eitaa logo
تیغ و زیتون
511 دنبال‌کننده
656 عکس
157 ویدیو
4 فایل
ارتباط با شاعر @asemani_313
مشاهده در ایتا
دانلود
جای شما خالی نماز صبح دعاگو و نائب‌الزیاره‌ی شما در مسجد کوفه بودم . سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
محل ضربت خوردن امیرالمومنین ، علی بن ابیطالب علیه‌السلام سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
جای شما خالی ضریح مطهر حضرت هانی بن عروه علیه السلام سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
به نیابت از طرف شما عرض می‌کنم: السلام علیک یا امیرالمومنین نائب‌الزیاره‌ی شما خوبان گرامی هستم . سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ ✅ تیغ و زیتون | کانال اشعار حاج‌ابراهیم سنائی http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
🔲 انگیزه‌ی بندگی رباعی _ برای تلاقی بهار قرآنی و نوروز ایرانی در کاسه‌ی ما شیر و عسل ریخته‌ شد انگیزه‌‌ی بندگی برانگیخته شد یک‌سو رمضان و یک‌طرف فروردین یعنی دو بهار با هم آمیخته شد ✅ شاعر: تیغ و زیتون | کانال اشعار حاج‌ابراهیم سنائی
جای شما خالی ساعات پایانی سال ۱۴۰۲ خورشیدی @ebrahim_sanaei
جای شما خالی خیلی دعاتون کردم ساعات پایانی سال ۱۴۰۲ خورشیدی http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
جای شما خالی لحظه‌ی تحویل سال چه شور و حال غریبانه‌ای حرم دارد چه هفت‌سین عجیبی که رنگ غم دارد سنان و سیلی و سرنیزه هست و سنگِ جفا سری بریده ، سرشکی و سوزِ واعطشا ✅ شاعر: @ebrahim_sanaei
32.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔲 نوروزتان حسینی ما هم اینجا سفره‌ی هفت‌سین داشتیم . خیلی دعاتون کردم . 🌺 اینجا کلیک کنید👇 تیغ و زیتون _ کانال اشعار حاج‌ابراهیم سنایی ✅ ارتباط با مدیر @mosafer2082 ✅ ارتباط با شاعر @asemani_313 🙏 کانال را به دوستان اهل ذوقتان نیز معرفی بفرمائید . حاج‌محمد جعفری (مدیر کانال)
عیدت مبارک آقاجااااااااان سایه‌ات مستدام دشمنانت نابود ان‌شاءالله ✅ تیغ و زیتون | کانال اشعار حاج‌ابراهیم سنائی http://eitaa.com/ebrahim_sanaei
🔲 حق مادری برای حضرت خدیجه سلام الله علیها پس از زهرا ستودن باید ای بانو شما را هم که راضی کردی از خود مثل پیغمبر خدا را هم تو ام‌المؤمنین بودی ، محمد نیز مؤمن بود تو حق مادری داری به گردن مصطفی را هم هواداران کویَت کم نبودند از حجاز اما غرورت دست رد بر سینه کوبید اغنیا را هم یتیمی دست‌خالی را که دیدی برگزیدی ، پس حقیر آمد به چشمانت زراندوزان دارا هم تو را زن‌های همشهری رها کردند در روزی که آدم می‌کند آن‌لحظه با دشمن مدارا هم ولی در هودجی نورانی از بالا به زیر آمد چهار اسطوره ، ساره ، آسیه ، کلثوم با مریم برای این‌که آرامش بگیری ، دل قوی داری به ناگه اذن صحبت داده شد خیرالنسا را هم خدا می‌خواست از دامان پاکت گل برویاند که از عطرش معطر سازد این دنیای ما را هم خدا می‌خواست احمد را نخواند دشمنش ابتر ز کوثر کرد تکثیر آیه آیه هَل‌اَتی را هم شدی مادر به یک دختر که از نور است روشن‌تر که او حتی پدر را مادر آمد ، انبیا را هم شدی مادر به یک دختر که دارد عطر نیلوفر فلک را هست او محور ، قَدَر را هم ، قضا را هم کجا بودم؟ کجا هستم؟ قلم افتاد از دستم چه می‌گفتم؟ چه می‌گویم؟ عجب ! کج شد کجا راهم؟ الا بانوی مکی ! نازِ شَستت ! مادری کردی عوض فرموده‌ای بی‌اذن شاعر محتوا را هم سرودم مدح مادر را؟ وَ یا توصیف دختر را؟ خودت ترجیح دادی در غزل این جابجا را هم ✅ شاعر: @ebrahim_sanaei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا