست؟ از خودت هم سوال می کنم جواب می دهی؟
📖 انَّما اَنتَ مُنذِرُ و َلِکُلِ قَومِ هاد
این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه گفت : رسول خدا فرمود ؛ منذر این امت منم و هادی وجود علی بن ابیطالب است.
ابن عباس گفت :
📖 اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا
بگو این آیه برای کیست معاویه؟
معاویه گفت : این هم قصه ی طهارت و عصمت علی بن ابیطالب و اهل بیتش است.
ابن عباس گفت :
📖 اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ الزَّکوةَ وَ هُم رکِعون
معاویه این آیه برای کیست؟
معاویه گفت : زمانی که علی بن ابیطالب انگشتر در راه خدا داد این آیه بر حق علی نازل شد، قبول دارم
ابن عباس گفت :
📖 عَمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم
معاویه بگو این آیه در حق کیست؟
معاویه گفت : رسول خدا فرمود ؛ خبر عظیم علی بن ابیطالب است که هم مردم ازش می پرسند و هم من از علی خواهم پرسید.
ابن عباس گفت :
📖 وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا
بگو ببینم این آیه برای کیست؟
معاویه گفت : پیغمبر فرمود ؛ حبل الله علی بن ابیطالب است دست به دامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید.
ابن عباس گفت :
📖 کَفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم
این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه گفت : این قصه قصه ی علم علی بن ابیطالب است که خدا همه ی علم جاری رو در سیره ی او تعریف میکند.
ابن عباس گفت :
📖 قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا و َأَبْنَاءَکُمْ و َنِسَاءَنَا و َنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ
بگو به من که این آیه برای کیست؟
معاویه گفت : این هم ماجرای مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند.
ابن عباس گفت :
📖 ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع
این آیه برای چیست معاویه؟
معاویه گفت : روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ پیغمبر فرمود امر رسالت بود ، شخص رو به پیغمبر کرد و گفت ؛ به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم و خداوند جلوی همگان دشمن علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم.
آیا باید فقط همین آیه را بخوانی؟
ابن عباس گفت :
📖 یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک
این آیه دیگر برای چیست معاویه؟
معاویه گفت : این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم
ابن عباس گفت :
📖 اَلیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم
معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟
معاویه گفت : این آیه هم اکمال دیانت در پرتوی ولایت علی بن ابیطالب است،ولی آیه ای دیگر بخوان نه این را
ابن عباس از جا بلند شد و گفت:معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟
معاویه گفت : اصلا ابن عباس بخوان
📖 اِذا زُلزِلَتِ الارض زلزالها
ابن عباس: این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است
معاویه گفت : علی در این آیه دگر چه می کند ابن عباس؟
ابن عباس گفت : نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زلزله ای بر مدینه آمد که همه ی مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند و علی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود: زمین ابوتراب بر تو امر می کند آرام گیر
👈 معاویه که از غضب بر خود می پیچید گفت:ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود؟
📚 بحارالانوار ج٤٤ ص١٢٥
قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد
🌹دوستان وهمراهان گرامی لطفاشماهم فضیلت های امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام رانشردهید.🙏
عید غدیر مبارک
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
🔹 خیبر منطقهای بود در حدود ۱۶۰ کیلومتری شمال مدینه؛ جایی که از قرنها پیش پاتوق یهودیان شده بود و پر بود از قلعههای رنگارنگ و تقریباً تسخیرناپذیر.
البته فقط هم قلعه نبود؛ یک جورهایی انبار باروت به حساب میآمد: پر از مهمات و طلا و آذوقه، یعنی همهچیز یکجا جمع بود!
اهالی آنجا هم بیکار ننشسته بودند و با عربهای مکه رفتوآمد و رفاقتی داشتند؛ خلاصه برای هم پیام محبتآمیز میفرستادند و هوای هم را داشتند!
خیبر هم دو بخش داشت:
«یک بخش با پنج قلعه، و بخش دیگر با سه قلعه.»
این جماعت، با خیال راحت، مطمئن بودند که گذر پیامبر به آن ناحیه نمیافتد؛ برای همین هم حسابی علیه مسلمانان موش میدواندند و در پشت صحنه مشغول شیطنت بودند؛ که البته خودش ماجرای مفصلی است.
🔹 اما بعد از جنگ خندق و صلح حدیبیه، دیگر وقتش رسیده بود که چشم شیطان کور شود و در آخرین مرحله، مسیر سپاه اسلام به خیبر بیفتد و...
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
🔹 فتح قلعه اول؛ قلعه ناعم
معمولاً شروع کار کمی سخت است؛ تا مسلمانها گرمِ میدان شوند، هفتهشت روزی طول کشید تا قلعه اول، یعنی قلعه ناعم، به نام اسلام فاکتور شود!
🔹 فتح قلعه دوم؛ قلعه صعب
در این مرحله، حضرت رسول خوردن گوشت الاغ و درندگان را ممنوع کردند؛ همینطور خرید و فروش غنایم پیش از تقسیم را هم قدغن فرمودند.
مسلمانها پیش از حمله، ده روز قلعه صعب را در محاصره نگه داشتند. از آن طرف، گرسنگی هم به لشکر فشار میآورد و تازه خرخوری هم ممنوع شده بود؛ یعنی اوضاع از هر طرف حسابی شیرین بود!
با اعلام جنگ پیامبر، مسلمانها بعد از سه روز حمله، قلعه صعب را که پانصد جنگجوی گردنکلفت یهودی از آن دفاع میکردند، فتح کردند. این قلعه انبار غذای یهودیان بود؛ آنقدر پر و پیمان که بعد از فتحش، حتی چهارپایان لشکر هم سیر شدند!
🔹 فتح قلعه سوم؛ قلعه زبیر
قلعه زبیر پر بود از اسلحه و مهمات؛ مخصوصاً منجنیق، آن هم نه یکی دو تا از نوع تزئینی!
مسلمانها یک اسیر یهودی را گیر انداختند و او هم هنوز چک اول را نخورده، همه راهها و سوراخسنبهها را نشان داد! البته خود قلعه آنقدر بد مسیر بود که خر و اسب به زور میتوانستند بالا بروند، چه برسد به آدمیزاد.
مسلمانها سه روز قلعه را محاصره کردند و بعد یهودیان را کشاندند به میدان جنگ. همان یکیدو روز اول هم حسابشان را رسیدند و پهنشان کردند روی زمین. در نتیجه، منجنیقها هم افتاد دست مسلمانها و لشکر رفت سراغ مرحله بعدی.
🔹 فتح قلعه چهارم؛ قلعه ابی
اینجا عملاً مرحله اول از بخش دوم قلعهها بود. این قلعه هم که مثل بعضی قبلیها پر از خوراکی بود، افتاد دست بچهها و ماجرا جلو رفت.
🔹 فتح قلعه پنجم؛ قلعه نزار
قلعهبازیها ادامه پیدا کرد تا رسیدند به قلعه نزار.
همه یهودیهایی که قبلاً آن چهار قلعه را وا داده بودند، اینجا جمع شدند. اینها هم انگار تخصصشان قلعهگردی بود؛ یکی را از دست میدادند، فوری میرفتند قلعه بعدی! وقتی مسلمانها را دیدند، از بالای قلعه شروع کردند به تیراندازی و سنگپرانی. حتی پیامبر هم مورد اصابت سنگ قرار گرفتند.
خلاصه، این مرحله هم با همان گیر و دار خودش گذشت. بریم قلعه بعدی!
🔹 قلعه ششم؛ قلعه قموص
قلعه قموص، خفنترین قلعه یهود بود؛ یک جورهایی مرحله اژدهای ماجرا!
یهودیهای باقلعه و بیقلعه، همه در این قلعه جمع شدند، بست نشستند و بیرون هم نمیآمدند. پیامبر که دیدند اینها خیال تکان خوردن ندارند، دستور دادند منجنیقها عملیاتی شوند.
وقت حمله که رسید، روز اول ابوبکر پرچم را گرفت و رفت؛ که کاش نمیرفت! روز دوم عمر رفت؛ آن هم که دیگر خودتان میدانید.
پیامبر وقتی دیدند اینها انگار اهل این میدان نیستند و بیشتر آبرو میبرند، وعده دادند که فردا پرچم را به دست مردی میدهند که آسمان و زمین به احترامش ایست خبردار میدهند.
خلاصه فردای آن روز، سلطان بیبدیل آفرینش، امیرالمؤمنین حضرت بوتراب، پرچم را گرفت و به سمت قلعه رفت. بگو ماشالله!
در یک روایت آمده که اول حارث، برادر مرحب، وارد میدان شد. نعره اول را که کشید، مسلمانها در رفتند؛ واقعاً در رفتند، سانسور هم ندارد! حضرت امیرالمؤمنین تنها ماندند، اما همانجا تنهایی کار را درآوردند و حارث را GAME OVER کردند.
بعد نوبت مرحب رسید؛ همان غول مرحله آخر. وقتی دید داداشش فینیش شده و بند و بساط دارد به آب میرود، با کلاهخود سنگی، زره یمانی و آن هیبت جنگیاش آمد وسط میدان؛ خلاصه غولناسوری بود برای خودش!
اول هم شروع کرد به اولدورم بولدورم: من اینم، من اونم و از این حرفها.
حضرت بوتراب هم فرمودند: «من همانم که مادرم مرا حیدر نامید.»
باز در روایتی آمده که مرحب با آن همه گردنکلفتی، اولش کمی شل کرد؛ چون از قبل به او گفته بودند کسی به نام حیدر میآید و موتورت را پیاده میکند! اما یهودیها که به او تکه انداختند، دوباره برگشت وسط رینگ.
میدان خونین با حمله دو جنگاور آغاز شد و در نهایت مرحب مثل جیگر زلیخا وا رفت! آخرش هم خودش و قلعهاش رفتند قاطی باقالیها.
این قلعه همان قلعهای بود که حضرت امیر درِ آن را از جا کندند.
🔹 فتح قلعه هفتم و هشتم؛ وطیح و سلائم
یهودیان این مرحله هم حدود ده روز رفتند توی سوراخ و سنگر گرفتند. بعد که دیدند اهل ادامه دادن نیستند و این کاره نیستند، قلعهها را با فول امکانات تحویل دادند و رفتند پی کارشان!
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman
برای دسترسی راحت تر به تمامی مطالب کانال اعم از پاسخ به #شبهات_قرآنی ، تحلیل قرآنی #نهج_البلاغه و #تاریخ به قسمت پیام های سنجاق شده (pinned messages) بروید.
و نظرات، انتقادات و شبهات قرآنی خود را به شناسه کاربری بنده ارسال کنید:
@S_MohsenAhmadi
#آیه
#حکمت
#چراغ
🟢 @ebham_iman