eitaa logo
شهید ابراهیم هادی
13.3هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
719 ویدیو
62 فایل
"کاری کن که خدا خوشش بیاد" تو دعوت شده ی خاصِ آقا ابراهیم هستی تا کمکت کنه به خدا برسی❤️ 🛍فروشگاه: @EbrahimhadiMarket ⚠️تبلیغات: @Ebrahimhadi_ir 👤ارتباط با مدیر: @Khademe_ebrahim
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید ابراهیم هادی
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 راویان: مرتضي پارسائيان، علي مقدم همه گردانها از محورهاي خودشان پيشروي كردند. ما بايد از
پزشــك بهــداري دزفول گفت: گلولــه اي كه به صورت خــورده به طرز معجزه آسائي از گردن خارج شده، اما به جايي آسيب نرسانده. اما گلوله اي كه به پا اصابت كرده قدرت حركت را گرفته، استخوان پشت پا خرد شده. از طرفي زخم پهلوي او باز شده و خونريزي دارد. لذا براي معالجه بايد به تهران منتقل شود.ابراهيم به تهران منتقل شد. يك ماه در بيمارستان نجميه بستري بود. چندين عمل جراحي روي ابراهيم انجام شــد و چند تركش ريز و درشــت را هم از بدنش خارج كردند. ابراهيــم در مصاحبه با خبرنگاري كه در بيمارســتان به ســراغ او آمده بود گفت: با اينكه بچه ها براي اين عمليات ماه ها زحمت كشيدند و كار اطلاعاتي كردنــد. اما با عنايــت خداوند، مــا در فتح المبين عمليــات نكرديم! ما فقطراهپيمائي كرديم و شعارمان يا زهرا(س) بود. آنجا هر چه كه بود نظر عنايت خود خانم حضرت صديقه طاهره (س) بود.ابراهيم ادامه داد: وقتي در صحرا، بچه ها را به اين طرف و آن طرف ميبرديم و همه خسته شده بودند، سجده رفتم وتوسل پيدا كردم به امام زمان(عج) از خود حضرت خواستيم كه راه را به ما نشان دهد. وقتي سر از سجده برداشتم بچه ها آرامش عجيبي داشتند، اكثراً خوابيده بودند. نسيم خنكي هم ميوزيد.من در مسير آن نسيم حركت كردم. چيز زيادي نرفتم كه به خاكريز اطراف مقر توپخانه رســيدم. در پايان هم وقتي خبرنگار پرسيد: آيا پيامي براي مردم داريد؟ گفت:((ما شرمنده اين مردم هستيم كه از شام شب خود ميزنند و براي رزمندگان ميفرســتند. خود من بايد بدنم تكه تكه شود تا بتوانم نسبت به اين ِ مردم اداي دين كنم)) ابراهيم به خاطر شكستگي استخوان پا، قادر به حركت نبود. پس از مدتي بستري شدن در بيمارستان به خانه آمد و حدود شش ماه از جبهه ها دور بود. اما در اين مدت از فعاليت هاي اجتماعي و مذهبي در بين بچه هاي محل و مسجد غافل نبود. ♻️ ... 🆔 @Ebrahimhadi 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
12.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠داستان معجزه اذان #شهید_ابراهیم_هادی از زبان حجت الاسلام حاج آقا بهشتی در برنامه #سمت_خدا ✅منبع داستان: کتاب سلام بر ابراهیم صفحه ۱۳۵ 🆔 @Ebrahimhadi ••••••••••••••••••••••••
❤️ #یا_صاحب_الزمان_عج ❤️ بارها از همه جا و همه کس رانده شدم این تو بودی که مرا باز پناهم دادی... این همه قلب تو را با گنهم خون کردم باز تا آمدم از راه، تو راهم دادی... ✅تعجیل در فرج آقا ۳ صلوات #اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🌹 🆔 @Ebrahimhadi ••••••••••••••••••••••••
بهم گفت: جایگاه من توی سپاه چیه؟ سوال عجیب و غریبی بود! ولی می دانستم بدون حکمت نیست. گفتم: شما فرمانده نیروی هوایی سپاه هستید سردار. به صندلی اش اشاره کرد و گفت: شما ممکنه به موقعیتی که من الان دارم نرسی؛ ولی من که رسیدم، به شما میگم که این جا هیچ خبری نیست. 🆔 @Ebrahimhadi
💠بسياری هنوز اورا نمیشناسند که اگر میشناختند در کوره راههای گمراهی سرگردان نبودند.. 🌸و اين گناه ماست كه ما را بخاطر آن نخواهند بخشيد،گناه روزی خوردن سر سفره پرفیض شهدا و لب فرو بستن... 🆔 @Ebrahimhadi ••••••••••••••••••••••••
💠 مراسم هفتگی "عاشقان شهید ابراهیم هادی" | #چاووش_محرم | ✅چهارشنبه ؛ بعد از نماز مغرب‌وعشاء 📍کاشان ؛ طاهرآباد ؛ حسینیه حضرت فاطمه‌الزهرا(سلام‌الله‌علیها) 🆔 @Ebrahimhadi ••••••••••••••••••••••••
باید می رفت تهران. فرمانده ها جلسه داشند. خانمش را بردند بیمارستان. هرچه گفتم« بمان، امروز پدر می شی. شاید تو را خواستند. » گفت «خدایی که بچه داده، خودش هم کاراش رو انجام می ده. » 📗یادگاران، ج۴، ص ٩٠ 🆔 @Ebrahimhadi
نه پــ🕊ــرواز بلدم، نه بال و پرش را دارم.. دامهای دنیایی اسیرم کرده اند.. ولی من‌ میخواهم اسیر نگاه تـ❤️ـو شوم و بس.. #نگاهتو_ازم_برندار_رفیق 🆔 @Ebrahimhadi ••••••••••••••••••••••••
💠وصیت کرده بود رو قبرش ننویسیم مادر شهید... 🌸میگفت: قاسم بیاید ببیند مادرش این سی سال فکر میکرده پسرش شهید شده دلگیر میشود! کسی چه میفهمد سی سال زندگی کردن با یک قاب عکس یعنی چه؟!😔 🆔 @Ebrahimhadi ••••••••••••••••••••••••
🔸ـــــــ قسمت پنجاهو سوم ـــــــ🔸 ‌ ✨ مداحی #کتاب_سلام_بر_ابراهیم 🆔 @Ebrahimhadi مطالعه کنیم🔻🔻🔻
شهید ابراهیم هادی
🔸ـــــــ قسمت پنجاهو سوم ـــــــ🔸 ‌ ✨ مداحی #کتاب_سلام_بر_ابراهیم 🆔 @Ebrahi
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🗣راویان: اميرمنجر، جواد شيرازي ابراهيم در دوران دبيرستان به همراه دوستانش هيئت جوانان وحدت اسلامی را بر پا کرد. او منشاء خير براي بسياري از دوستان شد. بارها به دوستانش توصيه ميكرد که برای حفظ روحيه ديني و مذهبي از تشكيل هيئت در محله ها غافل نشويد. آن هم هيئتي كه سخنراني محور اصلي آن باشد.يكي از دوستانش نقل ميكرد كه: سالها پس از شهادت ابراهيم در يكي از مساجد تهران مشغول فعاليت فرهنگي بودم. روزي در اين فكر بودم كه با چه وسيله اي ارتباط بچه ها را با مسجد و فعاليتهاي فرهنگي حفظ كنيم؟ همان شب ابراهيم را در خواب ديدم. تمامي بچه هاي مسجد را جمع كرده و ميگفت: از طريق تشكيل هيئت هفتگی، بچه ها را حفظ كنيد! بعد در مورد نحوه كار توضيح داد و... مــا هم ايــن كار را انجام داديم. ابتــدا فكر نميكرديم موفق شــويم. ولي باگذشت سالها، هنوز ازطريق هيئت هفتگي با بچه ها ارتباط داريم.مرام و شيوه ابراهيم در برخورد با بچه هاي محل نيز به همين صورت بود. او پس از جذب جوانان محل به ورزش، آنها را به سوي هيئت و مسجد سوق ميداد و ميگفت: وقتي دست بچهدها توي دست امام حسين(ع) قرار بگيره مشكل حل ميشه. خود آقا نظر لطفش را به آنها خواهد داشت.ابراهيم از همان دوران دبيرستان شروع به مداحي كرد. بقيه را هم به خواندن و مداحي كردن ترغيب ميكرد. هر هفته در هيئت جوانان وحدت اسلامي به همراه شهيد عبدالله مسگر حضور داشت و مداحي ميكرد.اين مجموعه چيزي فراتر از يك هيئت بود. در رشد مسائل اعتقادي و حتي سياسي بچه ها بسيار تأثيرگذار بود.دعوت از علمائي نظير علامه محمدتقي جعفري و حاج آقا نجفي و استفاده از شخصيت هاي سياسي، مذهبي جهت صحبت، از فعاليت هاي اين هيئت بود. لذا مأموران ســاواك روي اين هيئت دقت نظر خاصي داشــتند و چند بار جلوي تشكيل جلسات آن را گرفتند.ابراهيم، مداحي را از همين هيئت و همچنين هنگامي كه ورزش باستاني انجام ميداد آغاز كرد. در دوران انقلاب و بعد از آن به اوج خود رسيد. اما نكته مهمي كه رعايت ميكرد اين بود كه ميگفت: براي دل خودم ميخوانم. سعي ميكنم بيشتر خودم استفاده كنم و نيت غيرخدايي را در مداحي وارد نكنم. 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
روي موتور نشســته بود. به زيبايي شروع به خواندن اشعاري براي حضرت زهرا (س) نمود. خيلي جالب و سوزناك بود. از ابراهيم خواستم كه در هيئت همان اشعار را به همان سبك بخواند، اما زير بار نرفت! ميگفت: اينجا مداح دارند، من هم كه اصلاً صداي خوبي ندارم، بيخيال شو...اما ميدانستم هر وقت كاري بوي غيرخدابدهد، يا باعث مطرح شدنش شود ترك ميكند. در مداحي عادات جالبي داشت. به بلندگو، اكو و ... مقيد نبود. بارها ميشد كه بدون بلندگو ميخواند. در سينه زني خيلي محكم سينه ميزد ميگفت: اهل بيت همه وجودشان را براي اسلام دادند. ما همين سينه زني را بايد خوب انجام دهيم. در عروسي ها و در عزاها هر جا ميديد وظيفه اش خواندن است ميخواند. اما اگر ميفهميد به غير از او مداح ديگري هست، نميخواند و بيشتر به دنبال استفاده بود. ابراهيم مصداق حديث نورانــي امام رضا(ع) بود كه ميفرمايد:((هر كس براي مصائب ما گريه كند و ديگران را بگرياند، هر چند يك نفر باشد اجر او با خدا خواهد بود.هر كه در مصيبت ما چشمانش اشك آلود شود و بگريد، خداوند او را با ما محشور خواهد كرد.)) در عزاداري ها حال خوشــي داشت. خيلي ها با وجود ابراهيم و عزاداري اوشور و حال خاصي پيدا ميكردند. ابراهیم هر جايي که بــود آنجا را كربلا ميكرد! گريه ها و ناله هاي ابراهيم شــور عجيبي ايجاد ميكرد. نمونه آن در اربعين سال 1361 در هيئت عاشقان حسين(ع)بود. بچه هاي هيئتي هرگــز آن روز را فراموش نميكنند. ابراهيم ذكر حضرت زينب(س) را ميگفت. او شور عجيبي به مجلس داده بود. بعد هم از حال رفت و غش كرد! آن روز حالتي در بچه ها پيدا شدكه ديگر نديديم. مطمئن هستم به خاطر سوز دروني و نَفَس گرم ابراهيم، مجلس اينگونه متحول شده بود.ابراهيــم در مورد مداحــي حرفه اي جالبي ميزد. ميگفــت: مداح بايد آبروي اهل بيت را درخواندنش حفظ كند، هر حرفي نزند. اگر در مجلســي شرايط مهيا نبود روضه نخواند و... ابراهيم هيچوقت خودش را مداح حساب نميكرد. ولي هر جا كه ميخواند شور و حال عجيبي را ايجاد ميكرد. 🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺 شب تاسوعا بود. در مسجد، عزاداري باشكوهي برگزار شد. ابراهيم در ابتدا خيلي خوب ســينه ميزد. اما بعد، ديگــر او را نديدم! در تاريكي مجلس، در گوشه اي ايستاده و آرام سينه ميزد. سينه زني بچه ها خيلي طولاني شــد. ساعت دوازده شب بود كه مجلس به پايان رسيد. موقع شــام همه دور ابراهيم حلقه زدند. گفتم: عجب عزاداري باحالي بود، بچه ها خيلي خوب سينه زدند. ابراهيم نگاه معني داري به من و بچه ها كرد و گفت: عشقتان را براي خودتان نگه داريد! وقتي چهره هاي متعجب ما را ديد ادامه داد: اين مردم آمده اند تا در مجلس قمربني هاشم(ع) خودشان را براي يكسال بيمه كنند.وقتي عزاداري شــما طولاني ميشــود، اينها خسته ميشــوند. شما بعد از مقداري عزاداري شام مردم را بدهيد.بعد هرچقدر ميخواهيد ســينه بزنيد و عشــق بازي كنيد، نگذاريد مردم در مجلس اهل بيت احساس خستگي كنند. ♻️ ... 🆔 @Ebrahimhadi 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸